مهستان؛ همه چیز از انتشار یک ویدئوی بیصدا از جلسه هیئت دولت شروع شد. جایی که رئیسجمهور خطاب به رئیس سازمان صدا و سیما سخن میگفت. روی این ویدئو موزیک بیکلام گذاشته شده بود اما رسانهها به سرعت جملات پزشکیان را منتشر کردند: « آقای جبلی! اصلا صداوسیما را نگاه نمیکنم؛ وقتی میبینم اعصابم خراب میشود. من که زندگیام را میخواهم برای نظام بگذارم این نگاه را پیدا کردهام، ببینید مردم چه نگاهی دارند.». تصویری از یک مواجهه سیاسی بین رئیس جمهور و اصولگرایان رادیکال.
انتشار این انتقاد نسبتا تند چیزی نبود که صدا و سیما بیپاسخ بگذارد. صدا و سیمایی که این روزها مهمترین نهاد در اختیار اصولگرایان رادیکال است و گفته میشود که وحید جلیلی، برادر سعید جلیلی در آن نقشی محوری و تعیین کننده دارد.
پاسخ را دیشب خود پیمان جبلی بدون نام بردن از رئیس جمهور داد: « دیدن صداوسیما یک افتخار است و باعث تکدر کسی نیست. اگر کسی نمیبیند، از این افتخار به دور است؛ چون صداوسیما آینه افتخار یک ملت است. باید افتخار کرد که صداوسیمایی را که آینه افتخار یک ملت بزرگ است، ببینیم و بشنویم. از این قاب صدای ضعف شنیده نمیشود، هر آن چه از آن شنیده میشود روایت قدرت و پیروزی و سربلندی است.»
پاسخ جبلی به پزشکیان اتفاق تازهای نیست. از قضا همین تازه نبودن است که میتواند محل تامل باشد. پاسخ جبلی آینه تمام نمای رویکرد اصولگرایان رادیکال در سیاست ایران است: جدال آشکار با هر مقام و نیروی سیاسی که مخالف عملکرد آنها باشد؛ با استناد و ارجاع به گزارههای ایدئولوژیکی مانند: « از این قاب صدای ضعف شنیده نمیشود!».
جایگاه ایدئولوژی در ساختار سیاسی چنان است که ارجاع به چنین گزارههایی میتواند هر نقدی را منتفی کند و هر مخالفتی را به یک چالش سخت برای مخالفت کننده مبدل نماید. تو گویی که رئیس جمهور خواستار انعکاس صدای ضعف در صدا و سیما بوده است!
این که مدیر یک رسانه به صراحت تماشای رسانه خود را یک افتخار بداند هم عجیب است. بعید است که تعداد مدیران رسانهای که چنین سخنی را آشکار به لب بیاورند در تاریخ رسانهها چندان زیاد باشد.
از قضا رسانهها هستند که معمولا به دیده شدن افتخار میکنند یا حداقل این طور بیان میکنند! با این حال باز هم ایدئولوژی در تاروپود ساختار چنان نقشی دارد که بر زبان آوردن این سخن را برای جبلی مقدور میسازد.
اصولگرایان رادیکال همواره با ارجاع به همین گزارههای ایدئولوژیک است که میتوانند تصمیمات نهادهای سیاسی نظام را به چالش بکشند، در نهادهای در اختیار خود ذرهای به مخالفتهای سیاسی و انتقادات توجهی نکنند، خط قرمز ها در برخورد با هر شخص و جریان و شخصیتی کنار بگذارند و به جز در انتخابات، آن هم گاه به گاه!، با هیچ مخالفتی مواجه نشوند.
انتخاب تندترین سیاستها، رادیکالترین اقدامات و عجیبترین مواضع همه و همه به همین سان میسر شده است و تا اطلاع ثانوی میسر خواهد شد.
البته که هیچ وضعیتی ابدی نیست، نقش ایدئولوژی در ساختارها با توجه به تحولات در میدان واقعیت، عمل نیروهای سیاسی و اقتصادی و تحول در بنیانهای مادی تغییر میکند. تغییراتی که معمولا پیشبینی ناپذیرند اما وقتی رخ میدهند چنان بدیهی به نظر میرسند که گویی برای سالها به تعویق افتاده بودند و تصور کردن وضعیت پیشین محال مینماید.
تا آن زمان اما اصولگرایان رادیکال بر مدار همین رویه باقی میمانند بی آن که گزندی ببینند و حتی فشاری برای تغییر رویههای خود احساس کنند.





