مهستان؛ بازداشت شش چهره برجسته اصلاحطلبان را باید در ادامه توقیف روزنامه هممیهن تحلیل کرد. سیستم امنیتی با این رفتارها این پالس مهم را به شبکه فعالان مدنی میدهد که تا اطلاع ثانوی تحمل برخاستن صدای سوم را ندارد. بیتفاوتی آنها نسبت به بهبود تدریجی شرایط اینترنت و ماهواره و همچنین سخنان چهرههای نزدیک به جریان اصلی اپوزیسیون در فضای مجازی و حتی کانال آزاد نشان میدهد در جنگ روایتها، آنها فعلا تمرکز خود را بر بستن روزنههای گشودهشده گذاشتهاند.
به این ترتیب، یک بار دیگر اصلاحطلبان از دایره خودیها رانده شدهاند؛ با این تفاوت که این بار نه به خاطر مواضعشان که به دلیل پتانسیلهایی که همچنان از آن برخوردارند، چنین اتفاقی رخ میدهد. همگرایی سلطنتطلبان و رسانههایشان با اسرائیل و آمریکا چنان عیان است که در چارچوب گفتمان حاکمان، رد روایت آنها از کشتار دیماه چندان پیچیده نیست. اما اصلاحطلبان به دلیل آنکه زمان زیادی از حضورشان در قدرت نمیگذرد، روایت شنیدنیتری برای جامعه دارند.
ظرفیتهایی از این دست، آنها را کم و بیش در موقعیتی شبیه ملی-مذهبیها در دهههای ۷۰ و ۸۰ قرار میدهد. جریانی که پس از گذشت دو دهه از حذفشان از قدرت، علیرغم حضور بیمزد و منت در انتخاباتها، برخلاف اصلاحطلبان، غیرخودی محسوب میشدند و برخورد با آنها در بزنگاههای سیاسی مختلف راه آسانِ اقتدارگرایان برای حفظ ثبات جامعه و اجماع در بدنه حکومت بود.
بیشتر بخوانید: بازداشت و برخورد تشکیلاتی با اصلاحطلبان؛ تغییر قواعد بازی سیاسی!
فقدان جا پای قوی در حکومت و جامعه، موقعیت اصلاحطلبانِ امروز را مانند ملی-مذهبیهای آن دوره بیش از پیش آسیبپذیر کرده و در صورت ادامه این شرایط احتمالا باید منتظر ریزش بدنه و انزوای سران این جریان بود. شاید هم از این روست که اصلاحطلبان محافظهکار ترجیح دادهاند مسیر سکوت یا همدلی با روایت رسمی درباره وقایع دیماه در پیش بگیرند.
با این همه، بازداشتهای اخیر به طور اعم و اصلاحطلبان به طور اخص نهتنها کمکی به پلنهای نهادهای بازداشتکننده نمیکند، بلکه ممکن است جایگاه اخلاقی آنها را نیز بهبود ببخشد. در واقع اینگونه برخوردها فقط میتواند توهم کنترل جامعه از سوی تئوریسینهای نظامی و امنیتی را ارضا کند که درست خلاف جهت دموکراسی، سیاست داخلی را ادامه سیاست خارجی میپندارند و با ذرهبین به دنبال تاثیر این دست برخوردها در روابط پیچیده بینالمللی میگردند.





