مهستان؛ تصاویر از غنائم جنگی نیروهای انصارالله یمن با سمفونی خرمشهر روی آن در شبکههای مجازی در حال مخابره است. غنائمی که در پیشروی برقآسای انصارالله در سواحل دریای سرخ به دست آمده است. این حملات در طول ۲ هفته گذشته حالا کلید بابالمندب را دولت انصارالله در صنعا سپرده است؛ دستاوردی فوق استراتژیک برای محور مقاومت که جغرافیای جنگ در خاورمیانه را دگرگون کرده است.
پیشرفت برقآسای انصارالله بسوی جنوب یمن تسخیر بندر مهم المخا و جزایر مهم یمنی در دهانه تنگه باب المندب، کنترل این تنگه بسیار مهم را از متحدان ریاض گرفته و به دست انصارالله انداخته است.
در روزهای اخیر بمبارانهای شدید یمن توسط عربستان ادامه داشته و ریاض میکوشد مانع از تثبیت مواضع انصارالله شود. اتاق جنگ عربستان به نظر وحشتزده و مستاصل است. آنچنانکه باز هم به بمبارانهایی دلبسته که در طول ۱۰ سال گذشته در مقابله با انصارالله کم فایده بودهاند.
همزمان رایزنیهای نظامی گستردهای در جریان است. خبرها از سفر ژنرال برد کوپر فرمانده سنتکام به عربستان سعودی و ملاقات مستقیم با بن سلمان حکایت دارد. گزارشدیگری از یک جلسه سری نظامی در اروپا منتشر شده است که در آن فرمانده سنتکام با مقامات ارشد نظامی کشورهای حاشیه خلیج فارس گفتگو کرده است. نکته بسیار مهم در گزارش آکسیوس حضور رئیس ستاد ارتش اسرائیل در این نشست بوده است
چه چیزی در حال روی دادن است؟ حمله آمریکا به ایران بیشترین زیان راهبردی را برای عربستان و امارات متحده عربی به دنبال داشته است. افتادن کنترل بابالمندب به دست انصارالله عملا عربستان را در یک انزوای بیسابقه راهبردی قرار میدهد. بخصوص که وضعیت در تنگه هرمز هم بحرانی است و دیگر گلوگاه ارتباطی عربستان هم عملا در اختیار ایران قرار گرفته است. نقشه روی میز بن سلمان صریحتر از هر چیزی سخن میگوید: کنترل هردو تنگهای که ارتباط آبی عربستان را با جهان شکل میدهد در اختیار تهران و متحدانش است؛ کابوسی که در قامت واقعیت روی نقشه نشسته است.
عربستان به دلایل متعددی که محتاج بررسی و تحلیل جداگانه است، به تنهایی توان واکنش نظامی به این خفگی استراتژیک را ندارد. دکترین امنیتیِ اتحاد کامل با غرب در جریان حمله آمریکا به ایران دچار فروپاشی شده و این اتحاد نه تنها از عربستان حفاظت نکرده که آن را در معرض آسیب قرار داده است. پیمان مکه با پاکستان و ترکیه هم علیرغم زرق و برق رسانهای تاکنون آوردهای برای عربستان نداشته و خبری از پاکستان و ترکیه در جبهه یمن نیست.
در این شرایط تنها گزینه باقیمانده برای بنسلمان حرکت بسوی اتحاد با اسرائیل است. عربستان تاکنون بنا بر ملاحظات راهبردی و با نگاهی که به رهبری جهان عرب دارد، از پیوستن به پیمان ابراهیم خودداری کرده و عادی سازی روابط با اسرائیل را مشروط به تضمین مسیری به سوی تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی کرده است. بااینحال تحولات شتابان کنونی این ملاحظات قبلی را کمرنگ خواهد کرد.
دغدغه امنیت برای حاکمان سعودی آن قدر مهم هست که بتوانند برخی عرفها و ملاحظات را کنار بگذارند. فراموش نکنیم که بعد از حمله صدام به کویت، عربستان نه تنها خواستار مداخله آمریکا شد که حاضر شد که سربازان آمریکایی را در سرزمین وحی پذیرا باشد. اقدامی که بازتابی بسیار منفی در جهان اسلام و جامعه عربستان داشت و گفته میشود که اسامه بنلادن خشمگین از همین اتفاق همه پیوندها را با خاندان سعود گسست و القاعده را به مسیری هدایت کرد که به حوادث ۱۱ سپتامبر منجر شد و همان حادثه بنا و مبنای معادلات در خاورمیانه را عوض کرد.
خطر حرکت عربستان به سوی اتحاد تمام عیار با اسرائیل آن قدر در پازل راهبردی ایران و محور مقاومت مهم هست که نیاز به واکنش تاکتیکی و حتی راهبردی داشته باشد. شاید اکنون زمان آن است که اهرم دیپلماتیک وارد و تلاش برای توافقی حداقلی با عربستان آغاز شود. بدیهی است که نه عربستان از منافع راهبردی خود در یمن چشم میپوشد و نه محور مقاومت میتواند از کلید باب المندب صرفنظر کند.انصارالله یمن هم نشان داده است که در چارچوب محور مقاومت با ایران هماهنگ است و تابع محض تهران نیست. آنها هم خواستههای مهم خود را در مورد رابطه با عربستان دارند.
ایجاد پلی برای گفتگو و تلاش برای در نظر گرفتن نگرانیهای فوری امنیتی عربستان در قبال ارایه امتیازاتی مانند رفع یا کاهش محاصره یمن میتواند یک ابتکار تاکتیکی مهم باشد. اگر نمیتوان تنش را خاتمه داد اما حتما میتوان مسیرهایی برای مدیریت آن پیدا کرد. پیش از آن که حاکمان ریاض چشمشمان را برای تامین امنیت از واشنگتن و اسلامآباد و استانبول بردارند و به تلآویو خیره شوند.
ضرورت دیپلماسی فعال با عربستان؛ خفگی راهبردی ریاض را به سوی تلآویو میکشاند
Share This Article
بدون دیدگاه





