مهستان؛ میثم هاشمی*: هر انسان در طول زندگی خود، لحظهها و «آن»هایی دارد که زندگی آن فرد را معنا میدهد.
یکی از «آن» و اندک زمانهای آیتالله منتظری، لحظهای بود که باز هم تصمیم گرفت با خدا معامله کند و دیدگاه تاریخی خود را درباره رویدادهای سال ۶۷ بهصورت شفاف بیان کند.
آن لحظه را در خاطرات خود چنین تعریف میکند: «بالاخره من احساس کردم که این شیوه درستی نیست.
تصمیم گرفتم یک نامه به امام بنویسم، اتفاقا آقای آسید هادی هاشمی و آقای قاضی خرمآبادی اینجا بودند.
با آنها مشورت کردم، گفتند این کار را نکنید چون امام از دست منافقین پس از جریان مرصاد عصبانی هستند و اگر شما یک چیزی بنویسید ایشان ناراحت میشوند، آنها بلند شدند رفتند، ولی من همین طور ناراحت بودم.
نماز ظهر و عصر را خواندم، فکر میکردم که بالاخره به من میگویند قائممقام رهبری، من در این انقلاب سهیم بودهام، اگر یک نفر بیگناه در این جمهوری اسلامی کشته شود من هم مسئولم.
بالاخره با قرآن مجید استخاره کردم این آیه شریفه آمد: «و هدوا الی الطیب من القول و هدوا الی صراط الحمید»؛ «به گفتار نیکو هدایت شدند و هدایت شدند به راه پسندیده»، پس از این بود که نشستم این نامه را نوشتم».
* نوه مرحوم آیتالله منتظری





