مهستان؛ در شتاب حوادث پرشمار داخلی و خارجی، روزهایی سرنوشتساز در سیاست ایران میگذرد. روزهایی که معادلات ساختاری سالهای آتی در حال شکلگیری است.
یکی از سرنوشتسازترین جدالهای جاری، جدال بین بخشی از بدنه حامیان نظام سیاسی با ساختار رسمی نظامی-بوروکراتیک نظام است.
این بخش از بدنه اجتماعی حامی نظام که از نظر ایدئولوژیک در امتداد اصولگرایان رادیکال قرار دارد این روزها به شدت بر سر تفاهم ایران و آمریکا با ساختار رسمی حکومت دچار چالش و حتی نزاع است.
این نزاع البته در سطوح سیاسی بین اصولگرایان رادیکال و نواصولگرایان و اصولگرایان میانهرو وجود دارد. کار هم تا جایی بالا گرفته که محمود نبویان نماینده اصولگرایان رادیکال در برنامه زنده تلویزیونی به قرائت اسناد فوق سری پرداخت و البته با واکنشهای شدید مواجه شد.
این چالش در هفتههای اخیر از سطح مواجهه بین اصولگرایان رادیکال و نواصولگرایان گذشته و بخشی از بدنه حامیان نظام را رودرروی ساختار رسمی نظامی و فرماندهان ارشد قرار داده است. پیش از این و در زمان دولتهای روحانی و خاتمی،
این روسای دولت و ساختار بوروکراتیک بودند که برای پیروی نکردن از رادیکال ترین احکام ایدئولوژیک در معرض سرزنش و هجمههای سیاسی و تبلیغاتی قرار میگرفتند. اما این بار اگرچه دولت پزشکیان از رگبار سیاسی و رسانهای بینصیب نمانده است اما نقش نواصولگرایان و ساختار رسمی نظامی کشور روشنتر از آن است که انکار شود و اصولگرایان رادیکال و بدنه اجتماعی ایدئولوژیک بیپرواتر از آن که بر این موضوع چشم ببندد.
آخرین حلقه رویارویی دیشب در رواق کشور دوست روی داده است. محلی بسیار نزدیک به بیت رهبری که در تمام چند ماه گذشته محل عزاداری و تجمعات شبانه بوده است. ظاهراً با رسیدن گروهی از کفنپوشان از مشهد (یکی از پایگاههای بسیار مهم اصولگرایان رادیکال) کار به رویارویی میان آنها و نیروهای امنیتی رسیده (احتمالا بر سر نوع و ساعت برگزاری مراسم!) و در نهایت این رواق تعطیل شده است.
رواق کشور دوست اولین رویارویی نیست و آخرین آن هم نخواهد بود. نقش مهم ایدئولوژی در ساختار جمهوری اسلامی سالها به این گروهها این امکان را داده که بدون نگرانی با ابزارهای مختلف با رقبای سیاسی خود مواجه شوند و هنوز هم این حاشیه امن ادامه دارد.
حتی اگر فرماندهان مهم و صاحب وجهه در کل محور مقاومت در مقابل باشند و حتی اگر حزبالله لبنان با تمام قدرت از این فرماندهان پشتیبانی کند، این گروه با نفوذ فراوان در ساختار قدرت و اتکا به «فرصت ایدئولوژیک» میتوانند سلسله مراتب رسمی را تحت فشار بگذارند، در رسانهها غوغا کنند و عملا دست تصمیمگیران را برای هر انعطافی در پوست گردو بگذارند.
کار اما در حال نزدیک شدن به نقطه عطف است. جنگ آشکارترین شکل عیان شدن واقعیتهایی است که با دگمهای ایدئولوژیک سازگار نیست. فرماندهان نظامی به خوبی از دستاوردهای مهم ایران در جنگ و محدودیتهای آن آگاهند و مجبور به تصمیمگیری هستند. این تصمیمات هر بار جرقه رویارویی های بیشتر را خواهد زد و باید منتظر بود و حاصل کار را نظاره کرد.
ایدئولوژی یا سلسله مراتب؛ کدام یک دست بالا را در ساختار خواهند گرفت؟





