نگاهی به سنت اعتراضی تیر ۷۸
مهستان؛ ارزش عکسها تنها به روایت تاریخ نیست. بعضی تصویرها میتوانند آینهای باشند تا مولفههای خاص امروز را در آن ببینیم. عکسها به یادمان میآورند آنچه امروز داریم، ازلی نبوده و ابدی هم نخواهد بود.
اثری که به این متن پیوست شده، از همان دسته عکسهاست. تصویری از روز هجدهم تیرماه ۱۳۷۸ که برداشت امروزین آن میتواند به مراتب متفاوت از آن چیزی باشد که حتی خالق این اثر در نظر داشته است.
از بعد هنری، ما با دو عکاس طرفیم: یکی زنی که در قاب عکاس ما قرار گرفته و دیگری کسی که عکس را گرفته است. یادآور روزهایی که بهار مطبوعات به خزانش نرسیده بود و رسانهها همچنان اصول حرفهای را بر هر چیز دیگر برتری میدادند و حتی در بحرانها میخواستند راوی دو سوی ماجرا باشند.
از گوشیهای هوشمند هم خبری نبود و البته ریسک ثبت حرفهای وقایع آنچنان بالا نرفته بود که اهالی رسانه حاشیهنشین شده باشند و شهروندخبرنگاران این مسئولیت خطیر را بر عهده بگیرند. در مقایسه با عکسهای اعتراضات سالهای اخیر به واقع همه چیز این تصویر آرام و در جای خود قرار گرفته است.
هر دو عکاس فضا را آنقدر کمخطر یافتهاند که در مرکز خیابان، قاب استوار خود را ببندند و آنچه به عنوان مولفههای اعتراض دیده میشود، نشانی از ویرانطلبی و خشم مهارناپذیر ندارد؛ مردی که صورتش را بسته و بیآنکه چیزی برای دفاع مشروع یا غیرمشروع در دست داشته باشد، آرام به سوی نیروهای انتظامی حرکت میکند، مردمانی در پیادهرو در حال رفت و آمدند و بقایای آتشی خاموششده در گوشه عکس دیده میشود.
این مهارشدگی خشم -و نه اعتراض- میتواند نتیجه تحولات چندصد متر آنطرفتر باشد؛ حضور جمعی از روشنفکران، روزنامهنگاران و حتی سیاستمداران در جمع دانشجویان معترض و گفتوگو با آنها؛ کنش متهورانهای که برای امروز ایران به یک رویا شبیه است. جامعه دهه ۷۰ ایران هنوز مرجعیت نخبگان را به رسمیت میشناخت و حتی رادیکالترین طیفهای حاضر در اعتراضات هم شناسنامهدار و مبادی چارچوبهای اخلاق کنشگری خاص خود را بودند.
از آن سو، روشهای سرکوب خیابان هم متناسب با همین اعتراضات است. حتی ابعاد جنگ روانی در صداوسیما و رسانههای نزدیک به حکومت نیز برای کنترل اوضاع طراحی میشدند و نه تشدید شکافها به نیت برتریطلبی و حذف خشونتآمیز معترضان. از تیرهای جنگی و غیرجنگی هم خبری نیست. حتی دانشجویی که به خاطر کور شدن چشمش مشهور شد، در جنایت حمله به کوی آن را از دست داده بود و نه در سرکوب خیابانی.
چیزی که عکس پیمان هوشمندزاده بعد از ۲۷ سال برای مخاطب دارد، اصولی است که طرفین برای خود قائلاند. جنبش تیر ۷۸ با همه رادیکال شدن و ناکام ماندنش، توانست سنتی برای اعتراضات دانشجویی بنا نهد که دست کم برای یک دهه توانست جامعه و حاکمان را به رفتارهای پیشبینیپذیر و چارچوبمند هدایت کند. چیزی که در سالهای بعد از دست رفت و رفته رفته و اعتراض به اعتراض شرایط را برای کشور و جامعه تیرهتر و تراژیکتر نمود.





