مهستان؛ مدت نسبتا زیادی طول کشید تا دولت کاستییو آرماس اجازه خروج پناهندگان از سفارت آرژانتین و دیگر سفارتخانه ها را بدهد.
جان فاستر دالس وزیرخارجه امریکا مخالف این کار بود و میگفت فقط در صورتی که پناهندگان مستقیما به مسکو بروند باید اجازه خروج از کشور را داشته باشند.
او حتی اصرار داشت حدود ۸۰۰ پناهنده به سفارتخانههای خارجی باید بازداشت شوند.
در نهایت پس از مدتی و با سختگیری های فراوان گروه گروه پناهندگان به سفارت آرژانتین از آنجا خارج شدند. چهگوارا هم در یکی از این گروهها بود. او هنگام خروج از سفارت مقصد بعدیاش را مشخص کرده بود.
بیشتر از این زندگینامه بخوانید: شکست در گواتمالا
ارنستو قصد داشت به مکزیکوسیتی برود. او پس از خروج از سفارت آرژانتین دیداری با ایلدا داشت.
ایلدا پس از آزادی منتظر صدور پاسپورت از سوی سفارت پرو بود و میخواست به کشورش برگردد.
رابطه ارنستو و ایلدا بر سر دوراهی قرار گرفته بود. در واقع چیزی که ذهن ارنستو را به هیچوجه اشغال نمیکرد، همین ازدواج با ایلدا بود.
آنها از هم جدا شدند و در اواسط سپتامبر ارنستو از مرز گواتمالا عبور کرد و به سمت مکزیکوسیتی به راه افتاد.
عاقبت پیشبینیهای جان فاستر دالس درباره تبعیدیهای سیاسی درست از آب درآمد.
غیر از ارنستو چهگوارا، عده زیاد دیگری از انقلابیون آینده، در گواتمالا از چنگ او فرار کردند و همانطور که او پیشبینی میکرد، آنها در مکزیک و کشورهای دیگر گرد هم جمع شدند و از خاکستر هزیمت آربنس، مجددا به عنوان چریکهای مارکسیست ظهور کردند.
برگرفته از کتاب چهگوارا زندگی انقلابی





