مهستان؛ سرانجام بمب افکنهای امریکایی و فشارهای سیاسی امریکا خارج از میدان جنگ، اعتماد به نفس آربنس و برخی افسران بلندپایه ارتش گواتمالا را کمکم درهم میشکست.
در ۳ ژوئیه، عملیات کامیاب پیروز شد و کاستی آرماس در حالی که جان پیوریفوی، سفیر امریکا را در کنار خود داشت، وارد گواتمالا سیتی شد.
جلوس او بر مسند قدرت که بهواسطه امریکاییها صورت گرفت، یک هفته کشمکش بر سر تصاحب قدرت را بین رهبران نظامی گواتمالا به دنبال داشت، تا اینکه در ۲۷ ژوئن، آنها آربنس را وادار به استعفا کردند.
ارنستو چند روز بعد مینویسد که شاهد بارش هولناک آب یخ بر سر ملت گواتمالا بوده است.
بیشتر از همین زندگینامه بخوانید: حضور در گواتمالا و اولین تجربه جنگ
او مینویسد خیانا همچنان فرهنگ موروثی حاکم بر ارتش است و صحت شعاری که انحلال ارتش را اصل حقیقی دموکراسی میداند، ثابت میکند.
از نظر ارنستو، بخشهای لغزشکار دیگر، مطبوعات مرتجع و کلیسای کاتولیک بودند که برای سقوط آربنس همدستی کردند.
او این بخشها را بهعنوان بخشهای مشکلزایی عنوان کرده بود که چنانچه در آینده انقلاب سوسیالیستی دیگری در جایی دیگر تحقق یابد، باید به آنها توجه خاص شود.
ارنستو در ادامه، آربنس را که فورا به سفارت مکزیک پناهنده شده بود و تسلیم فشار روانی افسرانی که به تحریک سفیر امریکا تقاضای استعفای او را کرده بودند، شده بود، مورد بازخواست و انتقاد قرار داد. بهخصوص که از مسلح کردن مردم برای دفاع از کشور هم امتناع ورزیده بود.
برگرفته از کتاب چهگوارا زندگی انقلابی





