مهستان؛ پس از یک ماه افزایش بیوقفه نرخ ارز و افزایش حدود ۱۵۰ درصدی آن پس از روی کار آمدن پزشکیان، قابل انتظار بود که اعتراضاتی در سطح جامعه شکل بگیرد.
اعتراضی که چنان بر حق است که تمامی مقامات بر آن اذعان دارند.
اگر چه اعتراضات در روز اول از بازار تهران آغاز گردید اما بلافاصله به شهرهای کوچکتر از جمله شهرهایی در استانهای همدان، لرستان، فارس و اصفهان و … سرایت کرد که فیلمهای منتشر شده نشانه حجم بالاتری از خشونت در میان معترضان نسبت به اعتراضات گذشته است.
البته که در غیاب اطلاعات دقیق نمیتوان نظری قطعی در این موارد داشت.
اعتراضات در چه شرایطی رخ میدهد؟
ایران در وضعیتی چند وجهی از بحرانهای مالی، اقتصادی، امنیتی در سطح منطقه و جهانی قرار گرفته است.
اینکه نرخ ارز به وضعیتی غیرقابل تحمل رسیده باشد هم امری است معطوف به سیاستهای غلط مالی و پولی در سالیان طولانی و هم معطوف به وضع تحریمهای چند دهه اخیر.
طبیعتا وضعیت جنگی خود دلیلی مضاعف بر ناپایداری ارزی و کاهش قدرت پول ملی است.
که میتوان این وضعیت را در سه دهه گذشته ردیابی کرد. از زمان حمله آمریکا به عراق و افغانستان، ایران نیز یکی از اهداف مشروع محسوب شد.
نتانیاهو از همان سالها در تکاپوی حمله به ایران است و مطابق با گفته جان مرشایمر اندیشمند نورئالیست روابط بین الملل (در سال ۲۰۰۶)، اسرائیل و لابیهای آنها بدنبال حل مسئله ایران بصورت نظامی هستند و نه دیپلماتیک.
تمام تلاشهای برای عادی سازی روابط ایران با غرب یا حتی مدیریت بحرانها به شکست منجر شد. برجام نقطه اوج این تلاشها بود.
فشار تندروهای داخلی و فشار راست افراطی در آمریکا در دوران ترامپ دلیل این شکست بود.
تلاشهای نتانیاهو و تمرینات ۲۰ ساله آمریکا برای حمله به ایران (طبق گفته ترامپ) در نهایت در جنگ دوازده روزه محقق شد.
جنگی که تنها در وضعیت توقف بسر میبرد و نه حتی آتشبس.
جنگ ۱۲ روزه در نهایت منجر به هدف حداکثری یعنی نابودی نظام مستقر در ایران نشد.
در نهایت انتظار برای فروپاشی اقتصادی ایران از طریق فشارهای شدیدتر و حفظ سایه جنگ به عنوان تاکتیک موقت جایگزین شد.
اقتصاد ایران زیر سایه سالها سوءمدیریت و تحریم و سایه جنگ به شدت تضعیف شده است. این وضعیت دولت را به یک اصلاح اساسی واداشت که حذف ارز چند نرخی بود.
اعتراضات اقتصادی روزهای نخست از بازار تهران در روزهای اخیر و در شهرهای کوچک به اعتراضی سیاسی-اقتصادی مبدل شده است.
ساعتی قبل ترامپ هم تهدید کرد که در صورت سرکوب اعتراضات مسالمتآمیز، آمریکا وارد عمل خواهد شد.
شب گذشته کانالهای نزدیک به نهادهای امنیتی خبر از آمادگی برای برخورد جدی داده بودند. این دو خبر در کنار هم وضعیت فوق العاده خطرناکی را نشان میدهد.
توییت ترامپ بلافاصله با واکنش علی لاریجانی مواجه شد که گفت حالا پشت پرده ماجرا روشن شده است!
خشونت دروازه جهنم است
مقصود این نیست که اعتراضات فعلی را به اسرائیل یا آمریکا متصل بدانیم بلکه قصد این نوشته توجه به این نکته است که وضعیتی که در آن گرفتار آمدهایم تنها معطوف به ناکارآمدی دولتهای مستقر در ایران نبوده بلکه این توازنهای منطقهای و بینالمللی است که در بسیاری مواقع مسبب پدید آمدن چنین وضعیتهایی میگردد.
باید از فرصت این تغییرات استفاده و از تهدیدها پرهیز میشد، اما فعلا در این نقطه هستیم.
توازن و تغییر نظمهایی که در آنها جان انسانها آخرین حلقه ارزش هم نه بلکه اساسا فاقد ارزش است چنانکه در حمله آمریکا به عراق حدود یک میلیون عراقی به کام مرگ کشیده شدند.
حکومت و معترضان در ایران باید به یک نکته توجه کنند در شرایط خطیر فعلی خشونت کلید دروازه جهنم است.
خشونتهای کوچک هم میتواند در وضع حاضر به مخاطراتی بسیار سخت مبدل شود.
مردم ایران برای سالها با هوشیاری کشور را از درافتادن در دام خشونت عریان حفظ کردهاند.
باید حکومت را به حفظ مدارا با مردمان عاصی و خشمگین دعوت کرد و البته به جوانان و معترضان به صراحت از عواقب تلخ خشونت گفت.
این بزنگاهی نیست که در آن بتوان سکوت کرد. هیچ وقت برای هشدار دیر نیست.
دروازه جهنم را نباید گشود که جهنم انسانی بر خلاف جهنم الهی تر و خشک و پیر و جوان و هستی و نیستی ملتی را بر باد خواهد داد.





