مهستان؛ اواسط اوت ۱۹۷۵، جاسوس موساد درون فتح گزارش داد، ساف در حال برنامهریزی برای انجام تجمعی در اول اکتبر آن سال در ورزشگاه المدینه الریاضیه در جنوب بیروت است.
قرار بود یک ساعت قبل از آن تجمع، کل رهبران فتح در دفتری در آن اطراف جلسه داشته باشند.
از نظر اسرائیلیها، این امر فرصتی ایدهآل برای خلاص شدن از یاسر عرفات، خلیل الوزیر(ابوجهاد)، فاروق خدامی، هانی الحسن، وادی حداد و بسیاری دیگر از مقامات ارشد ساف بود.
ییتژاک رابین نخست وزیر دستور داد نیروی هوایی به سرعت برای این کار آماده شود. در حالی که رئیس ستاد و کل نیروی هوایی با این حمله موافق بودند، ژنرال اشلومو گازیت رئیس آمان شدیدا با آن مخالف بود.
او به شیمون پرز وزیر دفاع گفت: ما باید با تمام توان اما با عملیات مخفی با مبارزان فلسطینی مبارزه کنیم که نامی از خود به جا نگذاریم.
اعتراض او مورد پذیرش قرار نگرفت و برنامه ریزی آغاز شد. قرار شد هشت هواپیمای اسکای هاوک A_4 و یک فانتوم شکاری بمبافکن F_4 در این عملیات شرکت کنند.
در صورت سقوط یا برخورد هواپیماها، هلیکوپترها برای نجات خلبانها آمادگی کامل داشتند. صبح روز عملیات گزارش هواشناسی پیشبینی کرد ابرهای تیره بر فراز آسمان بیروت گسترده باشند.
به علت اینکه بمبهای اسرائیلی در آن زمان دقت کمی داشتند و فاقد مکانیسم هدایت در انواع آب و هوا بودند، اطمینانی وجود نداشت که به هدف ضربه بزنند.
اما سرگرد «سلا» که فرمانده این عملیات بود به فرمانده نیروی هوایی گفت، بیا شانس خود را امتحان کنیم. هواپیماها را اعزام کن، شاید معجزهای رخ دهد.
خلبانها با این امید پرواز کردند که آسمان صاف شود. آسمان صاف نشد. وقتی هواپیماها به بیروت رسیدند، ابرها همچنان آسمان شهر را در بر گرفته بودند.
سلا انگیزه خلبانها را در نظر نگرفته بود. به خلبانها دستور داده شده بود اگر هدف را ندیدند، بمبها را پرتاب نکنند، اما این امر تا حدی به تشخیص خود آنها واگذار شده بود.
خلبانها از محتوای عملیات با خبر بودند و نمیخواستند این فرصت طلایی را از دست دهند. خلبانها به پایینتر از پوشش ابر یعنی ارتفاعی کمتر از دستورات داده شده پرواز کردند.
وقتی دیدند بالای هدف هستند، بمبها را رها کردند اما چون در ارتفاعی کمتر از قرار تعیین شده پرواز میکردند، فیوزها غیر مسلح باقی ماندند و بمبها بدون منفجر شدن و به تعبیر سلا، مثل تخممرغ فاسد، روی زمین و سقف ساختمانها افتادند.
فقط راننده ابوجهاد در این حمله هوایی کشته شد که یکی از بمب های منفجر نشده به او برخورد کرد. روز بعد روزنامه بیروت کاریکاتوری را به نمایش گذاشت که در آن، پسری فلسطینی در حال ادرار کردن به بمبهای اسرائیلی است. ابوجهاد دستور داد مشخص شود درز اطلاعات جلسه از طرف چه کسی بوده است. سه ماه بعد، این جاسوس شناسایی و یک دارایی دیگر موساد نیز افشا و اعدام شد.
برگرفته از کتاب برخیز و اول تو بکش





