مهستان؛ خاورمیانه غرق در آشوب روزهای سرنوشتسازی در پیش دارد. شاید مهمترین روز ۲ آبان باشد. روز برگزاری انتخابات اسرائیل. جایی که نتانیاهو و راستگرایان اسرائیلی که قطعا سهامداران اصلی این وضعیت پرآشوب هستند به میدانی میروند که برای نخستین بار در طول سالهای گذشته دست بالای قطعی در آن ندارند.
اتفاقات پس از هفتم اکتبر علی رغم همه ماجراجوییهای نتانیاهو و درگیر شدن در جبهههای متعدد از غزه و لبنان و ایران گرفته تا شلیک به دوحه قطر، نتوانسته است جایگاه نتانیاهو را به عنوان «آقای امنیت» در افکار عمومی اسرائیل ترمیم کند. او که برای سالهای متمادی در مرکز ائتلافی از احزاب راست افراطی و مذهبی ایستاده بود ، حالا موقعیتی شکنندهتر دارد.
کنست اسرائیل ۱۲۰ عضو دارد، انتخابات به صورت حزبی برگزار میشود و هر ائتلافی که ۶۱ کرسی پارلمانی را در اختیار داشته باشد، میتواند دولت تشکیل دهد. نتانیاهو و حزب لیکود که در حاضر ۳۲ کرسی کنست را در اختیار دارد، در اکثر نظرسنجیهای معتبر بیش از ۲۲ کرسی به دست نمیآورد و برخی نظرسنجیها به زیر ۲۰ کرسی سقوط کرده است. احزاب افراطی مذهبی مانند شاس، یهودیت توراتی، صهیونیسم مذهبی و عوتسما هم که موتلف طبیعی نتانیاهو به شمار میروند، در بهترین حالت بیش از ۳۰ کرسی به دست نمیاورند و این یعنی نتانیاهو نمیتواند با تکیه بر این احزاب دولت تشکیل دهد.
از آن سو حزب مرکزگرای یاشار به رهبری گادی ایزنکوت بین ۲۱ تا ۲۵ کرسی را در نظرسنجیها به خود اختصاص داده،دموکراتها(ترکیبی از حزب کار سابق و حزب چپگرای مرتز) تجدید حیات کرده و بین ۹ تا ۱۱ کرسی به دست میآورند. احزاب عربی به دو بخش تقسیم شدهاند و احتمالا سر جمع ۱۲ کرسی خواهند داشت. این یعنی آیزنکوت هم نمیتواند به تنهایی و با تکیه بر آرا چپ و میانه و اعراب دولت تشکیل دهد.
راه فرار نتانیاهو از شکست قطعی میتواند درست همین جا شکل بگیرد. احزاب راستگرا و امنیتی مانند حزب «با هم» نفتالی بنت که بین ۱۳ تا ۱۵ کرسی دارد، حزب اسرائیل بینیتهو با رهبری آویگدور لیبرمن که بین ۷ تا ۱۰ کرسی به دست میآورد و حزب عمخا اسرائیل به رهبری اوفر وینتر که انشعابی از حزب لیکود است که با احزاب مذهبی بر سر سربازی رفتن حریدیها اختلاف دارد.
در شرایط معمول لیبرمن یا بنت و یا هر دو میتوانند به مرکزگرایان و چپها ملحق شوند اما قطعا امتیازات بزرگی در حوزههای امنیتی و سیاسی طلب خواهند کرد. بنت میکوشد که خود را بدیل نتانیاهو در کانون راست افراطی اسرائیل تعریف کند و خوابهای رنگی برای آینده سیاسی خود دیده است. او بعید است که بدون امتیازات گلوگیر، سمت کلیدی و حتی درخواست نخستوزیری چرخشی حاضر به ائتلاف با آیزنکوت باشد. تن دادن به آن شرایط هم ممکن است چپگرایان حزب دموکرات که روز به روز آیزنکوت به آنها نزدیک شده است، شاکی و از ائتلاف خارج کند و یا حتی رای برخی احزاب عربی را از اردوگاه آیزنکوت خارج کند.
اگر هم او تن به ائتلاف با بنت ندهد، بعید نیست که او علیرغم همه رقابتهای شخصی با نتانیاهو از بلوک او سر درآورد و حتی با احتمال بیشتر از پیوستن به هر ائتلافی خودداری کند. اگر هیچ ائتلافی تشکیل نشود یا حتی نوعی دولت اقلیت (با رای حمایتی و بدون مشارکت ائتلاف توسط احزاب عربی) شکل نگیرد، کنست منحل خواهد شد و انتخابات باید تجدید شود. چیزی که به بی بی فرصت ماندن در قدرت را خواهد داد.
احتمال دارد که آیزنکوت بتواند بدون بنت و در ائتلافی با لیبرمن و حزب اسرائیل بینتهو قدرت را به دست بگیرد. اما لیبرمن هم به پستهای تشریفاتی راضی نیست و یا وزارت دارایی را طلب خواهد یا وزرات دفاع را. پذیرش سیاستهای او در این وزارتخانه باز هم برای موتلفین آیزنکوت به سادگی میسر نیست هر چند محال هم نیست.
ریاضیات انتخابات در اسرائیل البته بسیار پیچیده است و احتمالات بسیار مطرح هست. اما آن چه روشن است نتانیاهو حتی اگر تا انتخابات فیلی هوا نکند و کرسیهایش افزایش زیادی نیابد، هنوز بازنده نیست. برای او در سیاست اسرائیل همیشه راههای فراری هست و او متخصص حفظ کردن قدرت با هر حیله و وسیلهای است.





