مهستان؛ خاطرات عزتالله سحابی: من در ایام پیروزی انقلاب در ایران نبودم و به دلیل بسته بودن فرودگاه، پروازی به ایران انجام نمیگرفت. ما نیز به ناچار تا اوایل اسفند ماه منتظر باز شدن خط پرواز به سوی ایران، در پاریس ماندیم. بنابراین در جلسات شورای انقلاب حضور نداشتم و از مصوبات آن اطلاعی ندارم.
گفته میشد که در آغاز قانونی در شورا تصویب شده بود که برای هر متهم از مسئولان رژیم سابق، حق دفاع پانزده ساعتهای قائل میشد. ولی بعدها با جوسازی و اطلاعات درست یا غلطی که از درون زندان توسط بازجوهای تندرو و افراطی به امام میرسید و مدارکی که دلیل بر در خطر بودن جمهوری اسلامی ارائه میکردند، امام تحت تاثیر قرار گرفتند که به طول انجامیدن محاکمات نظام را به خطر میاندازد و این مصوبه را به نحوی لغو کردند.
ایشان نامهای نوشتند با این مضمون که مجرمیت و جنایت با اتهام ساده فرق دارد و مجرم و خائن حق دفاع پانزده ساعته را ندارد. متاسفانه عدهای با کینه توزی و انتقامجویی درون زندان ها تحت عنوان انتقام خلق یا قهر انقلابی و این که مرگ ظالمان، سخت و بیامان باید باشد، در تنور خشونت میدمیدند.
در میان بازجوها و افراد خشونتطلب درون زندانها علاوه بر صحنهگردانی هادی غفاری و امثال ایشان، حضور افراد تندرو مجاهدین خلق و چپهای افراطی و افراد انقلابی که خود را پیروان خط شریعتی میدانستند هم به چشم میخورد.
بیشتر از همین خاطرات بخوانید: دکتر سنجابی
مجاهدین در روزنامه خود نوشته بودند، بالاترین لذت یک انقلابی آن روزی است که انتقام بگیرد. این حرفها آن زمان مطرح میشد که هنوز مخالفت آنان با نظام جدی نبود. شاید الگوی مجاهدین و گروههای چپ آن زمان انقلاب فرانسه و شوروی بود و فضا برای آنها فضای حمام خون بود.
در آن زمان مهندس بازرگان در جلسات و همچنین در برنامه های هفتگی که در تلویزیون داشت، مرتبا از رحمت و مهربانی و کنار گذاشتن خشونت صحبت میکرد. ولی در عمل دیده میشد که هر روز تعدادی از وابستگان رژیم که لزوما همه آنها در سرکوب ها هم نقشی نداشتند، اعدام میشدند.
در دادگاههایی پشت درهای بسته و بدون هیچ ضابطهای، کسانی که پست مقامی در رژیم شاه داشتند یا افرادی که در شهرهای دور و نزدیک زمین داشتند و خان و ارباب بودند، محاکمه و اعدام میشدند. اعضای دولت موقت و شخص مهندس بازرگان در این موارد بسیار معترض بودند و در شورای انقلاب شکایت میکردند. درون شورا هم کسانی موافق این اعمال خشونت ها نبودند. حتی بنیصدر هم بسیار معترض بود…
برگرفته از کتاب نیم قرن خاطره و تجربه
خاطرات عزتالله سحابی





