مهستان؛ آقای خمینی شخصا اصرار داشت که کریم سنجابی عضو شورای انقلاب باشد ولی ایشان جلسات شورا اصلا شرکت نکرد.
در دولت موقت با اصرار مرحوم مطهری و شاید خود امام، مهندس بازرگان وی را به سمت وزیر امور خارجه متصوب نمود ولی در تیرماه همان سال ۵۸ از این مسئولیت استعفا داد و پس از آن هم مایل به همکاری با دولت نبود.
علت این عدم تمایل به نظر بنده یک حس رقابت با شخص مهندس بازرگان و دوم اقدامات دکتر یزدی و دکتر روحانی در سفارت ایران در امریکا و شایعه پیدا کردن مدارکی بر علیه دوستان یا خانواده وی بود که موجب میشد همبستگی و صمیمیت وی با دولت موقت مخدوش شود.
بیشتر از این خاطرات بخوانید: رفراندوم جمهوری اسلامی
زمانی که دکتر سنجابی وزیر امور خارجه شد صریحا میگفت که ما بر سفارت ایران در امریکا هیچ گونه اشرافی نداریم زیرا آنجا تحت امر آقای دکتر یزدی قرار دارد.
این در حالی بود که روابط ایشان با امام خوب بود و از ناحیه ایشان تایید میشد. دکتر سنجابی با وساطت مرحوم دکتر سامی به نوفل لوشاتو رفت و با آقای خمینی دیدار کرد.
امام هم در آن دیدار تایید انقلاب اسلامی و شعائر اصلی آن را از دکتر سنجابی گرفت. دکتر سنجابی از پاریس به امریکا رفت و مرحوم مهندس بازرگان فکر میکرد که دکتر سنجابی با این دیدار میخواست یک اعتباری از آقای خمینی بگیرد و در امریکا بر اساس این اعتبار گفتگو و مذاکراتی نماید.
این عدم خوشبینی میان مهندس بازرگان و دکتر سنجابی یک طرفه نبود.
در کمیته حقوق بشر که پیش از انقلاب تشکیل شده بود، دکتر سنجابی خود را سزاوار ریاست این کمیسیون میدانست ولی مهندس بازرگان رای اول را آورد. این امر موجب شد که دیگر در جلسات حقوق بشر شرکت نکرد.
برگرفته از کتاب نیم قرن خاطره و تجریه
خاطرات عزتالله سحابی





