مهستان؛ کوروش احمدی: با شروع مذاکرات ایران و آمریکا یکی از تصمیماتی که معمولا در مراحل ابتدایی این قبیل مذاکرات گرفته میشود، این است که طرفین مذاکره با هدف نیل به چگونه توافقی مذاکرات را شروع کرده اند. در موضوع مورد بحث، سوال این است که آیا طرفین مایلاند نتیجه کار آنها در قالب یک “یادداشت تفاهم” دیگر تدوین شود یا نظر به توافق در مورد یک “برنامه عمل داوطلبانه” دیگر مانند برجام دارند. “موافقتنامه سیاسی” که تنها دو دولت کنونی در دو کشور را نسبت به مفاد آن متعهد میکند و دولتهای بعدی الزامی به رعایت مفاد آن نخواهند داشت، فرمت دیگری برای این منظور است. فرمت دیگر انجام توافق در قالب یک “عهدنامه یا پیمان یا معاهده” نظری “عهدنامه مودت ایران و آمریکا ۱۹۵۵” است. تعیین تکلیف در مورد نوع توافق مد نظر معمولا اولین تصمیمی است که در ابتدای یک پروسه مذاکراتی باید گرفته شود. اهمیت اتخاذ چنین تصمیمی از این جهت است که تکلیف طرفین از ابتدای روند روشن میشود و طرفین میدانند که در نهایت با چگونه توافقی سروکار خواهند داشت و مذاکره را به چه صورتی باید راهبری کنند.
در بین فرمتهای مورد اشاره در فوق، فرمت عهدهنامه بهترین و پایا و ماناترین فرمت است. چنین توافقی اگر در مذاکرات جاری حاصل شود، باید به تصویب دو مجلس در دو کشور برسد. تا آنجا که به تصویب چنین سندی در سنای آمریکا مربوط میشود، رای دو سوم سناتورها برای ان نیاز است. کسب این تعداد رای اگر چه مشکل خواهد بود، اما با توجه به نفوذ ترامپ بر اعضای جمهوریخواه کنگره غیرممکن نخواهد بود. در چنین صورتی، توافق تصویب شده حکم یک پیمان یا معاهده را پیدا میکند که لغو آن توسط رئیس جمهور بعدی چندان آسان نخواهد بود، اگر چه غیر ممکن هم نخواهد بود. غیر ممکن نخواهد بود چرا که قانون اساسی آمریکا در مورد تصویب یک معاهده توسط سنا تکلیف را روشن کرده است، اما در مورد خروج از یک معاهده ساکت است و این یکی از مسائل قانون اساسی حل نشده در تاریخ آمریکا است. کما اینکه ترامپ از حداقل دو معاهده خارج شد (معاهده نیروهای هستهای میان برد INF و معاهده آسمانهای باز) البته طبعا یک توافق بینالمللی که شکل معاهده را یافته باشد، به این معنی است که مورد موافقت دو حزب اصلی آمریکا قرار گرفته و به این دلیل بخت بالایی برای مانایی و پایایی خواهد داشت. مسئله این است که آیا متن یک توافق احتمالی ایران و آمریکا به صورتی خواهد بود که دو سوم آرای سنا را به دست آورد.
البته در نظام حقوقی آمریکا دو فرمت دیگر برای توافقات خارجی نیز وجود دارد: یکی Congressional-Executive Agreement است که باید با اکثریت ساده به تصویب هر دو مجلس کنگره برسد و توسط رئیس جمهور امضا شود. فرمت دیگر Executive Agreement است که تنها به امضای رئیس جمهور وقت می رسد.
صحبت از مذاکره یک معاهده بین دو کشور اگر چه بسیار جاهطلبانه مینماید، اما دوره کنونی شاید تنها فرصت تاریخی مناسب بین دو کشور برای تصور چنین خروجی از مذاکرات جاری باشد. چرا که ترامپ یک جمهوریخواه تندرو محسوب میشود و معمولا عناصر و جریانهای تندرو قادر به انجام کارهای مهم در شرایطی مشابه شرایط ایران و آمریکا هستند. بعلاوه، ترامپ بر حزب جمهوریخواه و جمهوریخواهان کنگره تسلط و چیرگی دارد و اکثریت دمکرات ها هم بعید است، مخالفت عمدهای با انجام یک کار اساسی و پایدار در مورد ایران داشته باشند. مسئله اصلی همچنان این است که آیا ایران و آمریکا حاضر به رها کردن خود از جزئیات بیمعنی و بیارزش و تمرکز بر امور اساسی در جهت مصالح و منافع بنیادی ملتهای خود هستند یا خیر.





