مهستان؛ نیوشا طبیبی گیلانی: حفر قنات، ظرایف و حواشی بسیاری دارد. استادان مقنی، متخصصان حفاری و زمین شناسی و مهندسی آب بودند (و هستند) که با نظری بر رنگ خاک و شیب زمین و گیاهان، میتوانستند وجود سفرههای آب زیر زمین و امکان حفر و احداث کورهٔ قنات و جهت و شیب لازم را محاسبه کنند. فن سنجش ارتفاع سطح ایستایی آب در مادرچاه – نخستین چاه و معمولاً عمیقترین آنها – تا سطح زمین یعنی مظهر قنات را ترازکشی میگویند. نتیجهٔ این سنجش، میزان شیب لازم در کورهٔ قنات را به دست میدهد؛ شیبی که ناگزیر لازم است تا آب درون کوره جاری شود و بر سر کشت و کار یا در نقطهٔ پیشبینی شده و در دسترسی بیرون بیاید. مظهر بسیاری از قناتها را در مساجد، بقاع متبرکه یا قلعهها بیرون میآوردند. نمونههای آن را میتوان در خور و بیابانک و نائین و بسیاری از دیگر شهرها و روستاهای ایران دید.
گذشته از نکات فنی و مهندسی در احداث قناتها، باورهای معنوی بسیاری هم دربارهٔ قناتها وجود دارد. در عقیدهٔ عامهٔ مردم ایران، قناتها بیشتر جنسیت دارند: «در برخی مناطق، مردم آب بعضی از قناتها را نر، و بعضی را ماده میدانند (انجوی، ۲۱۰). در پارهای از نقاط ایران، قناتِ دارای آب خروشان و تند را نر، و قناتِ دارای آب ملایم و هموار را ماده تصور میکنند. در برخی مناطق، اگر پوست دست مقنی هنگام کارکردن، زبر شود و ترک بخورد، آن قنات را نر، و اگر برعکس، نرم شود، آن قنات را ماده میدانند. در برخی جاها، قناتی را که آب دیرهضم دارد ــ یعنی دارای مواد آهکی است ــ نر، و قناتی را که آب زودهضم دارد، ماده میدانند.» (دائرهالمعارف بزرگ اسلامی)
بر همین اساس، رسمی به نام عروسی قنات وجود دارد، آیینی که برای مقابله با خشکسالی و کمآبی قناتها به وجود آمده است و در آن زن بیوهای را به عقد قنات نر در میآورند. به طور نمونه در روستای بِن در منطقۀ لار، از مناطق چهارمحال و بختیاری، قناتی به نام زبیدهآباد وجود دارد. سکنۀ این روستا معتقدند که زبیده، همسر هارونالرشید، دستور حفر آن را داده است. نیم فرسخ پایینتر از آن نیز قناتی دیگر به نام جهانآباد وجود دارد که احداث آن را به یکی از ندیمههای زبیده، به نام جهان، نسبت میدهند. در میان مردم مشهور است که قنات زبیدهآباد نر است و گاهی آبش را سروقت قنات جهانآباد میفرستد؛ درنتیجه، قنات نر میخشکد و باید برایش زنی بگیرند؛ بنابراین بیوه یا پیرزنی را به عقدش درمیآورند. به عروس مقداری گندم و حبوبات میدهند و او هم باید در فصل گرما هفتهای یک بار، در آن قنات آبتنی کند تا دوباره به جریان بیفتد. کهنسالان محلی دربارۀ این قنات میگویند که تا به حال ۳ مرتبه، برای قنات مذکور زن گرفتهاند و هر بار که قناتشان ازدواج کرده، پرآبتر شده است.
گذشته از این رسوم و سنتهایی که بخشی از آیینهای معمول مناطق و روستاهای مجاور قناتها را تشکیل میدهد، زندگی و کار استادان مقنی هم نکات جالب توجهی در خود دارد.
احداث قنات مستلزم اقامت طولانی مدت در زیر آفتاب دشتهای ایران بوده است، معمولاً محل کار از محل آبادی چندان دور بوده که آمد و رفت هر روزه کار سختی به حساب میآمده، پس لازم بوده تا محل استراحت و سکنایی برای کارگران و استادان مقنی ساخته شود. برای همین در یکی از چاهها – در اصطلاح قنات، میله – کمی پایین تر از دهانه، یعنی دو سه متر پایینتر از سطح زمین دو اتاقک رو به روی هم حفر میشد. یکی از این اتاقها انبار وسایل بود که به آن «کلنگخانه» گفته میشد. آشپزخانه در مجاورت کلنگ خانه حفر میشد و در نهایت اتاق سوم اتاق خواب و خوراک بود. به این مجموعه، مردخانه یا بوکن گفته میشد.





