مهستان؛ حامد شجاعی: چند روز پیش فایلی صوتی از محمدباقر قالیباف، خطاب به مردم ایران منتشر شد که مانند همه پیامها و خطابههای مشابه صاحبمنصبان کشور حاوی توجیهاتی درباره وضع کشور، وعدههایی درباره آیندهای که معلوم نیست کی میآید، موضعگیریهایی از جانب مردم ایران و البته رهنمودهایی متعدد برای مردم بود.
در محورهای کلی بیانشده در صحبتهای قالیباف، کلیدواژه «مردم» مانند همه خطابههای مشابه مسئولان بهکرات مورد تاکید قرار گرفت اما این «مردم» عملا تا جایی که قرار است صحبت از مستقیم به میدان آمدن برای حل مشکلات کشور و صرفهجویی و همدلی (بخوانید کمک به نیازمندان و ضعفا توسط سایر گروههای ملت) باشد کارکرد دارد و از آنجا به بعد روی صحبت سردار سابق و مذاکرهکننده فعلی با «بچههای بسیج» است. قالیباف تاکید میکند که بسیج واسطه میان مردم و مسئولان دولتی و خیرین باشد. نقشی که قاعدتا در جوامع توسعهیافته بر عهده رسانهها و سازمانهای مردمنهاد و فعالان مدنی داوطلب است.
به عبارت دیگر قالیباف، چنانکه افتد و دانیم یادآور میشود که از نظر مسئولان کشور رسانههای مستقل و نهادهای مدنی و فعالین مدنی حتی در زمان بحران، مفاهیمی فاقد کارکرد و اهمیتند. و جالب اینجاست که بلافاصله از نخبگان و کارشناسان میخواهد که برای حل مشکلات ناشی از جنگ، منتظر نباشند کسی به آنها مراجعه کند و راهحلهای خود را در اختیار مسئولان قرار دهند. نقطه عزیمت این سطور خطاب به رییس مجلس دقیقا همینجاست. جایی که از مردم خواسته میشود بار مشکلات برآمده از شیوه حکمرانی و سیاستورزی مسئولان را به دوش بکشند و تحمل کنند و از نخبگان و کارشناسان خواسته میشود برغم همه بیمهریها و نادیده انگاشتنهای مسئولان، منتظر کسی نمانند و پیشنهاد بدهند ولی نقش واسطگی میان همه این بخشهای جامعه و حاکمان به گروهی واگذار میشود که قادر به ایفای نقش نمایندگی گروههای متعددی از جامعه متکثر ایرانی نیست.
در هر حال نگارنده، به عنوان یکی از مردم عادی و در پاسخ به رهنمودها و فراخوان محمدباقر قالیباف این حق را برای خود قائل است که پیشنهادهایی را خطاب به ایشان، در مقام یکی از ذینفوذترین مقامات کشور در چند ماه اخیر مطرح کند. اگر چه پیش از این بارها از سوی بسیاری از صاحبنظران و دلسوزان و دغدغهمندان پیشنهادهایی به مراتب دقیقتر و سازندهتر مطرح شده و در خوشبینانهترین حالت نادیده و نشنیده مانده است.
۱- به آقای قالیباف پیشنهاد میشود پیش از خواندن سایر پیشنهادها، یادداشت «کدام مردم» را به همین قلم در پایگاه «اخبار مهستان» بخواند و صریح و شفاف به پرسش مطروحه در عنوان یادداشت پاسخ دهد.
۲- فرمان عفو عمومی صادر و همه زندانیان سیاسی سالهای گذشته را آزاد کنید.
۳- روند مصادره اموال معترضان و مخالفان را متوقف کنید. اعتراض غیرمسلحانه به روندها و رویههای حاکم و حتی فراتر از آن، مخالفت با کلیت حکومت حق هر شهروند ایرانیست و تضییع چنین حقی از سوی حاکمیت با ابزارهایی نظیر مصادره اموال، خلاف نص قانون اساسی کشور و حقوق شهروندیست.
۴- خیابانها و فضاهای عمومی در همه شهرها و روستاها متعلق به همه مردم ایران است و همگان باید از حق برابر برای تجمع و راهپیمایی و راه انداختن کاراناوالهای پیاده و سواره و انجام مناسک و مراسم و تظاهرات در این فضاها در کمال امنیت برخوردار باشند. این حق را برای همه مردم ایران به مساوات قائل شوید.
۵- اینترنت را به همه مردم برگردانید. در سده پانزدهم خورشیدی و به ویژه در سالهای پساکووید، معیشت و معاشرت و زندگی معمولی بسیاری از انسانها متکی به اینترنت است. استمرار محروم کردن اکثریت مطلق جامعه از دسترسی به اینترنت، معادل دامن زدن به احساس تبعیض و نارضایتی موجود در اقشار گوناگون است و در تناقض آشکار با مفاد خطابههایی نظیر همین پیام صوتی اخیر شخص رییس مجلس قرار دارد.
۶- در شرایطی که بسیاری از بنگاههای اقتصادی خصوصی و کاسبان و کارآفرینان در نتیجه تبعات سیاستهای کلان اقتصادی نادرست در بیش از دو دهه گذشته و سالها تحریم و دو جنگ در کمتر از یک سال با مشکلات متعددی دست به گریبانند و اکثرا نمیتوانند رسالتی جز بقا برای کسب و کار خود قائل شوند، فشارهای روزافزون نظام مالیاتی و بانکی، تاب و توان این جماعت را به شدت کاسته و ادامه فعالیت را برایشان دشوارتر هم کرده است. چنانچه وزارت اقتصاد و دارایی و بانک مرکزی در این زمینه به فوریت چارهاندیشی نکنند موج تعدیل نیروی کار منجر به موج بزرگتر تعطیل بنگاهها شده و سونامی برآمده از آن کلیت اقتصاد کشور را در هم خواهد شکست. پرسش اساسی این است که آیا از نظر آقای قالیباف و سایر سران کشور اشکالی دارد اگر در سالهای ۱۴۰۵ و ۱۴۰۶ مملکت از محل مالیات ابربنیادها و ابربنگاههای حاکمیتی اداره شوند که تاکنون به شکل رسمی یا غیررسمی از پرداخت مالیات معاف شدهاند؟
۷- صاحبمنصبان و دستاندرکاران اداره کشور هفتهای یک روز مثل مردم عادی زندگی کنند. یعنی هفتهای یک روز صبح زود از اقامتگاه خود خارج شوند، پشت فرمان وسیله نقلیه شخصی بنشینند یا مانند بقیه مردم از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند و به محل کارشان بروند. در هنگام برگشت به منزل، خریدهای یک هفته آینده را از فروشگاههای موجود در مسیر یا محله انجام دهند. سری هم به یکی از داروخانههای مسیر بزنند و سراغ یکی دو قلم داروی معمولی را بگیرند. از یکی از بنگاههای معاملات املاک مسیر هم شرایط اجاره یک آپارتمان پنجاه متری قابل سکونت برای یک خانواده دو یا سه نفره را بگیرند. در همین حد زندگی بین ما، مردم عادی، هم برای مسئولان و هم برای مردم کافیست.
۸- صاحبمنصبان مدام به خود یادآوری کنند که استعفا دادن از مقام و منصب، نه تنها نکوهیده نیست که گاهی عین صواب است. وقتی توان یا قابلیت یا مقبولیت برای انجام کاری در یک فرد وجود ندارد، کنارهگیری، نشانه شجاعت و بهرهمندی فرد از فضیلتی اخلاقیست.
۹- به جای بستن اینترنت و ارسال پارازیت، رسانههای داخل کشور را آزاد بگذارید تا بیترس از توقیف و تعزیر، بگویند و بنویسند و پژواک همه صداهای موجود در جامعه ایرانی باشند. در این صورت مرجعیت رسانه به داخل کشور برمیگردد و فواید این امر آنقدر بدیهی و واضح هستند که حاجتی به شرح دوباره نیست.
۱۰- قالیباف مانند بسیاری از مقامات دیگر، مردم را دعوت به صرفهجویی در همه چیز کرده است. سخنی متین و منطقیست. اما قرار نیست فقط مردم صرفهجویی کنند. لازم است مسئولان هم بگویند که در قبال صرفهجوییهای مردم، ایشان در چه چیزهایی و چگونه صرفهجویی خواهند کرد تا باری هم از روی دوش مردم عادی برداشته شود. خلاصه آنکه خوب است جناب قالیباف و سایر صاحبمنصبان کشور، گاهی نه در اثر جبر زمانه که با کمال میل و سعه صدر، خارج از دایره هواداران خود، به هر طریقی که بلدند با سایر گروهها و اقشار جامعه نود میلیون نفری ایرانیان ارتباط بگیرند و جویای حال و نظرات و مطالبات ایشان هم بشوند. چرا که ایران و مردمان متکرش از هر فرد و مقامی بزرگتر است و حفاظت و اداره آن خارج از عهده و اراده یک شخص یا جریان خاص. ایران، ملک مشاع همه ایرانیان است.





