مهستان؛ بزرگترین موفقیت برای موساد در سال ۱۹۶۰ و زمانی اتفاق افتاد که متصدیان اسرائیلی رد آدولف آیشمن _ یکی از طراحان و تسهیل گران «راهحل نهایی هیتلر» _ را در بوینس آیرس پیگیری کردند.
او با نام ریکاردو کلمنت ده سال در آنجا زندگی کرده بود. فریتز بائر دادستان یهودی آلمانی که از اجرای عدالت در مورد جنایتکاران جنگی نازی در آلمان ناامید شده بود، اطلاعاتی را که درباره آیشمن جمع کرده بود، در اختیار موساد قرار داد. بن گورین به هرل اجازه داد، در راس گروه بزرگی به بوینس آیرس برود.
اسم رمز عملیات دیباک نام داشت. این لغت عبری به معنای روح شیطانی بود که فرد زنده را در بر میگیرد، اما هدف عملیات بسیار بزرگتر از انتقام گیری از یک فرد بود. هرچند که جنایات او نیز خیلی هولناک بود. بن گورین به هرل دستور داد به آیشمن آسیب فیزیکی وارد نکنند، آنها قرار شد او را بربایند و برای برگزاری دادگاه به اسرائیل بیاورند. بسیاری از ماموران موساد در این عملیات شرکت کردند، بعضی از آنها پنج پاسپورت عوض کردند.
آنها در بسیاری از خانههای امن سراسر بوینس آیرس پخش شدند. کلمنت غروب هر روز ساعت ۷:۴۰ دقیقه از اتوبوس پیاده میشد و تا خانهاش پیاده میرفت. در ۱۱ مه تیم موساد اطراف همان ایستگاه اتوبوس موضع گرفتند. در آن ساعت اتوبوس آمد اما آیشمن دیده نشد.
بیشتر از این کتاب بخوانید: دکترین پیرامون، اتحادهای امنیتی موساد در منطقه
دستورات تیم این بود که حداکثر تا ۸:۰۰ غروب صبر کنند و اگر او تا آن زمان نیامد، بدون برانگیختن شک، عملیات را متوقف کنند. اما رافی ایتن، فرمانده میدانی عملیات تصمیم گرفت اندکی بیشتر صبر کند. پنج دقیقه بعد اتوبوس دیگری آمد و کلمنت پیاده شد. زاری مالکین، اولین نفری بود که حمله کرد.
او از این میترسید که کلمنت به چیزی شک کند و اسلحه خود را در آورد، بنابراین بهجای اینکه طبق برنامه او را از پشت بگیرد و به سمت ماشین بکشد، کلمنت را به سمت چالهای هل داد و خود، را روی او پرتاب کرد. در عرض چند ثانیه او را در صندلی عقب جا دادند. ایتن به دنبال نشانههایی گشت تا ثابت کند او بدون شک آیشمن است.
آنها باید بهدنبال زخم ناشی از آپادندیس بودند که در پرونده اس اس آمده بود. برای این کار ایتن مجبور بود در حالی که ماشین درحال حرکت بود و بشدت تکان میخورد، کمربند کلمنت را باز کند. سرانجام آن را یافت و دوبار فریاد زد: Zeh hoo_ عبارت عبری به معنای «خودش است».
منبع: برگرفته از کتاب برخیز و اول تو بکش





