مهستان؛ خاطرات عزتالله سحابی: راهپیمایی تاسوعا ساعت ۲ ظهر تمام شد و مردم آن مسیر ۱۰ کیلومتری را با شور و نشاط طی کردند.
بعد از ظهر آن روز هیات اجرایی مراسم، در منزل آقای جواد رفیقدوست که در خیابان مسجد قبا قرار داشت گرد هم آمدند تا در موزد راهپیمایی روز عاشورا برنامهریزی کنیم.
از پاریس هم چندبار تماس گرفتند و از مراسم روز تاسوعا خبر گرفتند. بطور کلی جمع بندی ما از نظرات داخل و خارج از کشور این بود که بیشتر افراد از اینکه شعارهای تند داده نشده ناراضیاند.
پاسخ ما این بود که بدلیل حفاظت از جان مردم بیدفاع چارهای جز این نبود که احتیاط کنیم. نظر دفتر امام هم این بود که: اولا در روز عاشورا حتما باید شعار «مرگ بر شاه» داده شود و رفتن شاه قطعی تلقی گردد.
بیشتر از همین خاطرات بخوانید: برنامه ریزی برای راهپیمایی تاسوعا و عاشورا -بخش اول
ثانیا در قطعنامه تظاهرات، انتخاب امام خمینی از سوی مردم بعنوان رهبر گنجانده شود.
به هرصورت ما برای تظاهرات عاشورا برنامه ریزی کردیم. پیش بینی میشد که جمعیت بسیار بیشتر از روز تاسوعا باشد لذا برای ورود و خروج جمعیت در خیابانها و نصب بلندگو در مسیر برنامه ریزی کردیم که به خوبی هم انجام شد.
آن روز واقعا جمعیت عجیبی بود. من هم مرتب میدویدم و خود را به نقاط مختلف میرساندم و گاهی بالای مینیبوس ستاد که در وسط میدان زیر برج آزادی مستقر بود میرفتم و با شگفتی جمعیت را مشاهده میکردم.
در حقیقت یک رفراندوم بود. تخمین زده میشود بین ۳ تا ۵ میلیون در تظاهران حضور داشتند و یکصدا رفتن شاه را صدا میزدند.
در بین عکسها که روی دست مردم بود بیشتر از همه عکس امام خمینی بود اما عکسهای دکتر شریعتی، و بعد عکس مجاهدین، حنیفنژاد، سعید محسن و عکس آلادپوشها و… عکس دکتر مصدق هم زیاد بود.
منبع: برگرفته از کتاب نیم قرن خاطره و تجربه
خاطرات مهندس عزتالله سحابی





