مهستان؛ سعید سامانی مجد در یادداشت «حیات تمدنی ایران متأثر از تنش آبی» مینویسد: ایران امروز با بحرانی تمدنی و زیستی روبهروست که محور آن «آب» است؛ عنصری که همواره زیربنای حیات، فرهنگ و نظم اجتماعی این سرزمین بوده است. سیاستهای گذشته با رویکردی مهندسیمحور و بخشی، بدون درک محدودیتهای بومشناختی، موجب خشکسالی گسترده، نابودی تالابها، فرونشست زمین و فروپاشی زیستپذیری در فلات مرکزی شدهاند. رودخانه زایندهرود نماد این بحران است؛ آینهای از ناکامی مدیریت سنتی و هشداردهنده آینده دیگر حوضههای آبی کشور.
این بحران تنها زیستمحیطی نیست، بلکه پیامدهای عمیقی بر جمعیت، اقتصاد، امنیت و هویت ملی دارد. کاهش سرانه آب تجدیدپذیر، مهاجرت اقلیمی خاموش، تخلیه روستاها و رشد حاشیهنشینی نشانههایی از تهدید انسجام سرزمینیاند. علل اصلی بحران شامل تمرکزگرایی، ناهماهنگی نهادی، کشاورزی کمبهره، بیتوجهی به محدودیتهای اقلیمی و فقدان مشارکت عمومی است.
بیشتر بخوانید:مسئله آب؛ قهر آسمان با زمین ویران
راه برونرفت، تغییر پارادایم از «مدیریت منابع آب» به «حکمرانی سرزمینی» است؛ رویکردی که بر یکپارچگی اکولوژیک، مشارکت اجتماعی، شفافیت، عدالت و پایداری تأکید دارد. بهرهگیری از فناوریهای نوین، بازچرخانی آب، اصلاح الگوی کشت و بازسازی سرمایه اجتماعی از الزامات این تحول است. با وجود وخامت شرایط، اگر نگاه تمدنی، عادلانه و ملی بر سیاستهای آبی حاکم شود، هنوز میتوان آینده را بازنویسی کرد.
منبع: چشم انداز ایران- شماره ۱۵۳





