مهستان؛ حامد سیاسی راد: از عصر داریوش بزرگ که از بیآبی نوشت تا وقتی در یادداشتهای علم، از شاه پهلوی میخوانیم که به امید بر افتادن قطرهای بر این خاک تفتیده، نگاه به آسمان داشته، میتوانیم درک کنیم که آب، همواره برای ایران خشک، یک مسئله بوده و اجداد ما، در پهنهای که همواره گرفتار مسئله آب بوده، یکی از قدیمیترین تمدنهای مبتنی بر آب را ساختهاند.
با این حال، از پس انقلاب اسلامی، مسئله آب در ایران وارد مرحله تازهای شد. سیاست آبی دولت هویدا «بهینهسازی مصرف آب» نام داشت اما بعد از انقلاب، سیاست «مدیریت منابع آبی» جای سیاست پیشین را گرفت و اینگونه آب که مهمترین ابزار تمدنسازی در ایران است، حالا تبدیل به مهمترین ابزار خودکفایی شد.
این که خودکفایی آبمحور در چنین پهنه خشکی چقدر عملی و عاقلانه بود و هست، از اساس قابل تأمل است اما یکی از عوارض منطقی تبدیل این منبع کمیاب به موتور پیشران یکی از مهمترین سیاستهای ایدئولوژیک ساختار سیاسی، ایجاد رانت و فساد در حوزه آب در ایران است.
ناکارآمدی و فرسودگی زیرساختها هم مزید بر علت شد تا امروز، ایران با هدر دادن حدود نیمی از ذخایر آبیش در مرحله نگهداشت و انتقال، به کشوری تبدیل شود که گرفتار ناترازی آبیست، یعنی میزان مصرف آبش بیش از میزان منابع آب تجدید پذیرش است.
مصرف حدود ۹۰ درصدی منابع آبی برای آبیاری اراضی کشاورزی که تنها حدود ۱۰ درصد مساحت ایران را تشکیل میدهد، پروژههای غیر کارشناسی انتقال آب دریا که برخلاف آنچه باید، به گلوی مصرف شهری نمیریزد، پروژه آبشیرینکن که هزینه فرآوری و انتقال آب در آن، بیش از هزینه خرید آب از بخش کشاورزی به قیمت محصول تمام شده در میآید.
در کنار نهضتهای فاجعهبار حفر چاه عمیق و سدسازی و طرحهایی مثل واردات آب یا کشت فراسرزمینی که هشدارها بابت غیر کارشناسی بودنشان بسیار است.
همینطور طرحهای شیادانه مثل استفاده از منابع آبی ژرف، در کنار سوداگری اداره آب و فاضلابی که درآمدش در مصرف هرچه بیشتر آب است، همه و همه نشان دهنده این است برای حل مسئله آب، باید نگاهمان را از آسمان برگردانیم و به حوزه سیاسی و سیاستگذاری نگاه کنیم.
حوزهای که حالا آرزوی تحول در آن، به اندازه آرزوی تغییر الگوی بارش آسمان بر سرزمینمان، دور از دسترس به نظر میرسد.





