مهستان؛ جمع بندی ما در سفر کردستان این بود که باید از مردم کردستان دلجویی شود و اگر اعتماد مردم کردستان نسبت به حکومت مرکزی جلب شود گروههای سیاسی هم مجبور هستند که تسلیم خواست مردم شوند یا اگر هم بخواهند با دولت مرکزی بجنگند به دلیل برخوردار نبودن از حمایت مردمی به سرعت شکست خواهند خورد.
ما در برخورد با سپاه پاسداران و ارتش به آنها توصیه کردیم که تا به نتیجه رسیدن مذاکرات صبر و حوصله کنند.
در میان آنان هم پارهای نیروهای تندرو بودند که موافق حضور ما در کردستان نبودند که از جمله آنها مرحوم شهید بروجردی فرمانده سپاه کردستان بود.
بیشتر از این خاطرات بخوانید: مسئله کردستان (بخش چهارم)
در هر صورت نتیجه سفر ما این شد که باید از مردم کردستان دلجویی شود چون بمبارانهایی که زمان مرحوم قرنی انجام شده بود و اعدام افراد توسط آقای خلخالی جو بدی را در شهرهای مختلف علیه جمهوری اسلامی به وجود آورده بود.
به همین دلیل داشت تا با بحث و گفتگو و اعطای یک سلسله امتیازاتی که در قانون اساسی هم مورد تاکید قرار گرفته بود و انتخاب مسئولین اداری از افراد محلی بدبینی مردم کردستان نسبت به دولت مرکزی از بین برود.
ما در کردستان مشغول این اقدامات بودیم که ناگهان مطلع شدیم سفارت آمریکا در تهران اشغال شده و دولت مهندس بازرگان از سمت خود استعفا کرده است…
برگرفته از کتاب نیم قرن خاطره و تجربه
خاطرات عزتالله سحابی





