مهستان؛ اعضای هیئت ویژه در حدود بیست روز در کردستان اقامت داشتند. در مدت، ما چند روز را به مذاکره با مقامات و نمایندگان گروههای مختلف سپری کردیم.
و مابقی را به بازدید از شهرهای مختلف گذراندیم. در شهرهای مختلف استان کردستان در مساجد حضور یافتیم و با امام مسجد و مردم گفتگو کردیم.
در آن گفتگوها به علاقه مردم به اسلام، دولت مرکزی و مخالفت با جدایی کردستان پی بردیم. ما مشاهده کردیم مردم و روحانیان با حکومت مرکزی سر جنگ ندارند ولی هنگامی که از آنها میخواستیم این مطالب را در بین عموم مردم مطرح کنند از این کار ابا میکردند.
گروههای سیاسی بویژه کوموله فضایی در کردستان بوجود آورده بودند که کسی جرئت اظهار نظر نداشت.
بیشتر از این خاطرات بخوانید: مسئله کردستان (بخش سوم)
من در گفتگوهایی که در شهرهای مختلف و در میان جوانان، دانشجویان و سایر اقشار مردم داشتم این وضعیت را به اصطلاح فئودالیته سیاسی مینامیدم.
به عقیده من گروههای سیاسی در آن دوران با وجود اینکه زمین و قدرت اقتصادی نداشتند ولی با تبلیغات و سابقه سیاسی چنان فضای رعب و وحشتی ایجاد کرده بودند که کسی یارای مخالفت با مواضع آنها را نداشت.
در آن ماموریت، ما مذاکرات مفصلی با عزالدین الحسینی و همچنین جلال طالبانی که به عنوان میانجی در جلسات شرکت میکرد داشتیم.
در آن مذاکرات نمایندگان حزب دموکرات به رهبری دکتر قاسملو انعطاف بیشتری نسبت به نمایندگان کوموله نشان میدادند.
در آم دوران برخلاف سایر نقاط ایران، هنوز انقلاب اسلامی در شهرها و مردم کردستان راهی پیدا نکرده بود و از مظاهر انقلاب اسلامی همچون رفتار و اعمال شرعی و منع فروش وسایل قمار یا مشروبات الکلی خبری نبود و به عنوان مثال اگر دختری در مدرسه با حجاب حضور پیدا میکرد معلمانی که گرایش چپ داشتند و عضو کوموله بودند او را از کلاس بیرون میکردند…
برگرفته از کتاب نیم قرن خاطره و تجربه
خاطرات عزتالله سحابی





