مهستان؛ حسین قتیب: در دیپلماسی چیزی به نام «بستهبندی مذاکره» وجود دارد. یعنی نتیجه یک مذاکره فقط آن چیزی نیست که روی کاغذ آمده، بلکه این هم هست که هر طرف چگونه میخواهد همان نتیجه را برای افکار عمومی داخلی خود قابل قبول، قابل دفاع و حتی شبیه پیروزی جلوه دهد.
برای همین، در ساعات آینده باید انتظار داشت که هر دو طرف تلاش کنند روایت خود را بسازند. زبان مبهم، عبارتهای دوپهلو، فرمولهای قابل تفسیر، سکوتهای حسابشده و امکان حفظ آبرو، یا همان face-saving، همه بخشی از تکنیکهای کلاسیک دیپلماسیاند. متن عمومی توافق معمولا برای مصرف سیاسی نوشته میشود، نه برای فهم تمام واقعیت توافق.
اما اهمیت اصلی در جای دیگری است: در جزئیات. آنچه باید با دقت دنبال کرد، نه لحن بیانیهها، بلکه زمانبندیها، ضمانتهای اجرایی، ترتیب اقدامات، نوع امتیازهای دادهشده و گرفتهشده، و متن ضمیمهها و نامههای جانبی است. در بسیاری از توافقها، حساسترین بخشها عمدا در متن اصلی نمیآیند. آنها در پیوستها، تفاهمهای جانبی، side letters یا ترتیبات اجرایی پنهان میشوند تا متن اصلی قابلیت عرضه عمومی داشته باشد.
از این زاویه، نباید از هر توافق احتمالی انتظار پایان سریع بحران یا بازگشت فوری به وضعیت پیشین را داشت. آنچه ممکن است شکل بگیرد، بیش از آنکه یک حلوفصل پایدار باشد، نوعی تنفس سیاسی و امنیتی است. فرصتی محدود برای بازآرایی موقعیتها،
کاهش فشار فوری و خرید زمان. اما تا زمانی که موازنه قدرت در سطح عمیقتر تغییر نکند، پایداری چنین وضعیتی شکننده خواهد بود.
نکته مهم دیگر نقش اسپویلرهاست. اسرائیل، هم به دلیل نفوذ سیاسی و لابی قدرتمند در ایالات متحده و هم به دلیل انگیزههای امنیتی و داخلی خود، میتواند هر روند تنشزدایی را مختل کند. از همین رو، انتخابات اسرائیل و سرنوشت سیاسی نتانیاهو صرفا یک موضوع داخلی نیست، بلکه میتواند بر آینده هر توافق، هر آتشبس و هر مسیر دیپلماتیک اثر مستقیم بگذارد.
بنابراین در روزهای آینده نباید اسیر روایتهای پیروزی شد. باید متنها، ضمیمهها، زمانبندیها و سازوکارهای اجرایی را دید. در دیپلماسی، پیروزی را در کنفرانس خبری اعلام میکنند اما واقعیت توافق در جزئیات نوشته میشود.





