مهستان؛ درست در ساعاتی که وزیر کشور پاکستان در حال انتقال پیامی مکتوب به رهبر جمهوری اسلامی در تهران بود، ارتش اسرائیل با انجام یک حمله هوایی به حومه جنوبی بیروت خط قرمز مهم ایران را زیر پا گذاشت.
روشن نیست که پیام مکتوب از طرف چه کسی بوده است در حالی که در خبرهای اولیه از ژنرال عاصم منیر نام برده میشد، برخی گمانهزنی های رسانهای مدعی ارسال این پیام از سوی شخص ترامپ هستند.
اما چرا نتانیاهو اندک زمانی پس از آن که با تهدید تهران مبنی بر ورود به جنگ و درخواست آمریکا از حمله زمینی به بیروت منصرف شد، درست در این ساعات به حومه جنوبی بیروت حمله کرد؟
یک پاسخ میتواند تلاش نتانیاهو برای ضربه زدن به تفاهم احتمالی ایران و آمریکا باشد. از همان نوع خرابکاریهای تاکتیکی که بیبی متخصص آن است.
اما در ساعات اخیر برخی رسانههای اسرائیلی مدعی اطلاع واشنگتن از این تصمیم شدهاند. اگر این خبر صحت داشته باشد احتمالا دولت ترامپ دو هدف همزمان داشته: اول اطمینان دادن به نتانیاهو و لابی
اسرائیل که حتی در صورت تفاهم با تهران، آزادی عمل خواهند داشت و دوم هشدار به تهران که در صورت عدم تفاهم متحدان منطقهای ایران بیش از پیش تضعیف میشوند.
در نهایت احتمال سوم خطرناکترین گزینه است. این که آمریکا همزمان با اتلاف وقت در مذاکرات و نمایشهای رسانهای در حال فرسوده کردن کارتهای مهم تهران است. اخلال در کنترل ایران بر تنگه هرمز، ضربات شدید به حزبالله، طرحتجزیه حشد الشعبی اقداماتی در این راستا هستند.
قرار تضعیف ایران در طول مذاکرات است تا در یک بزنگاه کشور در دوراهی یک توافق ضعیف یا جنگ مجدد قرار گیرد. جنگی که در آن اهرمهای راهبردی خود را از دست داده باشد.
تصمیمگیران تهران کدام تحلیل را به واقعیت میدان نزدیک میدانند؟ دیپلماتها و فرماندهان نظامی وقتی دادههای میدانی و رفتار دیپلماتیک حریف را بررسی میکنند به چه نتیجهای میرسند؟
پاسخ به این سوالات و انتخاب یکی از تحلیلها، واکنش ایران را مشخص خواهد کرد. آیا موشکهای ایران آسمان اسرائیل را روشن میکنند؟ آیا پاسخ اخلال تاکتیکی به بعد موکول میشود؟ یا روشنایی آسمان اسرائیل را موشکهای یکی از
متحدان ایران تامین خواهند کرد؟ باید منتظر ساعتهای پیش رو بود.





