مهستان؛ ۲ روز است که قیمت دلار در بازار ایران دوباره طغیان کرده و خود را از کانال ۱۶۰ هزار تومان به انتهای کانال ۱۷۰ هزار تومن رسانده و حتی کانال ۱۸۰ هزار تومانی را لمس کرده است.
همزمان اونس طلای جهانی با کاهش قیمت مواجه است (به دلیل انتظارات تورمی ناشی از افزایش قیمت سوخت در آمریکا که احتمالا منجر به افزایش نرخ بهره اوراق قرضه خواهد شد) و قیمت نفت برنت دوباره سر به فلک کشیده و به ۱۱۵ دلار برای هر بشکه رسیده است.
چنین الگویی یعنی تقویت دلار، بالا رفتن قیمت نفت و هزمان افت قیمت جهانی طلا به منزله آن است که فعالان بازار الگوی یک «درگیری کنترل شده» را برای آینده منازعه ایران و آمریکا و اسرائیل محتمل میداند.
چنین وضعیتی معمولا در میانه جنگهای کنترل شده که بازار از گسترش دامنه آن هراسان نیست روی میدهد.
اگر بخواهیم این الگو را بر وضعیت فعلی منطبق کنیم یعنی فعالان اقتصادی طولانی شدن محاصره دریایی ایران و بسته ماندن تنگه هرمز بدون شکلگیری یک درگیری نظامی را محتملترین رخداد میدانند. بر خلاف آن چه بسیاری دوست دارند باور کنند، تحلیلهای عمومی فعالان اقتصادی در بسیاری موارد درست نیست.
از جهت حرکت پول میشود حدسهای مهمی زد اما هیچ پیشبینی قطعی یا قریب به یقینی در کار نیست.
اما اگر تحلیل فعالان اقتصادی را درست فرض کنیم، مرحلهای دشوار فرسایش دوجانبه آغاز شده است. ترامپ پا بر گلوی اقتصاد ایران گذاشته تا با محاصره دریایی آن را به خفگی تسلیم برساند، همزمان ایران تنگه هرمز را به کنترل درآورده تا کمر اقتصاد جهان را زیر بحران ترامپ ساخته خم و فشارهای جهانی و داخلی را بر دولت ترامپ افزایش دهد و او را از خواستههای خود عقب براند.
دل آشوبه بازار تهران از وضعیت تعلیق نرخ ارز را بالا برده است، نرخی که خیلی زود بر سفرههای تورم زده ایرانیان احساس میشود. هنوز تا پایان این دالان دلهره و سرگردانی میان جنگ و محاصره و تورم راهی طولانی باقی مانده است.





