مهستان؛ جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل وارد مرحله فرسایشی شده است.
ایران با تداوم بستن تنگه هرمز میکوشد حداکثر هزینه را به اقتصاد آمریکا و جهان وارد کند. از سوی دیگر آمریکا به محاصره دریایی و جلوگیری از صادرات و واردات ایران ادامه میدهد.
در وضعیت جنگ فرسایشی فشار اصلی نه بر نیروهای مسلح که بر دولت است به ویژه در اقتصاد تحریمزده و جامعه زخمی ایران.
درشرایط کنونی و علیرغم از سر گذراندن دو جنگ هنوز چندان نشانهای از کمبود کالاهای اساسی در کشور دیده نمیشود اما چرخ اقتصاد با عدم فروش نفت و محدود شدن فرصتهای صادرات و واردات بسیار به دشواری میچرخد. در بخش خصوصی و دولتی همزمان تورم کمرشکن است و رکود بسیار آزاردهنده.
این وضعیت دقیقا بخشی از استراتژی جنگی آمریکا و اسرائیل است. هدف به شماره انداختن نفس اقتصاد ایران است. چیزی که در نهایت به شورشهای معیشتی منجر شود و با ایجاد شکاف در جبهه داخلی ایران فرصت مجددی برای ترکیب تهاجم خارجی و شورش داخلی مهیا کند.
ایران در مقابل منتظر اثرگذاری وضعیت فعلی اقتصادی بر سرنوشت انتخابات اسرائیل در ابتدای آبان و انتخابات میاندورهای کنگره در انتهای آبان ماه است.
ایران امیدوار است که یا ترامپ در مقطعی برای احیای حزبش در انتخابات پایان جنگ را با امتیازات بسیار به نفع ایران بپذیرد یا با شکست در انتخابات کنگره دستش برای اقدامات خصمانه علیه ایران و کش دادن جنگ بسته شود.
در مورد صحت محاسبات استراتژیستهای اتاق جنگ ایران باید در مجالی دیگر صحبت کرد و در نهایت به نظاره نشست.
اما آن چه روشن است وضعیت اقتصادی در ایران اصلا خوب نیست. دیشب انتشار خبر اعلام نرخ چهارم بنزین به قیمت ۸۷ هزار تومان برای ساعتی کشور را در التهاب فرو برد. ۱۷ برابر شدن نرخ چهارم بنزین نسبت به نرخ سوم؛ در هر کشوری میتواند ایجاد شوک کند.
در حالی که ایران به بالا رفتن قیمت بنزین در آمریکا چشم دوخته است، بالا رفتن قیمت بنزین در ایران آن هم با این سرعت، یک شکست است. این افزایش قیمت بیشترین فشار را به مردمان حاشیه شهرهای بزرگ به خصوص تهران و میلیونها راننده تاکسیهای اینترنتی وارد میکند که عملا با یارانه سوخت زندگی میکنند. بسیاری از آنان از روستاهای خشکسالی زده و یا شهرهای کوچک بیرونق به تهران و شهرهای بزرگ آمدهاند و از طریق کار با یک خودروی ارزان قیمت معیشت خود و خانواده را در غربت تامین میکنند.
بدیهی است که گران شدن بنزین با این شتاب و سرعت ممکن است به شورشهایی دامن بزند که عملا شروع یک تهاجم خارجی به کشور را تسهیل کند.
اما اگر دولت بنزین را گران نکند، چطور؟ در اقتصاد منابع با هیچ معجزهای سبز نمیشوند! یارانه بنزین برای دولت کمرشکن است و محاصره هم تامین بنزین را تحت تاثیر قرار داده است. بنزین اگر گران نشود دولت چارهای جز خلق نقدینگی و چاپ پول و پذیرش صفهای طولانی بنزین ندارد. چاپ پول در اندک زمانی تورم بسیار بالای موجود را ابرتورم مبدل میکند و باز هم مخاطرات امنیتی پیش خواهد آمد.
در این شرایط تنها مسیر برای نیفتادن در این دام آن است که اگر استراتژیستهای تهران بر ادامه ریسک سیاسی و نظامی برای از پا درآوردن ترامپ در انتخابات کنگره یا گرفتن امتیاز تاکید دارند؛ منابع لازم برای اداره اضطراری اقتصاد در ۳ ماه پیش رو از محل ذخایر استراتژیک کشور تامین شود و اگر چنین ذخایری موجود نیست یا استفاده از آن به مصلحت نیست، باید در محاسبات تجدیدنظر شود و انعطاف و خلاقیت دیپلماتیک ریسک بزرگ را تعدیل کند. به میانجیگری فرصت داده شود و انعطافهایی برای حل بحران نشان داده شود.
راه دیگری وجود ندارد. ماجرا فراتر از تفکیک میدان و دیپلماسی و خیابان است. هر نوع شورشی چه بر سر قیمت بنزین چه بر سر ابرتورم کیان کشور را به خطر میاندازد و زمینه یک شکست ملی را فراهم میکند. جنگی را که در میدان نظامی نباختهایم، نباید در میدان اقتصادی باخت. شاید بازوی دیپلماسی با عمل در زمان مناسب بتواند از پیروزیهای نظامی محافظت کند.
اصولگرایان تندرو پاسخ میدهند که حتی در صورت دراز کردن دست دیپلماسی آمریکا باز هم عقب نمیرود و حتی تخاصم را بیشتر میکند. پاسخ آن است که وقتی جامعه حسن نیت مداوم و انعطاف حکومت برای صلح را ببیند ظرفیت بسیار بیشتری برای تحمل هزینهها نشان میدهد. شورش نه فقط از وضعیت مادی که از ذهنیت مردمان برمیخیزد. دیپلماسی جبهه داخلی را تقویت میکند؛ چه به نتیجه برسد و چه نرسد!
خواهند گفت که آیا حقانیت ما بارها ثابت نشده؟ پاسخ این است که اولا قضاوت همه گروههای اجتماعی یکسان نیست و ثانیا حقانیت در یک لحظه و برای همیشه ثابت نمیشود…
تا دیر نشده باید تدبیر کرد…
جنگ، تابآوری و قیمت بنزین؛ دیپلماسی در برابر جامعه و اقتصاد چه مسئولیتی دارد؟
Share This Article
بدون دیدگاه





