مهستان؛ روح سرمایه داری چیست؟ تکاپوی ثروت، جستجوی منفعت، جستجو به دنبال پول آن هم حداکثر ممکن پول فی نفسه هیچ ربطی به سرمایهداری ندارد.
چنین عطشی برای ثروت ممکن است در میان پیشخدمتان، پزشکان، درشکهچیان، هنرمندان، روسپیان، کارمندان فاسد، سربازان، دزدان، قماربازان و گدایان یافت شود.
خلاصه میتوان گفت که افراد مختلف با موقعیتهای متفاوت در همه اعصار و همه سرزمینها هرجا که شرایط عینی ایجاب کند یا ایجاب کرده باشد، چنین عطشی را از خود نشان میدهند.
انصراف از این مفهوم سادهلوحانه[سرمایهداری] باید جز الفبای تاریخ تمدن قرار بگیرد.
حرص بیپایان برای تحصیل ثروت به هیچ وجه با سرمایهداری یکی نیست تا چه رسد با روح آن. بلکه آن را میتوان رام کردن این غریزه غیرعقلانی یا لااقل تعدیل عقلانی آن دانست.
در حقیقت سرمایهداری مساوی است با جستجوی منفعت از طریق فعالیت مستمر عقلانی در پی منفعتی همواره تجدید شونده؛ در پی سودآوری. سرمایهداری به واقع باید چنین باشد.
هرجا کل اقتصاد تابع نظم سرمایهداری شده باشد، یک موسسه منفرد سرمایهداری که از هر موقعیتی برای سودآوری استفاده نکند، محکوم به نابودی است.
#فلسفه_آخرشب
ماکس وبر؛ رشیدیان





