مهستان؛ مفهوم تحصلگرایانه علم در زمانه ما به بیان تاریخی، مفهومی پسمانده است، زیرا همه مسائلی را که تحت مفاهیم کم و بیش مابعدالطبیعی مورد بررسی قرار گرفته بود مِنجمله همه مسائلی را که به نحو مبهم غایی و اعلا نامیده میشد، رها کرده است.
این مسائل و همه مسائل حذف شده وحدت خود را در این حقیقت دارند که صریحاً یا تلویحاً متضمن مسائل عقل هستند. تحصلگرایی سر فلسفه را قطع میکند. مابعدالطبیعه علم مسائل نهایی و اعلا به عنوان ملکه علوم مورد احترام بود و روح آن معنای نهایی هر شناختی را که به وسیله علوم دیگر فراهم میشد، معین میکرد.
مسئله امکانِ مابعدالطبیعه به خودی خود مسئله امکانِ علوم تحصلی را نیز در بر گرفت زیرا این علوم معنی نسبی خود را فقط در وحدت فلسفه دارا بودند. آیا عقل و آنچه که هست میتوانند جدا شوند، در حالی که عقل به مثابه شناسنده آنچه که هست را تعیین میکند؟ همین پرسش کافیست تا روشن شود که کل فرایند تاریخی صورتی قابل ملاحظه دارد.
ما انسان امروزی که در طی این تکامل بار آمدهایم خود را در خطر عظیم غرق شدن در طوفان شکاکیت مییابیم و بدین سبب عقیده خود را به حقانیت خویش از دست میدهیم.
#فلسفه_آخرشب
هوسرل؛ ساسانی





