مهستان؛ خاطرات حسن روحانی: پیشنهادی در آن مقطع مطرح بود مبنی بر اینکه ابتدا در زمینه خرید رآکتور هستهای با اروپا وارد مذاکره شویم، بعد به مرور زمان تکنولوژی لازم و توان ساخت آنها را بهدست آوریم و همزمان وارد مرحله غنیسازی و چرخه سوخت شویم.
پیشنهاد البرادعی هم همین بود.
این طرح را نه من و نه نظام نپذیرفتیم. من نپذیرفتم، چون این مسئله جزو خطوط قرمز ما بود که به هیچ عنوان زیر بار توقف یا تعلیق بلندمدت نرویم.
در بحث تعلیق قرار بود ما فناوری را هرگز کنار نگذاریم و آن را ادامه دهیم. اجازه من تنها در مورد تعلیق محدود و کوتاهمدت بود که بعداً کلمه داوطلبانه را هم به آن اضافه کردم.
بیشتر از همین خاطرات بخوانید: مذاکرات تهران، تاکتیک یا استراتژی؟
اما دلیل اینکه نظام نپذیرفت این بود که، اولا افکار عمومی داخل کشور پذیرای آن نبود. به محض اتخاذ چنین تصمیمی، عدهای میگفتند ما به مرحلهای رسیده بودیم که مثلا دو ماه دیگر میتوانستیم به سوخت برسیم و اینها نگذاشتند!
و این برای مسئولین کشور بار سنگینی داشت. ثانیا اگر قول داده میشد که غنیسازی موقتاً تعطیل شود، بعید بود غرب صرفاً با اعلام، آن را براحتی میپذیرفت.
احتمالا نیروگاه و سوخت در اختیار ما میگذاشتند و در مقابل تضمین میخواستند که دیگر سراغ غنیسازی نرویم.
در مجموع به اعتقاد من، اگر نظام میخواست چنین معاملهای انجام دهد، باید کلا غنیسازی را کنار میگذاشت، یا دستکم تعهدی برای تعلیق بلندمدت میداد.
منبع: برگرفته از کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هستهای
خاطرات حسن روحانی





