مهستان؛ ماه هاست که منابع نزدیک به اتاق جنگ ایران، از شکست ترامپ و حزب جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا به عنوان یک هدف اصلی سیاسی برای تهران سخن میگویند.
این تحلیل در نزد استراتژیستهای تهران وجود دارد که تنها سازوکار درونی سیاست در ایالات متحده است که ممکن است ترامپ و جمهوریخواهان را مهار کند و به خصوص نفوذ بیپایان لابی اسرائیل و شخص نتانیاهو را تضعیف کند.
این که چنین چشماندازی تا چه اندازه صحیح و واقعبینانه است و با توجه به واقعیات انتخابات و ساختار سیاسی ایالات متحده دموکراتها حتی در صورت به کنترل درآوردن هر دو مجلس سنا و نمایندگان چقدر امکان مهار ترامپ را دارند؛ امری است که در ماههای اخیر بارها در مورد آن بحث شده است. اتاق جنگ و مذاکره در تهران اما در هر حال تصمیم خود را گرفته و انتخابات کنگره را به عنوان یک نقطه عطف در مسیر راهبرد خود تعریف کرده است.
تهران از ابتدا دو احتمال را برای این مسیر تعریف کرده بود: احتمال اول و شاید ترجیح این بود که ترامپ از بیم باخت سنگین در کنگره تن به پذیرش خواستههای تهران دهد. احتمال دوم این که تن به چنین توافقی ندهد و در صحنه سیاست آمریکا تضعیف شود.
۱۰ روز مانده به انتخابات کنگره؛ قیمت نفت در یکی از بلندترین قلههای چند سال اخیر ایستاده است. قیمتی که مهمترین ابزار ایران برای پیشبرد راهبرد خود بوده است.
نمودارهای نظرسنجیهای انتخاباتی در ایالات متحده اما الزاما به راه نمودار نفت برنت نرفتهاند.
جمهوریخواهان از ماهها قبل در انتخابات مجلس نمایندگان زیر فشار رقابت سنگین با دموکراتها بودهاند. اما برخی گزارشها از ترمیم نسبی و بهبود موقعیت جمهوریخواهان حکایت دارد. نه آن قدر که در انتخابات مجلس نمایندگان شکست نخورند اما آن قدر که سنگینی شکست را تعدیل کنند.
در رقابت مهمتر یعنی سنا اوضاع شانه به شانه است و جمهوریخواهان بخت جدی برای حفظ کردن اکثریت خود دارند. موسسات نظرسنجی از پیشبینی دقیق اوضاع عاجزند و در موارد مهمی نتایج انتخابات در حاشیه خطای آنها قرار دارد. آن چه روشن است، کار پیروزی دموکراتها در سنا کاری است پیچیده که در هفتههای اخیر چندان سادهتر نشده است.
به نظر وقت برای یک مانور تاکتیکی در تهران فرارسیده است. میانجیها به صورت مرتب به تهران رفت و آمد میکنند؛ همین امروز هیئت قطری در تهران بوده است. از اصل و فرع مذاکرات خبری در دست نیست و چه بسا این هیئتها تنها برای کنترل تنش فزاینده و به تعویق انداختند جنگ در تهران باشند.
اما از همین فرصت هم باید استفاده کرد. یک نرمش تاکتیکی یا امتیاز نمادین و کم اهمیت اگر با کار رسانهای و نحوه اعلام درست همراه باشد، میتواند یک دو راهی وسوسهانگیز و خطرناک برای ترامپ بسازد.
اگر قبول کند، عملا راه برای یک دستاورد راهبردی برای تهران گشوده میشود. دستاوردی که حتی اگر مورد بدعهدی هم قرار گیرد میتواند یک سند حقوقی دیگر مانند تفاهم اسلامآباد را به صندوق داشتههای کشور بیفزاید و نباید پنداشت این اسناد و این توافقها در درازمدت بیفایده خواهند بود.
اگر هم ترامپ چنین پیشنهادی را رد کند، عملا ضربه بیشتری در انتخابات خواهد خورد و شاید تیر استراتژیستهای اتاق جنگ در تهران را به هدف بنشاند. فارغ از آن که این بر هدف نشستن تیر در نهایت چقدر در تحقق اهداف راهبردی ایران در این جنگ موثر است.
چنین نرمش تاکتیکی یک فایده مهم و حتی مهمتر از هر چیز دیگری برای ایران دارد. یک بار دیگر به افکار عمومی نشان میدهد که تمام تلاش برای جلوگیری از یک جنگ دیگر صورت گرفته است. اثبات چندین باره این تعهد به صلح همیشه مهم و موثر است. فارغ از آن که قبلاً هم صورت گرفته باشد. به خصوص که تریبونهای خواهان جنگ ابدی در ایران همواره روشنند و حتی فارغ از نظر خود حاکمیت بر طبل تنش بیشتر میکوبند و تشخیص صدای آنها از صدای رسمی، برای بسیاری از مردم دشوار است.
جنگ بر اساس معادلات کلان و ساختاری و بر مبنای نشانهها و قرائن نزدیک و نزدیکتر میشود. قبل از انتخابات کنگره یا بعد از آن. قبل از تشکیل کنگره یا بعد از آن.
اما هیچگاه نباید از تاثیر کنشگران، از اهمیت هوشیاری تاکتیکی و از اهمیت برقرار نگاه داشتن مکانیزم دیپلماسی چشم پوشید، بسا که پیروزی راهبردی از زنجیرهای از اقدامات درست تاکتیکی حاصل شود.





