مهستان؛ ارنستو که بار دیگر نشاط و سرزندگی خود را بازیافته بود، همه انرژی و وجود خود را وقف طرح جسورانه انقلاب کوبا کرده بود.
برای کاهش وزن و آمادگی جسمانی رژیم و ورزش منظم داشت و برای تقویت دانش تئوریک، آثار آدام اسمیت، کینز و دیگر اقتصاددانان را بهطور فشرده مطالعه میکرد.
دانستههای او پیرامون مارکسیسم کمکم تکامل پیدا میکرد. او از دفترچههای فلسفی قدیمیاش به عنوان مبنا استفاده میکرد و آنها را در یک مجلد گرد آورده بود.
او اکنون با هر کس که محرم محسوب نمیشد قطع ارتباط کرده بود. ارنستو بارها به ایلدا هم گفته بود در معاشرت با دوستانش محتاط باشد تا کسی از ارتباط او با جنبش فیدل باخبر نشود.
بیشتر از این زندگینامه بخوانید: شروع تمرینهای سخت چریکی و تولد فرزند
معاشرت آنها با اشخاص خارج از جمع کوباییها انگشتشمار شده بود. او اوقات فراغتش را با نوزادش میگذراند و از وجود دخترش شادمان بود.
شخصیت قوی و قرابتی که بین چه و رائول و فیدل و اوجگیری زودرس موقعیتش در میان گروه، بدون شک از همان آغاز محرک غیظ بعضی از جنگآموزان کوبایی شد.
فیدل بعدها از یک پیشآمد ناگوار یاد کرد، که پس از آنکه او، چه را به دلیل جدیت، هوشیاری و شخصیتش به عنوان رئیس یکی از خانههای امن برگزید، برخی از کوباییها بدلیل اینکه ارنستو آرژانتینی بود با رهبریاش مشکل داشتند.
فیدل در این خصوص میگوید: اینگونه ناسپاسی پذیرفتنی نبود، آن هم درباره کسی که در سرزمین ما زاده نشده بود، اما حاضر بود در راه آن خون خود را بریزد. این پیشآمد مرا بسیار رنجاند. فکر کنم خود چه را هم رنجانده بود.
برگرفته از کتاب ارنستو چهگوارا زندگی انقلابی





