مهستان؛ محسن رضایی به جای محمد باقر ذوالقدر دبیر شورای عالی امنیت ملی میشود.
در واقع خبر استعفای ذوالقدر و مخالفت پزشکیان با آن هفتههاست در فضای سیاسی ایران شنیده میشود. گفته میشد که ذوالقدر بنا بر اشاره مقامات عالی نظام یا با پی بردن به عدم رضایت این مقامات از سمت خود استعفا داده اما پزشکیان با آن مخالفت کرده است. حالا اما به نظر این تغییر در مرحله نهایی است.
دبیری شورای عالی امنیت ملی سمتی بیش از حد مهم در ساختار سیاسی ایران است. سمتی که اگرچه با حکم رییس جمهور مشخص میشود اما باید رضایت کامل رهبر جمهوری اسلامی هم در آن جلب شود. این انتصاب در دورههای مختلف همواره بسیار مهم و نشانه سمت و سوی تحولات سیاسی و امنیتی در ایران است.
از حسن روحانی که در زمان ریاست جمهوری خاتمی بر این سمت نشست تا علی لاریجانی و بعد سعید جلیلی و سرانجام علی شمخانی و باز هم علی لاریجانی همه و همه از سیاستمداران موثری بودند که بر سرنوشت کشور و بد و خوب روزگار فعلی بسیار موثر شدند.
وقتی علی لاریجانی ترور شد، در بحبوحه نخستین روزهای جنگ، محمد باقر ذوالقدر به جای او نشست. از فرماندهان مهم سپاه پاسداران در سه دهه حاضر. مردی که نقشش عمدتا در پشت پرده بود اما در سمت معاونت سیاسی وزارت کشور در دولت اول محمود احمدی نژاد بیشتر دیده شد. فرماندهای که روزگاری به مواضع تند علیه اصلاحطلبان شهره بود. اما نزدیک به دو دهه بود که مجددا به پشت پرده سیاست برگشته بود.
وقتی او دبیر شورای عالی امنیت ملی شد، کمتر کسی تصور میکرد که به فاصله چند ماه اصولگرایان تندرو از رفتن او بسیار خوشحال شوند. به خصوص که جانشین او محسن رضایی باشد.
فرمانده سپاه پاسداران در دوران جنگ که کارنامه جنگی او همواره در معرض نقدهای بسیار بوده است. رضایی با نامزدیهای متعدد برای ریاستجمهوری و اظهارات عجیب در حوزه سیاست خارجی از چهرههای پرحاشیه سیاست ایران بوده است. رضایی هیچ گاه اصلاحطلب نبود، هر چند هیچ وقت به جناح راست هم نزدیک ارزیابی نمیشد. او خود را اصولگرایی مستقل میداند و البته که هرگز از تبار تندروهای اصولگرا نبود او حتی در انتخابات ریاستجمهوری سال ۸۸ در مقابل احمدی نژاد نامزد شد تا هر چه میتواند رای بدنه اصولگرایان را از سبد احمدینژاد بیرون بکشد. هم علی شمخانی و هم باقر قالیباف در این کار حامی او بودند.
شاید مشی سیاسی او را بیش از همه بتوان به علی شمخانی نزدیک دانست. اصولگرای میانهرویی که به تدریج تندتر شد. آن چنان که حامیان روحانی مدعی بودند که او در جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی، نقش مهمی در عقیم کردن آخرین تلاشهای آن دولت برای بازگشت به برجام داشت.
چرا رضایی به جای ذوالقدر منصوب شد. از حاضر شدن رضایی به عنوان ارشدترین فرمانده نظامی کشور در مراسم وداع با رهبر پیشین میشد حدس زد که جایگاه او در بلوک قدرت در حال تقویت است و مقامات عالی نظام به او اعتماد بالایی دارند. اما سمت ریاست ستاد کل نیروهای مسلح همچنان خالی است و شاید گمان میرفت رضایی به آن جا برود.
یک حدس آن است که ذوالقدر بسیار نزدیک به تیم محمد باقر قالیباف ارزیابی میشد. قالیبافی که مهمترین فرمانده بازمانده از طیف موسوم به طیف سلیمانی در سپاه است. البته که در حال حاضر فرماندهان مهم و عملیاتی سپاه را هم بر اساس مواضعشان در حمایت از دیپلماسی و سوابقشان میتوان در همین طیف دانست.
محسن رضایی هیچ گاه عضو یکی از طیف های شناخته شده سپاه ارزیابی نمیشد. او که روزگاری فرمانده سپاه بود، مستقل از این طیفها تلقی میشد و البته سالها در سمت دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام از معادلات درونی سپاه دور بود.
رفتن رضایی به شورای عالی امنیت ملی احتمالا نفوذ قالیباف را در فضای مدیریت امنیتی کشور تعدیل میکند. این خبر خوبی برای پزشکیان نیست که موفقترین پروژه سیاسیش ساختن ائتلافی مستحکم بین سران قوا بود.
شاید سوابق میانه روانه رضایی، پزشکیان را واداشته که به انتصاب او رضایت دهد. پزشکیانی که میداند باید اعتماد راس نظام را حفظ کند.
این اما تنها یک گمانهزنی است. معادلات جدید بلوک قدرت همچنان مبهم و تا حدود زیادی سیال و در حال شکلگیری است.
برای تحلیل دقیقتر باید دید رضایی در سمت جدیدش و در ایستگاه آخر ۵ دهه سیاست ورزی در جمهوری اسلامی، چه چهرهای از خود نشان میدهد.





