مهستان؛ بهزیستی تنها به ارائه خدمات حمایتی محدود نمیشود، بلکه مفهومی فراگیر است که ابعاد مختلف زندگی انسان، از سلامت روان و مشارکت اجتماعی گرفته تا برخورداری از حقوق شهروندی و فرصتهای برابر را در بر میگیرد. در این میان، تشکلهای مردمنهاد با اتکا به سرمایه اجتماعی، مشارکت داوطلبانه و ارتباط نزدیک با جامعه، نقش مهمی در شناسایی نیازها، حمایت از گروههای آسیبپذیر و تکمیل ظرفیتهای نهادهای دولتی ایفا میکنند.
در همین راستا، با کامران عاروان، رئیس «شبکه ملی تشکلهای مردمنهاد معلولان»، درباره مفهوم بهزیستی، جایگاه سازمانهای مردمنهاد، نقش فعالیتهای داوطلبانه و ظرفیت تشکلهای مدنی در ارتقای کیفیت زندگی افراد، به گفتوگو نشستهایم. وی در این مصاحبه، با تأکید بر ضرورت همافزایی میان دولت، جامعه مدنی و شهروندان، به تبیین نقش مشارکتهای مردمی در تحقق «بهزیستن» و حمایت از اقشار آسیبپذیر میپردازد.
***
به عنوان نخستین پرسش، لطفاً بفرمایید اصولاً مقوله بهزیستی چه حوزههایی را در بر میگیرد؟
مقوله بهزیستی نگاهی جامع به زندگی انسان دارد؛ یعنی هر آنچه به زندگی انسان مربوط میشود و برای بهتر شدن آن ضرورت دارد تا فرد بتواند تعادل خود را در زندگی حفظ کند، مسیر پیشرفت را طی کند، از نظر روانی و شخصیتی به آرامش برسد و شکوفایی استعدادهای خود را تجربه کند، در حوزه بهزیستی قرار میگیرد.
بهزیستی حوزههای مختلفی از جمله اقتصاد، مسائل اجتماعی، فرهنگی و روانی را در بر میگیرد. همچنین هر عاملی که این وضعیت را به خطر بیندازد، چه در حوزه اقتصاد و چه در سایر عرصهها، در قلمرو بهزیستی قابل بررسی است. هنگامی که از بهزیستی سخن میگوییم، منظور فراهم کردن شرایطی است که هر فرد بتواند زندگی متعادل و شایستهای داشته باشد، در جامعه بهطور طبیعی زندگی کند، رشد یابد و از حقوق فردی خود در کنار حقوق جمعی برخوردار باشد. عواملی مانند معلولیت، فقدان پدر یا مادر، اعتیاد و سایر آسیبهای اجتماعی نباید مانع تحقق این شرایط شوند.
بنابراین، بهترین حالت آن است که زمینههای لازم برای یک زندگی مطلوب فراهم شود. اگر این بسترها وجود نداشته باشد، مانند کودکی که در خانواده مورد آزار قرار میگیرد، باید حمایتها و مداخلات فوری انجام شود تا فرد به شرایط عادی زندگی بازگردد. این همان مفهوم توانبخشی است؛ یعنی جبران کاستیها و نارساییهایی که در ابعاد مختلف زندگی فرد وجود دارد. این حمایتها ممکن است جنبه حقوقی، اجتماعی یا روانشناختی داشته باشند و از طریق روانشناسان، مددکاران اجتماعی یا سایر متخصصان انجام شوند.
در مجموع، وقتی از بهزیستی سخن میگوییم، همه ابعاد زندگی انسان مدنظر است تا هیچ فردی به دلیل معلولیت، مشکلات اقتصادی یا سایر شرایط از جامعه کنار گذاشته نشود یا مورد غفلت قرار نگیرد. جامعه باید شرایطی را فراهم کند که همه افراد بتوانند به زندگی شایسته و متعادل دست یابند.
نقش تشکلهای مدنی در حوزههای مذکور چگونه خواهد بود؟
واقعیت این است که تشکلهای مدنی یا سازمانهای مردمنهاد، که بر پایه مشارکت مردمی شکل گرفتهاند و از ظرفیت نخبگان، متخصصان و افراد دغدغهمند بهره میبرند، نقش بسیار مهمی در تحقق بهزیستی جامعه دارند. باید پذیرفت که نقش دولت در همه این حوزهها نمیتواند حداکثری باشد؛ چرا که گاه با محدودیتهای مالی، بودجهای، تخصصی یا اجرایی مواجه است.
در چنین شرایطی، تشکلهای مدنی میتوانند این خلأها را جبران کنند و در حوزههایی که دولت یا نهادهای حاکمیتی حضور کمرنگتری دارند یا مداخلات آنها کافی نیست، نقش مکمل و مؤثری ایفا کنند. همچنین، به دلیل اعتمادی که مردم به این تشکلها دارند و نیز فاصله کمتر آنها با بوروکراسی اداری، ارتباطشان با جامعه آسانتر و نزدیکتر است. از این رو، بهتر میتوانند مسائل و مشکلات را شناسایی کرده و با مشارکت مردم برای رفع آنها اقدام کنند.
بخشی از فعالیت این تشکلها نیز به مطالبهگری، پیگیری حقوقی و قانونی و تسهیلگری در حل مسائل اجتماعی اختصاص دارد. علاوه بر این، در حوزه آموزش، فرهنگسازی و رسانه نیز نقش مهمی ایفا میکنند. تشکلهای مدنی خود به رسانهای برای طرح مسائل، اولویتبندی مشکلات، آگاهسازی افکار عمومی و حساسسازی جامعه تبدیل میشوند. این فرآیند زمینه را برای ورود کارشناسان، مدیران و قانونگذاران فراهم میکند تا برنامهها، قوانین و اقدامات مؤثرتری برای حل مشکلات تدوین و اجرا شود.
در مجموع، تشکلهای مدنی در حوزه بهزیستی از ظرفیت بالایی برخوردارند و حتی میتوان بخشی از امور اجرایی را به آنها واگذار کرد. خدماتی مانند نگهداری، توانبخشی، بازگرداندن افراد آسیبدیده به جامعه، حمایتهای اجتماعی و بخشی از فرآیند درمان، از جمله حوزههایی است که سازمانهای مردمنهاد میتوانند در آنها نقش مؤثر و مفیدی ایفا کنند.
چه فعالیتهای داوطلبانهای را میتوان در حوزههای مربوط به بهزیستی یا تأمین اجتماعی انجام داد؟
واقعیت این است که در این حوزهها میتوان فعالیتهای داوطلبانه بسیار متنوعی را تعریف کرد. از امور جزئی تا مسائل کلان، از فعالیتهای پژوهشی و آموزشی گرفته تا همفکری، همیاری و ارائه خدمات اجتماعی، همگی عرصههایی هستند که میتوان از ظرفیت مردم، فعالان اجتماعی، نخبگان و افراد اثرگذار بهره گرفت.
جامعه ما نیز از دیرباز سنتهای ارزشمندی همچون وقف، خدمت، همیاری و کمک به همنوع را در فرهنگ خود داشته است. امروز میتوان این ظرفیتها را در پیوند با الگوهای نوین فعالیتهای داوطلبانه به کار گرفت و با برنامهریزی مناسب، نیروهای داوطلب را برای انجام مأموریتهای مختلف در این حوزه سازماندهی و هدایت کرد.
داوطلبان با حضور و مشارکت خود، به تقویت مفهوم بهزیستی کمک میکنند. البته منظور از بهزیستی، صرفاً سازمان بهزیستی نیست، بلکه «بهزیستن» به معنای فراهم کردن شرایط لازم برای یک زندگی شایسته، متعادل و همراه با مشارکت اجتماعی است؛ شرایطی که افراد بتوانند با آرامش بیشتری در جامعه زندگی کنند و از حقوق و فرصتهای برابر برخوردار باشند.
این فعالیتها میتواند گروههای مختلفی از جمله کودکان، زنان، مردان، سالمندان، افراد دارای معلولیت و سایر اقشار آسیبپذیر را در بر گیرد. البته شرط موفقیت آنها، برنامهریزی و سازماندهی مناسب است. چه در حوزه آموزش، چه در ارائه خدمات اجتماعی، برگزاری همایشها، برنامههای فرهنگی، اردوهای تفریحی یا رفع بخشی از نیازهای افراد در محیط زندگی و حتی در برنامههای ورزشی، حضور نیروهای داوطلب میتواند بسیار مؤثر باشد.
همچنین فعالیتهای رسانهای، مستندسازی، همکاری با خبرگزاریها، خبرنگاران و عکاسان نیز میتواند نقش مهمی در آگاهسازی جامعه و مسئولان از مشکلات و نیازهای این گروهها ایفا کند.
به طور کلی، عرصههای فعالیت داوطلبانه بسیار گسترده است. در همه حوزههای مرتبط با افراد دارای معلولیت، کودکان بیسرپرست، زنان سرپرست خانوار، سالمندان، افراد دارای اعتیاد و سایر گروههای نیازمند، میتوان از ظرفیت نیروهای داوطلب برای کاهش مشکلات، رفع موانع و بهبود کیفیت زندگی آنان بهره گرفت.
آیا تشکلهای فعال در این حوزهها ظرفیتهایی برای حضور و فعالیت نیروهای داوطلب دارند؟
اصولاً حیات و پویایی تشکلهای مدنی به حضور نیروهای داوطلب وابسته است. بخش قابل توجهی از فعالیتهایی که در این تشکلها انجام میشود، چه در داخل سازمان و چه با همکاری افراد خارج از آن، بر پایه مشارکت داوطلبانه است. اعضای هیئتمدیره، بازرسان و بسیاری از افرادی که خدمات تخصصی یا اجرایی ارائه میکنند، عمدتاً به صورت داوطلبانه فعالیت دارند.
از آنجا که تشکلهای مدنی، سازمانهایی اقتصادی و انتفاعی نیستند و از منابع مالی گستردهای برخوردار نیستند، امکان بهکارگیری نیروهای متعدد با حقوق و مزایا را ندارند. به همین دلیل، بخش عمده فعالیتهای آنها بر دوش نیروهای داوطلب است و بسیاری از خدمات نیز به صورت رایگان ارائه میشود.
در واقع، ساختار تشکلهای مدنی بر همین مبنا شکل گرفته است و برنامهریزی آنها نیز به گونهای است که بتوانند بیشترین بهره را از ظرفیت نیروهای داوطلب، در حوزههای تخصصی و عمومی، ببرند. بسیاری از این داوطلبان نیز پس از کسب تجربه و آشنایی بیشتر با فعالیتهای تشکل، در آینده مسئولیتهای مهمتری مانند مدیریت اجرایی، عضویت در هیئتمدیره یا سایر جایگاههای مدیریتی را بر عهده میگیرند.
از سوی دیگر، بسیاری از نیروهای داوطلب، حتی اگر در سازمانها یا نهادهای دیگری مشغول به کار باشند، میتوانند از جایگاه حرفهای خود در حمایت از تشکلهای مدنی استفاده کنند و در حل مشکلات و پیشبرد اهداف آنها نقش مؤثری داشته باشند. حتی انجام بخشی از امور اداری یا تخصصی یک تشکل نیز خود یک ظرفیت ارزشمند به شمار میرود.
بنابراین، اگر تشکلهای مدنی بخواهند فعالیتی مؤثر و پایدار داشته باشند، ناگزیرند برای جذب، آموزش و بهکارگیری نیروهای داوطلب برنامهریزی کنند. در واقع، بخش مهمی از موجودیت و کارآمدی این تشکلها بر پایه مشارکت داوطلبانه استوار است. از آنجا که این سازمانها از نظر منابع انسانی، امکانات و منابع مالی با محدودیتهایی مواجهاند، نیروهای داوطلب نقش مهمی در جبران این کاستیها ایفا میکنند. بدیهی است هرچه این نیروها از تخصص و تجربه بیشتری برخوردار باشند، کارآمدی و اثربخشی فعالیتهای تشکل نیز افزایش خواهد یافت.





