مهستان؛ از امروز تا برگزاری انتخابات اسرائیل در روز ۱۰ آبان، صد روز باقی مانده است. انتخاباتی که فراتر از یک تحول سیاسی درونی بر سرنوشت کل خاورمیانه تاثیری قاطع خواهد داشت. نتانیاهو نه فقط صاحب رکورد طولانیترین دوره نخست وزیری در اسرائیل که صاحب ایدهای برای شکل دادن به یک خاورمیانه جدید است. خاورمیانهای که جز اسرائیل هژمون دیگری نداشته باشد.
نتانیاهو عمر سیاسی خود را صرف این کار کرده است. او در سال ۲۰۰۱ اگرچه در مسند نخست وزیری نبود اما در اقناع آمریکاییها برای حمله به عراق نقشی جدی داشت. تقریبا بلافاصله بعد از اشغال عراق، او تمام اهتمام خود را معطوف ایران کرد. ایده اصلی او اقناع دولت آمریکا برای مداخله نظامی در ایران بود. کاری که اگرچه سرانجام بعد از ربع قرن تلاش به نتیجه رسید اما همزمان بینتیجه ماند. حمله نظامی آمریکا به ایران تا این جای کار به هر چه ختم شده باشد؛ به براندازی نظام سیاسی منجر نشده است.
بلعیدن کرانه باختری و بلندیهای جولان و مبدل کردن مناطق مرزی سوریه و لبنان با اسرائیل به مناطق امنیتی تحت سلطه ارتش از دیگر اجزای پروژه سیاسی نتانیاهو است. هر دولت قویای که عمق استراتژیک و منابع گسترده دارد یا باید متحد و تابع باشد، (آن چنان که بدون مجوز غرب امکان دفاع از خود هم نداشته باشد) یا آن که نابود، تجزیه یا حداقل ناتوان و غرق در مشکل داخلی شود. دولتهای کوچک هم یا باید پیمانکار امنیتی اسرائیل باشند یا آن که خاکشان عملا در دسترس ارتش اسرائیل قرار بگیرد. بیهوده نیست که هنوز لقمه ایران در گلوی نتانیاهو است که شروع به تخاصم سیاسی جدی با ترکیه کرده است.
این ایده نتانیاهو در کانون این دوره از مبارزات انتخاباتی اسرائیل قرار دارد. گادی آیزنکوت رهبر حزب مرکزگرای یاشار در گفتگویی که چند روز پیش انجام داد، بر این مسئله تمرکز کرد. او تاکید کرد که اگرچه آرزومند سقوط نظام سیاسی ایران است اما درگیر کردن اسرائیل در پروژه براندازی سیستم سیاسی را غیرعاقلانه و جنونآمیز میداند. ایدهای که با توجه به تفاوت منابع در دسترس دولت ایران و اسرائیل بیفایده است و حتی اعتماد آمریکا را به اسرائیل را زائل میکند. آیزنکوت مدعی است که راهبر نتانیاهو اسرائیل را بیش از همیشه به آمریکا متکی کرده است.
در حالی که زخمهای باز امنیتیای که نتانیاهو در سه جبهه غزه، لبنان و ایران بدون رسیدن به پیروزی قاطع خلق کرده بود در ماههای گذشته به کاهش آرا حزب لیکود منجر شده بود اما به نظر بعد از آتشبس و بعد از ورود ایران و آمریکا به درگیری بدون حضور اسرائیل این کاهش آرا متوقف شده است. در آخرین نظرسنجیای که یک موسسه وابسته به روزنامه معاریو انجام داده است، تعداد آرای حزب لیکود از ۲۲ کرسی به ۲۳ کرسی افزایش یافته در حالی که آرای حزب یاشار گادی آیزنکوت در عدد ۲۲ ثابت باقی مانده است. تعداد کرسیهای حزب «با هم» به رهبری نفتالی بنت دیگر رقیب نتانیاهو از ۱۸ کرسی به ۱۶ کرسی کاهش یافته است. البته تعداد کرسیهای ائتلاف حاکم یک کرسی کم شده و از ۴۹ کرسی به ۴۸ کرسی رسیده است. این تک کرسی را میتوان به افت آرای حزب شاس (حزب افراطی مذهبی راستگرا) نسبت داد که البته با توجه به ثابت بودن معمول رایدهندگان این حزب میتوان خطای نظرسنجی باشد.
هیچ یک از دو بلوک حامیان نتانیاهو و مخالفان او نمیتوانند به رقم ۶۱ کرسی برای تشکیل دولت برسند. در این حال یک راه تشکیل دولت با ائتلاف با احزاب عربی است که در مجموع ۱۰ کرسی را تصاحب میکنند (امری که فقط یک بار در طول تاریخ و در دولت به رهبری نفتالی بنت رخ داده است) یا آن که احزابی از ائتلافهای دولت و یا مخالفان جدا شده و در هنگام تشکیل کابینه به طرف مقابل بپیوندند. این احتمال در مورد بلوک دولت بیشتر است جایی که احزاب کوچک راستگرا ممکن است سرنوشت خود را از نتانیاهو جدا کنند.
مخالفان اما هنوز از فقدان یک رهبر واحد رنجند. بنت حاضر به پذیرش آیزنکوت نیست و حتی آویگدور لیبرمن که حزبش در نظرسنجی فعلی ۹ کرسی دارد هم مدعی ریاست دولت است.
در صحنه سیاسی پیچیده اسرائیل، نتانیاهو یک پدیده است. او توان کم نظیری برای دوام آوردن در انتخابات و بعد رسیدن به ریاست دولت دارد. وضعیت فعلی جنگ بین ایران و آمریکا به او کمک کرده و پیوستن اسرائیل به این جنگ هم به نظر ناظران سیاسی یک هدیه بزرگ به او در آستانه انتخابات است. صلح و حتی آتشبس اما برای او زهر هلاهل است.
تصمیمگیران تهران در هدایت روند جنگ و دیپلماسی نگاهی پررنگ به سرنوشت ترامپ در انتخابات میاندورهای کنگره دارند، شاید باید به شکست نتانیاهو در انتخابات اسرائیل هم به همین اندازه حساس بود. شکست او در این انتخابات شکست یک پروژه جنونآمیز سیاسی علیه ملتهای منطقه است.
۱۰۰ روز تا انتخابات اسرائیل؛ روند تضعیف نتانیاهو متوقف شده است
Share This Article
بدون دیدگاه





