مهستان؛ خبر سفر بنیامین نتانیاهو به امارات متحده عربی در طول جنگ تحمیلی علیه ایران، به خبر اول رسانههای منطقه مبدل شده است. امارات انجام این سفر را به شدت تکذیب کرده اما اسرائیل با انتشار جزئیات این سفر کار را هر لحظه برای امارات سختتر میکند.
بدیهی است که صحت سنجی مدعاهای طرفین برای ما میسر نیست. اما فارغ از این خبر سوال اصلی این جاست که چرا امارات متحده عربی تا این اندازه به اسرائیل نزدیک شده و به شریک کامل محور آمریکا-اسرائیل در منطقه مبدل شده است؟
پاسخ را میتوان در جغرافیا و تاریخ جستجو کرد. امارات متحده عربی کشوری تازه تاسیس در حاشیه جنوبی خلیج فارس است. کشوری کوچک بدون عمق استراتژیک بالا و در محاصره کشورهای بزرگی چون ایران، عربستان سعودی و حتی عراق. امارات به جز آبهای خلیج فارس راهی به جهان خارج ندارد. یک زائده باریک در لبه تنگه هرمز که جزو خاک عمان است، باعث شده که این کشور هیچ کنترلی بر تنگه هرمز نداشته باشد. عملا امارات متحده بدون رضایت ایران، عربستان یا عمان هیچ دسترسیای به آبهای آزاد ندارد.
امارات پیشینه فرهنگی و جایگاه چندانی نه در میان کشورهای عربی و نه در میان کشورهای اسلامی ندارد. اگر عربستان سعودی با میزبانی از حرمین شریفین، عملا رهبر اهل سنت است، ایران با تاریخی غنی و سرشار از سرمایههای فرهنگی، رهبری جهان شیعه را در دست دارد.
ایران، عربستان و عراق کشورهایی وسیع با عمق استراتژیک و جمعیت بسیار بیشتر از امارات هستند.
امارات متحده عربی، متشکل از ۷ امارات جدا از هم است که البته به لحاظ سیاسی تحت رهبری ابوظبی قرار دارند. دوبی هم قلب اقتصادی این مجموعه است. امنیت مثال زدنی این کشور در کنار روابط گسترده با جهان غرب و تسهیل سرمایهگذاری آن را به مقصدی بسیار جذاب برای سرمایهگذاران مبدل کرده است. درآمد سرشار و میل وافر رهبران امارات به شکوهمندسازی، دریایی از برجهای بلند، ساحلهای باشکوه و جدیدترین تفریحات جهان ساخته است.
امارات در این وضعیت تنها نیست.قطر، بحرین و حتی کویت هم موقعیتی مشابه امارات دارند.آنها این موقعیت ژئواستراتژیک دشوار را به شیوههای متفاوتی تدبیر کردهاند.
کویت هر نوع جاهطلبی سیاسی را به کنار افکنده است و اگرچه امنیت خود را به آمریکا سپرده و در سیاست سرسپرده ریاض است اما کوشیده است از تحریک ایران خودداری کند و بیسروصدا به زندگی مرفه خود مشغول باشد.
قطر رویکردی اندیشمندانهتری در پیش گرفته است. این کشور کوچک اگرچه میزبان پایگاه پنجم دریایی آمریکاست و روابطی پرفراز و فرود با عربستان دارد اما همواره روابطی مثبت با تهران داشته و کوشیده است در جایگاه یک میانجی بین ایران و آمریکا و متحدان عربش بایستد. قطر متحدی چون ترکیه در خارج از خلیج فارس یافته و با حمایت از گرایشات اخوانی عملا رکن مهمی از محور اخوانی منطقه است. میزبان دفترسیاسی حماس و مرکزی برای جریانات آکادمیک جدید در خلیج فارس.
بحرین هم راه را در سرسپردگی کامل نظامی و سیاسی به عربستان دیده است. حاکمان این بخش سابق از خاک ایران همواره در ترسی از اکثریت شیعه این کشور و حاکمان تهران زیستهاند و خود را با پلی به خاک عربستان وصل کرده و دنبالهروی ریاضند.
وضعیت امارات اما متفاوت است. امارات در سالهای اخیر جاهطلبتر از آن بوده که به عربستان تکیه کند. سهل است که با تکیه بر درآمد سرشار با عربستان در یمن و سودان سرشاخ شده است. روابط سعودی و امارات اکنون پرتنش است. تکلیف با ایران هم روشن است. امارات اگرچه از وضعیت موجود تحریمهای ایران سود سرشاری نصیب خود کرده و عملا با مبدل شدن به یکی از مراکز دور زدن تحریمها، کارتی برای بازی در برابر تهران داشت؛ اما روشن بود که حاکمان ایران تن به جاهطلبیهای زائد نمیدهند.
عراق با اکثریت شیعه به ایران بسیار نزدیک است و عمان هم خردمندتر و اهل تعاملتر از آن که متحد جاهطلبی بن زائد شود.
محمد بن زائد و خاندان نهیان که بر ابوظبی حاکمند برای پیگیری جاهطلبیهای زاده درآمد سرشار؛ چارهای جز حرکت به سمت اسرائیل و مبدل شدن به همدست غرب و اسرائیل برای هر پروژه نداشتند.
آنها همه داشتههای خود را روی میز این قمار بزرگ نهادهاند. قماری که شاید ضروری نبود؛ چرا که بهترین بازیگران هم در برابر جغرافیا و تاریخ شانس زیادی ندارند. با این حال پول زیاد همواره حاکمان را جن زده و روانه درههای اسرار میکند.
چرا امارات به متحد اول اسرائیل بدل شده است؟ قمار زائد در اقلیم غولها
Share This Article
بدون دیدگاه





