تصویر تبلیغ
اخبار مهستان
  • سیاست ایران
  • سیاست خارجی
  • فرهنگی
  • پنجره
  • اخبار راهبردی
  • اقتصادی
  • جامعه مدنی
Reading: دست نیافتنی 
Share
اخبار مهستان
جستجو
Follow US
کلیه حقوق محفوظ و متعلق است به اخبار مهستان
اخبار مهستان > فرهنگی > دست نیافتنی 
فرهنگی

دست نیافتنی 

۲۵ تیر ۱۴۰۵
Share
SHARE

مهستان؛ ابوالحسن علیقارداشی: «ادریس» سیاه‌پوست قوی‌هیکلی وابسته به طبقات زیرین اجتماع و خلافکار برای امضای برگه بیکاری خود به دفتر «فیلیپ» معلول متمولی که نیاز به پرستار دارد مراجعه می‌کند.
معلولیت فیلیپ و ادریس مجرم  پتانسیل و مصالح خوبی برای یک ملودرام اشک‌آور پدید می‌آورد. اما کارگردان اولیویه نکاش (Olivier Nakache) این مصالح را به فیلمی عمیقا انسانی بدل کرده است. در پایان فیلم به آرامش می‌رسیم؛ آرامشی ناشی از پالایش ذهن. این امر شدنی نبود مگر با جادوی هنر سینما.
چندین بار اثر (دست نیافتنی ) را دیده و در هر بار دیدن‌اش لذتی مضاعف برده‌ام. کشف ظرایف و جزئیات تنیده‌شده در اثر تجربه‌ای است که تکرارش لطفی است دمادم.

ساختار فیلم بر اساس تقابل دوجزیی/دوگانه شکل گرفته است. این ساختار هم در فرم مشهود است و هم در روایت داستان:

دوگانه فقیر / غنی!
فقیر: ادریس متعلق به طبقه مهاجرین فقیر و بی‌هویتی است که در خانه‌های لانه زنبوری‌شکل در حومه پاریس زندگی می‌کند.
دو نما یکی از داخل اتاق ادریس و دیگری از بالا شکل سلولی زنبوری ادریس را نشان می‌دهد‌. تک‌افتادگی و بی‌هویتی ادریس در نماهای متعدد در سکانس اول وضعیت او را نمایان می‌کند.
غنی: فیلیپ از خانواده‌هایی‌ است متمول که در خانه‌ای وسیع و مجلل با انواع خدمتکار زندگی می‌کند.
وسعت و تعدد اتاق‌ها در طول فیلم به تماشاگر نشان داده می‌شود.

دوگانه عامی / روشنفکر
 عامی: ادریس شخصیتی است که مطابق با غرایز و خواسته‌های طبیعی بدون آموزش فرهنگی زندگی می‌کند.
ادریس از دیدن نقاشی آبستره و اپرا خنده‌اش می‌گیرد و  تاحدی دست‌اش می‌اندازد.
روشنفکر: فیلیپ شخصیتی فاخر و در کلاس بالای روشنفکری پاریس به خلاف ادریس از دیدن طولانی نقاشی ابستره و شنیدن آثار فخیم موسیقی کلاسیک لذت می‌برد‌.

بدن قوی/بدن نحیف
قوی: ادریس جوانی است با قدرت جسمی زیاد، ورزشکار، خوش‌هیکل و پرقدرت.
ادریس چندبار در طول فیلم لخت می‌شود. ورزش می‌کند و یکبار فیلیپ را چون بچه بغل می‌کند.
نحیف/ضعیف: فیلیپ پاهایش فلج است و بی‌حس. از انجام کارهای اولیه عاجز است و برای هر کاری نیازمند کمک.
در برابر آب داغ بی‌حس است، بی‌حرکت است و یک بار ادریس او را بلند می‌کند اما او قادر به حفظ تعادلش نیست. اینها نشانه‌هایی تصویری برای چنین ضعفی‌اند.

سیاه/سفید
 سیاه: ادریس سیاهپوست است و با فشاری که بر رنگین‌پوستان وجود دارد زندگی می‌کند.
 سفید: فیلیپ سفید‌پوست ثروتمندی است با بهره‌ای فراوان از مواهب مادی.

***
این تقابل دوجزیی یا دوگانه‌سازی در سکانس‌ها و نماهای فیلم بافته و تنیده شده بدون اینکه تاکید بیش از حدی روی هر یک بشود. به دور از کاتهای کلیشه‌شده از نماهای بلافاصله.
نمای حمام کردن ادریس بدون اینکه بلافاصله به حمام فیلیپ ختم شود در روند طبیعی فیلم به حمام مجلل ختم می‌شود در پایان یک سکانس.
اتاق شلوغ و پر سر و صدا و خفه به آهستگی در جریان فیلم به اتاقی ساکت و آرام و تمیز منتهی می‌شود. این دوگانه‌هایی است که در روایت و فرم فیلم مشاهده می‌شود.
این ساختار دوجزیی در فیلم، روایت را پیش می‌برد. هم در کلیات (روایت و داستان) هم در جزییات (سکانس و میزانسن، ریتم و…). این تقابل به دور از مقایسه و محکومیت طرفین سبب‌ساز رخدادهایی می‌شود که عمیق‌ترین احساس انسانی را تحریک و بارور سازد‌.
وجود ساختار دوجزیی ضمنا باعث خلق موقعیت‌های کمیک و بروز طنزی می‌شود. آب لطفی است روی سویه جدی و دردآور ماجرا. این وضعیت سبب تقابل کمیک/تراژیک می‌شود. دوگانه‌ای دیگر در ساختار اثر.

نمونه یک‌: قیمت نقاشی ابستره یا به گفته ادریس «خون دماغ روی پرده سفید» باعث خلق موقعیتی کمیک می شود .
تقابل ابراز احساسات به صورت طبیعی و عدم بروز آن در خانواده فیلیپ موجد بروز موقعیت کمیک دیگری می‌شود: دوست‌پسرِ دختر فیلیپ چنان از تحکم ادریس مرعوب می‌شود که شوخی وی را جدی انگاشته و هر روز صبحانه برای دختر می‌آورد و گیره‌ای به موی خود می‌زند. (نمونه دو)
موقعیت کمیک دیگر در اثر دو جزیی فرهنگی/ غیرفرهنگی یا فاخر/عامی در سالن اجرای اپرا  به وجود می‌آید.
این تضاد، تقابل و دوگانگی از نیمه دوم فیلم به تعادلی می‌رسد که موتور محرک فیلم و حرکت به سمت پالایشی و آرامشی است که در ابتدا به آن اشاره شد. این تعادل در جزئیات و نماها است که به کلیت منسجمی منتهی می‌شود.
رسیدن به کلیت منسجمی که  این دو شخصیت بدون همدیگر چه در ساحت زندگی عادی و چه در ساحت زندگی ذهنی نمی‌توانند ادامه دهند. بدین معنا که زندگی‌شان خالی از نشاط و شادی است. هم برای ادریس هم برای فیلیپ . انگار یاد گرفته‌اند که چگونه از وجود همدیگر لذت ببرند و نشاط زندگی را حس کنند.

اوج این تعادل و انسجام در سکانس رقص جشن تولد فیلیپ است: چندین بار جشن برگزار شده است اما همه آنها به نوعی ادایی و فروش فخر بوده است، خالی از شادی ویژه این مراسم. اما در تنها صحنه‌ای که ادریس کت و شلوار پوشیده است، در آن میان رقصی چنان می‌آغازد که فیلیپ را برای اولین بار از درون دچار شادی خاطر می‌کند. نیمه‌ای گم‌شده از فیلیپ که در جریان زندگی روزمره آن را فراموش کرده و به  مدد ادریس آن را باز می‌یابد. دیگران نیز که فراموش کرده بودند باز می‌یابند: باغبان و خدمتکار ارشد خانه و دیگر پرستاران.
این تلفیق تقابل‌ها و تناقض‌ها زندگی همه را دگرگون می‌کند. فیلیپ را در موقعیت عشق دوباره قرار می‌دهد. حسی که در او سالها مرده است.
از طرفی ادریس از رهگذر چنین تجربه‌ای نوعی دیگر زیستن را تجربه می‌کند. آفرینش هنری را تجربه می‌کند. عزت نفس و احترام را تجربه می‌کند و شاید از رهگذر این زیست، ما تازه به راز نقاشی ابستره پی می‌بریم. هر چند ممکن است در بادی امر ادایی و اسنوب به نظر برسد.

***
این تعادل در نهایت موجب رهایی است چرا که ادریس درمی‌یابد مشکل فیلیپ با مددکار و پرستار و کمک‌کار حل نمی‌شود بلکه او نیازمند همدم و همراز است. فلذا همه فعالیت ادریس صرف زنده کردن احساسات انسانی فیلیپ می‌شود. عاطفه و غریزه‌ای که بعد از مرگ همسر فیلیپ و متعاقب آن مرگ نیمی از بدن‌اش منجمد شده است. و ادریس با گرمای احساسات  و غرایزش این یخ‌ها را ذوب و فیلیپ را برای باقی زندگی‌اش احیا می‌کند.
هیجان، حرکت و گرما خصوصیاتی است که در کلیت فیلم ساری و جاری است. خصوصا جاهایی که آن دو با هم‌اند.
اما پارادوکس در اینجاست: شخصی که در فیلم ایجاد حرکت و هیجان می‌کند ادریس است.  ادریس که در کلونی‌های مهاجرین در وضعی اسفناک زندگی می‌کند. به شدت تنهاست و از عدم درک دیگران در عذاب.
اما هر جا با فیلیپ است حرکت است و هیجان و شادی و ماجراجویی.
نگاه کنید به سکانس حرکت به کوهستان و کایت سواری با هیجانی وصف‌ناشدنی، ابتدای فیلم، قیقاژ و ویراژ در خیابان‌های پاریس، برف‌بازی در بعد از ظهری زمستانی.
این تعارض بی‌اختیار مرا به یاد گفته ژرژ برنانوس می‌اندازد: «شگفتا، می‌توانیم آرامشی را به دیگران منتقل کنیم که خود فاقد آنیم.»
ادریس نیز از رهگذر زندگی با فیلیپ به معنایی جدید از زندگی می‌رسد:
لذت دستگیری دیگران، دوستی و مودت در رابطه ای که اثری از تحقیر نیست، جستجوی کاری که حاصل زحمت شخصی باشد نه کار دیگران. لذت موثر بودن.
دقت کنید به نماهای آغازین دومین سکانس و نماهای سکانس ماقبل آخر.

 

TAGGED:اخبار مهستان
Share This Article
تلگرام تریدز ایمیل لینک را کپی کنید چاپ
Previous Article جی‌دی ونس درباره مذاکرات با ایران
Next Article نقش نهادهای مدنی در پر کردن خلاهای اجرایی قانون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تصویر تبلیغ

تازه‌ترین مطالب منتشر شده

صهیوپهلویسم
صهیوپهلویسم، آتن، پرسپولیس و اورشلیم!‏
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
رادیکالیسم و جنبشهای اجتماعی
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ جبهه میانی خوزستان
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
عملگرایی اخلاقی
در ستایشِ عمل‌گرایی اخلاقی؛ نگاهی به تجربه‌ی زیسته‌ی سید مصطفی تاج‌زاده
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
از توماس جفرسون تا مارکو روبیو؛ آمریکا به نزاع تمدن‌ها چطور می‌نگرد؟
تیتر سیاست خارجی
۱۹ مهر ۱۴۰۵
از بالفور تا روبیو؛ درس‌های سخنرانی اکروپلیس برای ایران امروز
سیاست خارجی
۱۹ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ دستگیری محمدرضا سعادتی (بخش دوم)
پنجره
۱۸ مهر ۱۴۰۵
شجریان، یکی بود!
فرهنگی
۱۷ مهر ۱۴۰۵
روابط ناپایدار نسل Z؛ از آشنایی تا ناپدید شدن و زخم‌های عاطفی
فرهنگی
۱۷ مهر ۱۴۰۵
ارنستو چگوارا
ارنستو چه‌گوارا؛ حرکت به سمت کوبا و شروع انقلاب مسلحانه
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
افلاطون
گریز از مرگ
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ جبهه جنوب (بخش پایانی)
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
مسئله بازار ارز
جیغ‌های بنفش ارزی غوغائیان؛ دل‌سوزی یا فریب افکار عمومی؟
اقتصادی
۱۵ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ دستگیری محمدرضا سعادتی (بخش اول)
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
دروازه‌های شب و روز
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
عربستان و تقلا برای باز نگاه داشتن باب‌المندب؛ گردبادی در دل طوفان
سیاست خارجی
۱۴ مهر ۱۴۰۵
زندانی کردن رسایی رویکرد موفقی برای کنترل تندروی نیست
سیاست ایران
۱۴ مهر ۱۴۰۵
تورم کالاهای اساسی
تورم طبقاتی؛ چرا فقیرترین دهک، تورمی به‌مراتب بیشتر از ثروتمندترین دهک تجربه می‌کند؟
اقتصادی
۱۴ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ جبهه جنوب (بخش سوم)
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
زمان شروع نبرد سوم؛ احتمالا بعد از انتخابات کنگره آمریکا
سیاست خارجی
۱۹ مهر ۱۴۰۵
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ

نوشته‌های تازه

  • صهیوپهلویسم، آتن، پرسپولیس و اورشلیم!‏
  • رادیکالیسم و جنبشهای اجتماعی
  • حسین علایی؛ جبهه میانی خوزستان
  • در ستایشِ عمل‌گرایی اخلاقی؛ نگاهی به تجربه‌ی زیسته‌ی سید مصطفی تاج‌زاده
  • از توماس جفرسون تا مارکو روبیو؛ آمریکا به نزاع تمدن‌ها چطور می‌نگرد؟

آخرین دیدگاه‌ها

  1. اسماعیل در کودتای ۲۸ مرداد؛ اولین «دخالت بشردوستانه» در ایران
  2. اسماعیل در ارنستو چه‌گوارا؛ اولین ارتباط‌ها با شوروی،دیدار با فیدل کاسترو و پیوستن به جنبش انقلابی کوبا
  3. سلمان در از دیکتاتوری فردمحور تا دیکتاتوری متکثر
  4. 118 در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد
  5. فرد منحله در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد

شاید این مطالب هم برای شما جالب باشد

تنگه هرمز
سیاست ایران

دیالوگ در داخل شرط مصالحه در خارج است

مهستان؛ تحولات مرتبط با امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز، همواره از حساس‌ترین موضوعات سیاست خارجی و حقوق بین‌الملل بوده…

4 Min Read
سیاست ایران

استعفای پزشکیان اسم رمز بقای تندروها در ساختار نظام؛ زیست در بحران

مهستان؛ سجاد شجاعی: در روزهای اخیر مجددا بحث استعفای پزشکیان از سمت برخی جریانات ضد مذاکره و توافق در کشور…

3 Min Read
تفاهم ایران و آمریکا یا جنگ مجدد
سیاست خارجی

اجرای تفاهم ایران و آمریکا؛ رد کردن زرافه از سوراخ سوزن

مهستان؛ هر کس که خاورمیانه و تاریخ عجیب و غریب روابط نیم قرن گذشته ایران و آمریکا را می‌شناخت؛ می‌دانست…

2 Min Read
اخبار راهبردی

شهباز شریف توافق ایران و آمریکا را اعلام کرد

مهستان؛ شهباز شریف نخست‌وزیر پاکستان در توییتی نوشت: پس از گفت‌وگوهای فشرده، خرسندیم اعلام کنیم که توافق صلح بین ایالات…

0 Min Read
اخبار مهستان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • خبرنامه
  • پیوندها
  • جستجو
  • RSS
Reading: دست نیافتنی 
Share

کلیه حقوق محفوظ است.  طراحی: هنرپرداز .

Welcome Back!

Sign in to your account

Username or Email Address
رمز عبور

Lost your password?