مهستان؛ حامد شجاعی: اگر چه سالهاست که شانزده آذر به نام روز دانشجو در تقویم رسمی کشور ثبت شده اما از تیر ماه سال ۱۳۷۸ برای نسلی که در دهه هفتاد فرصت و شانس دانشجویی پیدا کرده بودند، روز هجده تیر راوی روایتی زندهتر از مصائب و روضههای اهالی دانشگاه است. غرض از این مرقومه البته ذکر این مصیبتها نیست. آنچه که در بیست و سومین روز تیر ماه، بهانه نگارش این سطور شده، پرداختن به یک اشتباه تاریخی نزد ناظران و دنبالکنندگان رویدادهای سیاسی و اجتماعی است.
در افواه ماجراهای تیر ماه دانشگاه به طور کلی ذیل عنوان ماجرای کوی دانشگاه و واقعه هجده تیر مورد اشاره قرار میگیرد و بر مبنای این عنوان کلی، تحلیلهایی یکسان از دو واقعه تاریخی متفاوت بیان میشود که به جز وجه خشونت علیه دانشجو و دانشگاه و وقوع آنها در تیر ماه مشابهت دیگری ندارند. یکی از دلایل تکثیر این اشتباه تاریخی در افکار عمومی، مباحث مطرحشده از سوی حسن روحانی و محمدباقر قالیباف در دو دوره پیاپی مناظرههای انتخابات ریاست جمهوری است. جایی که نخستین بار در سال ۱۳۹۲ روحانی در پاسخ به برخی صحبتهای قالیباف با طعنه به وی یادآوری کرد که قصد داشته دانشجویان را در دانشگاه مورد حمله گازانبری قرار بدهد. بار دیگر در سال ۱۳۹۶ این دو نامزد انتخابات که گویا همچنان کلکلهای چهار سال پیش را به خاطر داشتند پای ماجراهای تیر دانشگاه را به میان کشیدند و این بار روحانی به قالیباف صراحتا یادآوری کرد که اگر او مانع نشده بود قالیباف دانشجویان را لوله میکرد. اما هیچکدام از این دو کاندیدای انتخابات به صراحت نگفتند که در مورد کدام تیر و کدام وقایع صحبت میکنند و قالیباف در مقام نامزد جایگاه ریاست جمهوری آنقدر فراست از خود نشان نداد که به روحانی یادآوری کند کسی که چهار سال پیش از ممانعت از گازانبری خوردن و لوله شدن دانشجویان، ایشان را در روز بیست و سه تیر هفتاد و هشت با زبان تند تهدید به سرکوب کرد، همو بود!
واقعیت تاریخی این است که ماجرا یا جنایت کوی دانشگاه تهران در شب ۱۸ تیر سال ۱۳۷۸ و در زمانی رخ داد که گروهی از دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران در اعتراض به توقیف روزنامه سلام از سوی دادگاه ویژه روحانیت دست به راهپیمایی محدود شبانه در کوی دانشگاه تهران و خیابان امیرآباد شمالی زدند. پس از پایان این راهپیمایی با حضور نیروهای لباس شخصی (که چهرههای شناختهشدهای مانند مسعود دهنمکی در میانشان بودند) و عوامل نیروی انتظامی به سرکردگی فرهاد نظری، فرمانده وقت پلیس تهران، در اطراف کوی دانشگاه و در ادامه ورود ایشان به محوطه کوی و ساختمان برخی خوابگاهها خشونتی بیسابقه علیه دانشجویان صورت گرفت و در نتیجه تعدادی از دانشجویان مجروح و بازداشت شدند و البته عزت ابراهیمنژاد که آن شب مهمان دوستانش در خوابگاه بود، کشته شد. پرونده ماجرای کوی نهایتا با تبرئه فرهاد نظری و محکومیت سرباز وظیفه اروجعلی ببرزاده به خاطر سرقت یک عدد ریشتراش بسته شد اما غائلهای که از شب جمعه، هجده تیر آغاز شده بود چند روزی محدوده مرکزی شهر تهران و البته دانشگاه تبریز را درگیر خود کرد و نهایتا مانند همه اعتراضات و تظاهرات مشابه چهار دهه اخیر با حضور سنگین نیروهای انتظامی و امنیتی در خیابانهای شهرها و فراخوان تجمع طرفداران حکومت در روز چهارشنبه بیست و سه تیر پایان یافت. سخنران تجمع بیست و سه تیر دانشگاه تهران، حسین روحانی، دبیر شورایعالی امنیت ملی بود که علاوه بر غیرقانونی و غیراخلاقی خواندن حمله به کوی دانشگاه در سخنانی تند تا توانست برای دانشجویان و معترضان خط و نشان کشید و سخن از برخورد با شدت و قاطعیت و سرکوب بر زبان راند. نتیجه پیگیریهای او و شورایعالی امنیت ملی تحت ادارهاش چنانکه گفته شد محکومیت اروجعلی ببرزاده به دلیل سرقت یک ریشتراش بود و همین! لازم به یادآوری است که در این زمان، فرمانده نیروی انتظامی کشور هدایت لطفیان بود و محمدباقر قالیباف در مقام فرمانده نیروی هوایی سپاه، به گفته خودش، در کنار قاسم سلیمانی، مبادرت به نگارش نامه مشهور فرماندههان سپاه به محمد خاتمی، رییس جمهور وقت کشور نمود که طبیعتا متن آن نامه، مانند مشروح سخنرانی بیست و سه تیر حسن روحانی در اینترنت در دسترس عموم قرار دارد و این مقال را حوصله تکرار آنها نیست.
چهار سال بعد از ماجراهای کوی دانشگاه و از اواخر خرداد سال ۱۳۸۲ دانشگاههای تهران بار دیگر شاهد بروز اعتراضات دانشجویی بودند که بر خلاف ماجراهای سال ۱۳۷۸، این بار ماهیتی کاملا صنفی داشتند و بلافاصله در اکثر دانشگاههای بزرگ کشور مانند شیراز و تبریز و بوعلی همدان هم انعکاس و تکرار پیدا کردند. ماجراهای سال ۱۳۸۲ در پی اعتراض دانشجویان به پذیرش دانشجویان نوبت دوم (یا به تعبیر آن روز دانشجویان، اعتراض به پولی شدن دانشگاههای سراسری) از اواخر خرداد آن سال شروع شد و این بار نزدیک به سه هفته طول کشید. در این حوادث نیز دانشجویان زیادی مجروح و بازداشت شدند. در این مقطع زمانی حسن روحانی، همچنان دبیر شورایعالی امنیت ملی بود اما محمدباقر قالیباف در جایگاه فرماندهی کل نیروی انتظامی کشور نشسته و مرتضی طلایی فرمانده پلیس تهران بود. در زمان بروز این اعتراضات رویکرد حاکمیت و پلیس با توجه به تجربه سال ۷۸ متفاوت از آن زمان بود اما باز هم خوابگاه دانشجویان مورد حمله نیروهای لباس شخصی قرار گرفت و دانشجویان در محل زندگی دانشجویی خود با قمه و زنجیر مجروح شدند. یکی از چهرههای شاخص لباس شخصی دخیل در حمله به خوابگاه طرشت دانشگاه علامهطباطبایی، سعید عسگر، متهم ردیف اول پرونده ترور سعید حجاریان در سال ۱۳۷۹ بود. آنچه که حسن روحانی درباره گازانبری زدن و لوله کردن دانشجویان به محمدباقر قالیباف نسبت میداد به وقایع این سال برمیگشت. در فایل صوتی که در بحبوحه رقابتهای انتخاباتی سال ۱۳۹۶ از سوی نزدیکان قالیباف منتشر شد، خود وی در یک سخنرانی در جمع هوادارانش به ارادهاش برای “جمع کردن دانشجویان” (بخوانید سرکوب دانشجویان) اذعان میکند و برای تاکید بر مصمم بودنش میگوید که در جلسه شورای امنیت کشور با تعبیری زشت سعی در جلب رضایت اعضای شورا برای صدور مجوز برخورد با دانشجویان داشته است.
اگر چه شش سال بعد از این وقایع و در شامگاه بیست و پنج خرداد سال پرماجرای هشتاد و هشت، کوی دانشگاه تهران بار دیگر مورد هجوم نیروهای امنیتی و انتظامی قرار گرفت اما زخمی که جنایت ۱۸ تیر بر پیکر نهاد دانشگاه و روان دانشگاهیان بر جا گذاشت آنقدر عمیق است که عبارت حمله به کوی دانشگاه در اذهان بیش و پیش از هر حادثهای یادآور آن واقعه شوم است. چنانکه تا سالها پس از ماجراهای سال ۱۳۷۸، خیابانهای مرکزی شهرهای بزرگ و مناطق اطراف دانشگاهها در سالروز ۱۸ تیر فضای سنگین امنیتی را تجربه میکردند و خشونتهای سال ۱۳۸۲ هم آنچنان زیر سنگینی بار جنایت سال ۱۳۷۸ پنهان شد که حتی ژستهای سیاسی و کریخوانیهای مجازیپسند دو نامزد انتخاباتی که از قضا هر دو، در زمان واقعه، دستاندرکار امور محوله به نحو احسن بودهاند مرجع زمانی خود را گم کرد و مخاطبان را به اشتباه انداخت. خشونت علیه دانشگاه و دانشجو در دو تیر ماه به فاصله چهار سال، حدیث مکرر بود و زشتی آن انکارنشدنی. خوش به حال ملت و حکومتی که از پس هر واقعهای در پی عبرتها و درسها باشند تا محکوم به تکرار تجارب ناخوشایند نشوند.





