مهستان؛ در خاطره کودکان اواخر دهه پنجاه و دهه شصت همانقدر تماشای کارتون واتوواتو و سرندیپیتی در صبحهای گرم تابستان یادآور روزگاری بس دور و آمیخته با احساساتی تکرارنشدنیست که قصه «حسنی نگو یه دسته گل» و «دزده و مرغ فلفلی» و «حسنی ما یه بره داشت»! حسنی که فقط تصویری رنگی در کتابهای شعر و قصه کودکانه آن دوران بود یکی از سلبریتیهای آن نسل به حساب میآمد.
کسی چه میداند، شاید اگر در آن سالهای ایران همه چیز تحتالشعاع منازعات ایدئولوژیک و سیاستزدگی نبود حسنی میتوانست مثل میکیماوس و گوفی تبدیل به نخستین شخصیت فراگیر کارتونی در والتدیسنی ایرانی بشود.
خالق حسنی و فلفلی و قلقلی و مرغ زرد کاکلی، عاقلهمردی با سبیلهای پرپشت و کلفت بود که همیشه مجرد ماند و پنداری همین تجرد کودک درونش را سرزنده و بانشاط نگه داشت تا معلم شادیبخش همه کودکان ایران باشد.
۱۶تیر زادروز منوچهر احترامی، نویسنده و شاعر طنزپردازست. او سالها برای نشریات طنز و برنامه رادیویی صبح جمعه با رادیو طنز نوشت بیآنکه قلمش خاطری را برنجاند یا از قلمرو طنز به ورطه دریدهنویسی بیفتد.





