مهستان؛ مسعود پزشکیان، محمد باقر قالیباف و عباس عراقچی در زمان حضور خود در مراسم تشییع با شعارهای تند گروهی از تشییع کنندگان مواجه شدند.
پزشکیان در حالی که با مردم سلفی میگرفت، اعتنایی به شعارهای مرگ بر سازشگر نشان نمیداد.
وضعیت عراقچی اما پیچیدهتر بود. تصاویر منتشره تیم حفاظت او را نشان میدهند که وزیر امور خارجه را از مهلکه به در میبرند. در حالی که گروهی با پرچم سرخ پشت سرش فریاد «بیشرف» سر میدهند.
امروز عصر اما تصاویری منتشر شد که شبنامهای در اطراف منزل محمد جعفر قائم پناه پخش شده است.
برای جوانترها که چندان با مفهوم شبنامه آشنا نیستند باید از کاغذهای بینام و نشانی گفت که در گذشته معمولا شبانه در کوی و بازار، گاه در دانشگاه و گاه حتی در پارلمان پخش میشد. شبنامه امضای مشخصی ندارد، تشکل شناخته شدهای پشت آن نیست و در روزگاری که فضای مجازی وجود نداشت و ارتباطات چنین گسترده نبود، این شبنامهها بودند که گروههای بینام و نشان را نمایندگی میکردند. معمولا با تحلیلهایی تند و وعدههایی برای عمل رادیکال.
شبنامهها در جمهوری اسلامی هم سابقه طولانی دارند. آخرین ایستگاه آن اما در سالهای نخست دولت اصلاحات بود.
وقتی سید محمد خاتمی به عنوان رییس جمهور انتخاب شد، معادلات بلوک قدرت برای ماههایی آشفته و مبهم بود.
قانون اساسی در سال۱۳۶۸ تغییر کرده بود اما از آن زمان تا هنگام انتخاب خاتمی، اکبر هاشمی رفسنجانی رییس جمهور بود. او نماد هسته مرکزی بلوک قدرت بود. با اعتماد به نفسی برخاسته از سالها اداره کشور و روابطی با تمام جناحهای سیاسی نظام. مرز اقتدارها و اختیارها در دوران هاشمی مبهم باقی ماند چه آن که هاشمی نه فقط با اختیارات قانونی که با همان قدرت واقعی برآمده از جایگاه نماینده هسته مرکزی قدرت حکومت میکرد. هر چند شکافها و اختلافها از دوره دوم ریاست جمهوری او شروع شد اما با دوم خرداد به اوج رسید.
روشن نبود که مرز اختیارات دولت خاتمی تا کجاست؟ در آن روزگار بود که شبنامهها از راه رسیدند. گروهی از مخالفان افراطی جناح چپ و نگران از آغاز دوره اصلاحات، به تندی از تسویه حساب با مسئولان و توطئه علیه نظام میگفتند که باید با خشونت درمان شود. نویسندگان احتمالا در درون ساختار حاضر بودند اما در فضای معادلات مبهم آن ماهها مطمئن نبودند بتوانند مانع از خاتمی و همراهانش شوند. پس با شبنامه میکوشیدند ارادهای پنهان اما مصمم را نشان دهند که خارج از معادلات معمول از راه میرسد.
کار آن شبنامهها به خشونتهایی فیزیکی و حتی قتلهای زنجیرهای رسید. اما با تثبیت معادلات بلوک قدرت آن ماجرا تمام شد. معادلاتی که نشان داد مرز اختیارات دولتها چنان نیست که نتوان مانع از آنها شد. میشد همان حرفها را با کمی تعدیل در روزنامهها زد و در درون نهادها با دولت به عنوان یک رکن انتخابی چالش کرد و گاه به سادگی مانع از آن شد.
با رسیدن عصر فضای مجازی، وبلاگ و بعدها گروههای مجازی تلگرامی و ایتایی جای شبنامه را گرفت هر چند کارکرد آن را به تمامی نداشت و متعلق به روزگار دیگری بود.
از این منظر شبنامههای منتشر شده در اطراف منزل قائمپناه را باید فراتر از این دید که فردی یا گروهی، موضعی را روی کاغذ نوشته و در اطراف محل اقامت معاون رییسجمهور پخش کرده است. این نمادی است از معادلات جدیدی که هنوز تعین نیافته و رادیکالهایی که نگرانند این معادلات به ضرر آنها تثبیت شود. کاغذ چسباندن فراتر از نوشتن در گروهها و کانالها و حتی روزنامهها است؛ از مجاز به واقعیت آمدن است! عملی است در سایه، در سایه ابهام معادلات و سیالیت ساختارها.
وقتی شعارها شبنامه میشوند؛ روزگار ابهام در معادلات بلوک قدرت
Share This Article
بدون دیدگاه





