مهستان؛ سجاد شجاعی: حدودا ۱۷ سال و یک ماه از بزرگترین حضور خیابانی مخالفین حکومت، یعنی ۲۵ خرداد ۸۸ میگذرد. در آن ایام صحبتهایی از برخی مقامات مبنی بر حضور حدود ۳ میلیون جمعیت در خیابان نقل میشد. عدهای هم با توسل به ۴ عمل اصلی ریاضی و ضرب و تقسیم ابعاد خیابان جمعیت تظاهر کننده را تخمین میزدند.
به هر حال هر چه که بود، فیلمهای منتشر شده از جمعیت و گواهی شاهدان عینی، نشان از حضور جمعیتی انبوه در خیابان میداد، که معترض به نتایج انتخابات و حامی کاندیداهای معترض بودند.
اما اتفاقی که از آن پس رخ داد وزن کشی خیابانی موافقین و مخالفین حکومت بود، که بحث آن تا همین امروز و در وقایعی مثل تجمعات شبانه ۴ ماه اخیر و مراسم تشییع هم بسیار داغ است.
تا پیش از اتفاقات سال ۸۸ خیابان همیشه در انحصار طرفداران حکومت بود و مناسبتهای مختلف عرصه حضور میدانی آنها میشد، اما حضور میلیونی معترضین به نتایج انتخابات ۸۸ این انحصار را شکست.
مخالفین حکومت همیشه تجمعات حامیان حکومت را کم تعداد و کم اهمیت جلوه میدادند و افراد حاضر در این تجمعات را یا دارای منافعی میدانند که فقط بدلیل برخورداری از امکانات حکومتی در تجمعات حاضر میشوند یا کارمندانی که به اجبار در مراسمات شرکت میکنند.
مخالفین همیشه مدعی هستند که اگر فضای سرکوب در خیابان برداشته شود و اجازه حضور قانونی به آنها داده شود جمعیت چند برابری نسبت به تجمعات رسمی میتوانند در مخالفت با حکومت به خیابان آوردند.
در مقابل حامیان حکومت با استناد به مراسماتی مثل تشییع پرشکوه شهید سلیمانی و دیگر اجتماعات خود، هرکدام از این وقایع را رفراندومی برای جمهوری اسلامی میدانند و مخالفین را عدهای فریب خورده و کم تعداد میشمارند.
اما آنچه در میان این مباحث عموما استادیومی حائز اهمیت است، پذیرش دیگری از طرف هرکدام از طرفین منازعه است. نه حامیان حکومت که البته از امکان سازماندهی و بودجه برای بسیج عمومی برخوردارند، کم تعدادند و همگی به زور یا به خاطر منافع مادی به خیابان میآیند.
نه مخالفین حکومت که البته همیشه از امکان راهپیمایی قانونی محروم بودند اندک هستند. هر دو طرف باید حضور و وجود دیگری را بپذیرند و بدانند هیچکدام از طرفین زمین سیاست در ایران حذف شدنی نیستند.
به احتمال زیاد فردا شاهد تشییع بسیار پر جمعیتی خواهیم بود که نه میتوان به آن نگاه تقلیلگرایانه داشت و نه میتوان با استناد به آن مخالفین یا منتقدین حکومت را نادیده گرفت.
آنچه ماناست ایران است با پذیرش تنوع و تکثر آن، و این موضوع باید به عنوان اصل اساسی مورد توجه تمام سیاسیون، تحلیلگران و مردم اعم از موافقین و مخالفین و منتقدین حاکمیت و در راس همه، خود حاکمیت قرار گیرد.





