مهستان؛ وقتی که رمان سگ و زمستان بلند را کمی پیش از دستگیری در بهمن سال ۵۳ منتشر کرد به جز سیمین دانشور، زن رماننویس شاخص دیگری در ایران قلم نمیزد.
چند سال بعد، شبهای طولانی زندان قزلحصار در دهه شصت را با نوشتن رمان طوبی و معنای شب برای خودش کوتاه کرد.
رمانی که قرار بود یکی از پرخوانندهترین داستانهای فارسی در سالهای بعد باشد.
از زندان که آزاد شد در زیرزمینی در خیابان سنایی تهران یک کتابفروشی کوچک راه انداخت. چه حرفهای از این بهتر برای خانم نویسندهای که مشغول نوشتن رمان زنان بدون مردان بود. رمانی که چون در آن از بکارت زنان گفته بود باید ممنوع میشد و نویسندهاش، محبوس.
شهرنوش پارسیپور بعد از زندان آخر برای همیشه دل و حسش را در وطنش جا گذاشت و رفت تا در دورترین نقطه از ایران بتواند آزادانه بنویسد و ترجمه کند و البته، سختی بکشد. و در آخرین صفحات زندگیاش دلنگران وطنی بود که بار دیگر مورد هجوم و حمله قرار گفته بود.
شهرنوش پارسیپور پس از عمری مبارزه با استبداد و دشمنی با استعمار در غربت مرد و نامش به سیاهه بلند مردگان در تبعید اضافه شد.





