مهستان؛ با وجود شناسایی گسترده یائل، موساد میدانست که نمیتواند با کیزریا این عملیات را انجام دهد.
ماموران کیزریا برای عملیات رزمی بزرگ آموزش ندیده بودند و خانههای مقامات ارشد ساف در اماکن پرجمعیت بیروت قرار داشت.
این موضوع ممکن بود باعث کشته شدن افراد عادی شود و از طرفی احتمال دستگیری آدمکشهایی که برای این عملیات میرفتند بالا میرفت. رومی و هراری به این نتیجه رسیدند فقط IDF نیروهای لازم و منابع کافی برای حمله موفق را در اختیار داشت.
این امر طرح جدیدی محسوب میشد _ تا آن زمان موساد و IDF در عملیات مشترک شرکت نداشتند.
طرح اولیه IDF بسیار وقتگیر بود. بر اساس این طرح قرار بود توسط صد نفر به هر دو ساختمان حملهای صورت گیرد تا ساکنین به خیابان آیند و سپس اهداف شناسایی و کشته شوند.
بیشتر از همین کتاب بخوانید: بزرگترین عملیات قتل هدفمند در قرن بیستم (بخش دوم)
سپهبد دیوید الازار رئیس ستاد IDF در مورد این طرح تردیدهای جدی داشت. او از ایهود باراک، فرمانده سیرت متکال و واحد شناسایی ستادکل درخواست ایدههای جدید کرد.
سیرت متکال در اواخر ده ۵۰ میلادی با هدف ایجاد نیروهای نخبهای تشکیل شد که قادر به نفوذ در اراضی دشمن باشند و آنها را آموزش دادند تا عملیات رزمی، خرابکاری و جمعآوری اطلاعات انجام دهند.
تا دهه ۷۰ این واحد اساسا به طور تخصصی عملیات نفوذ عمیق در پشت خطوط دشمن را به منظور نصب دستگاههای پیچیده شنود و رصد انجام میداد.
این واحد که بهترین واحد IDF بود و همچنان نیز چنین است، همواره از بهترین افراد استخدام شده گزینش میکند. آنها دوره اموزشی بیست ماهه را میگذرانند که به گفته بعضی از افراد سختترین دوره در دنیا است.
ایهود باراک اولین افسری بود که در سیرت رشد کرد و در سال ۱۹۷۱ فرمانده آن شد…
برگرفته از کتاب برخیز و اول تو بکش





