مهستان؛ در سازمان مجاهدین خلق کتابی تحت عنوان راه انبیا راه بشر، متاثر از کتاب راه طی شده، نوشته مهدی بازرگان، منتشر و در جزو کتب مرجع آموزشی این سازمان قرار میگیرد.
این کتاب توسط تراب حقشناس، از اعضای رده بالای سازمان در خارج از کشور به عربی ترجمه میشود. ظاهرا این کتاب از طریق گروههای انقلابی مرتبط با سازمان در کشورهای عربی برای قذافی هم ارسال میشود و او بعد از خواندن این کتاب خیلی تحت تاثیر قرار گرفته و دستور کمک مالی به سازمان را میدهد. اما رهبری وقت سازمان با دریافت این پول مخالفت میکند.
در مورد دیگری، گروههای فلسطینی به اعضای رابط سازمان با خود، گفته بودند که اگر بخواهیم در ایران یا خلیج فارس عملیاتی داشته باشیم، آیا شما به ما کمک میکنید؟ اصغر بدیعزادگان از اعضای بنیانگذار سازمان پاسخ داده بود، ما به اینجا آمدهایم آموزش نظامی ببینیم و اگر شما به ما کمک کنید و انقلاب ایران پا بگیرد، در واقع، کمک به انقلاب فلسطین هم خواهد بود.
و به این ترتیب همراهی در انجام عملیات در ایران با فلسطینیها را، هرچند که با انها همسویی زیادی داشتند، رد کرده بود. سحرگاه ۴ خرداد ۱۳۵۱ سه بنیانگذار سازمان مجاهدین خلق، محمد حنیفنژاد، سعیدمحسن و علیاصغر بدیعزادگان به همراه دو تن از کادر مرکزیت این سازمان، محمود عسگریزاده و عبدالرسول مشکینفام در پادگان چیتگر تهران تیرباران شدند.
هر چند سازمان مجاهدین خلق در دوران پس از بنیانگذاران مسیرهای دیگری رفت و پس از انقلاب تبدیل به فرقهای در دست رجوی شد که تا بن دندان وابسته به کشورهای متخاصم ایران است. اما دو خاطره فوقالذکر نشان از اعتقاد جدی به استقلال استراتژیک رهبران اولیه و بنیانگذاران سازمان در زمان تشکیل این تشکیلات دارد. عدم وابستگی مالی و راهبردی به دولتهای خارجی یک اصل اساسی برای هر مبارزه سیاسی است که این روزها گمشده بزرگ بخشی از مخالفین جمهوری اسلامی است.
درواقع مخالفین نظام سیاسی با پشت کردن به این اصل بنیادین، گرفتن فاندها و پروژههای مختلف از اندیشکدهها و موسسات کشورهای متخاصم و حمایت از تجاوز نظامی به کشور از جایگاه دشمنی با نظام سیاسی به دشمنی با کشور و مردم رسیدند، تداوم این مسیر حتی شاید بخشی از اپوزیسیون را در مسیر تبدیل شدن به فرقهای مشابه فرقه رجوی قرار داشته باشد.
در پنجاه و چهارمین سالروز اعدام محمدحنیفنژاد و یارانش که مصادف با سختترین دورههای تاریخ ایران هم شده، فارغ از نقدها به ایدئولوژی و روش مسلحانه و قهرآمیز آنها، اما بیش از هر زمان دیگر درستی مشی آنها در حفظ استقلال استراتژیک از هر دولت و نیروی خارجی در مبارزه احساس میشود.





