مهستان؛ ذبیحالله سعیدی: پیام اخیر محمد بن راشد آل مکتوم با تأکید بر جمله «وطن تجزیهناپذیر است»، در ظاهر چیزی فراتر از یک اصل بدیهی حقوقی نبود. اما زمان انتشار این پیام، آن را مهمتر میکند؛ در شرایطی که منطقه با نوعی «بازتنظیم پرتنش ادراک تهدید» روبهروست. به همین دلیل، واکنشها و حتی شایعات درباره وجود شکاف در داخل امارات متحده عربی، بیشتر از آنکه نشاندهنده یک واقعیت قطعی باشند، بیانگر حساسیت بالای فضای منطقهای به هر نشانهای از تغییر در انسجام داخلی این کشور هستند.
در نگاه اول، امارات متحده عربی یک کشور فدرال باثبات است. اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، میتوان آن را نوعی «ائتلاف درونی میان واحدهای نیمهخودمختار» دانست. اینجاست که دیدگاه استفن والت کمککننده میشود. او در نظریه خود توضیح میدهد که «ائتلافها نه فقط بر اساس قدرت، بلکه بر اساس ادراک تهدید شکل میگیرند» و تا زمانی پایدار میمانند که این احساس تهدید مشترک باقی بماند.
اگر این نگاه را به داخل امارات متحده عربی تعمیم دهیم، میتوان گفت امارتهای مختلف صرفاً واحدهای اداری نیستند، بلکه هرکدام برداشت خاص خود را از تهدید دارند. برای مثال، ابوظبی ممکن است تهدید را بیشتر در قالب مسائل امنیتی و ژئوپولیتیکی ببیند، در حالی که دبی بیشتر نگران تهدیدهای اقتصادی و تجاری باشد. این تفاوت نگاهها همان چیزی است که میتوان آن را «ناهمگونی در ادراک تهدید» نامید.
تحولات اخیر منطقه—از درگیریهای نیابتی گرفته تا تغییر روابط برخی کشورهای خلیج فارس با بازیگران مختلف—فقط مسائل بیرونی نیستند؛ این تحولات مستقیماً بر این «ادراک تهدید» در داخل امارات متحده عربی اثر میگذارند. هرچه شرایط منطقه پیچیدهتر و غیرقابل پیشبینیتر شود، این تفاوت نگاهها در داخل هم پررنگتر میشود و هر امارت ممکن است اولویتهای متفاوتی پیدا کند.
در همین چارچوب، والت تأکید میکند که «ائتلافها زمانی دچار واگرایی میشوند که تهدید مشترک جای خود را به تهدیدهای متفاوت بدهد». اگر این ایده را در مورد امارات متحده عربی به کار ببریم، نتیجه این نیست که کشور در آستانه فروپاشی است، بلکه به این معناست که ممکن است اختلافهایی در اولویتهای اقتصادی و امنیتی میان امارتها شکل بگیرد.
با این حال، این اختلافها هنوز در سطحی نیست که به بحران جدی منجر شود. بهتر است آن را یک «واگرایی نرم» بدانیم؛ یعنی وضعیتی که در آن، اختلاف نظرها وجود دارد اما همچنان در چارچوب ساختار فدرال و تحت مدیریت مرکز سیاسی—که عمدتاً در ابوظبی متمرکز است—کنترل میشود. به بیان سادهتر، امارات متحده عربی در حال فروپاشی نیست، بلکه در حال گذار از یک «انسجام مبتنی بر تهدید مشترک» به نوعی «انسجام مبتنی بر مدیریت اختلافها» است.
در نهایت، پرسش اصلی این است: آیا امارات متحده عربی میتواند این تفاوتها در نگاه به تهدید را مدیریت کند و آن را به یک تعادل پایدار تبدیل کند؟ پاسخ به این سؤال نهتنها آینده این کشور، بلکه میزان کارآمدی نظریه «ادراک تهدید» والت را در سطح داخلی کشورها نیز نشان خواهد داد.
آیا فدرالیسم امارات متحده عربی در حال ترک برداشتن است؟
Share This Article
بدون دیدگاه





