مهستان؛ جواد میرگلوی بیات در کانال بله «جمهور» نوشت: سلطان القاسمی، اکنون قدیمیترین حاکم منطقه است. وی بیش از ۵۰ سال است که حکومت امارت شارجه را بر عهده داد. دکتر القاسمی یک فرد فرهنگی و صاحب تألیفات بسیار است و شخصیتی متمایز نسبت به محمد بنزاید و محمد بنراشد دارد.
شارجه را امروز پایتخت فرهنگی امارات عربی متحده میدانند و دکتر القاسمی میخواهد که شارجه را مرکز اندیشهورزی و چاپ و … جهان عرب بکند.
او نگاه مثبتی به اسلام سیاسی و متفکرین مسلمان دارد و اگرچه تا حدی فضای ناصری خود را تعدیل کرده است، اما در هر صورت زیربنای اندیشه او ایستادگی در مقابل اشغالگری اسراییل است. دکتر القاسمی را میتوان آخرین ناصریست منطقه دانست که هنوز در قدرت است.
امیر شارجه که در قاهره و در اوج شکوه جریان ناصری تحصیل میکرد، بهشدت تحتتأثیر فضای وقت قرار گرفت، تا حدی که در زمانی که ابوظبی و امارتهای دیگر به اخوانالمسلمین اجازه فعالیت دادند و امکانات زیادی در اختیار این گروه قرار گرفت، ولی دکتر القاسمی چنین اجازهای به اخوانالمسلمین اماراتی را در شارجه نداد.
این اختلافات قدیمی تا حدی بود که شایع است دو پسر او با توطئه ابوظبی در لندن جان خود را از دست دادند و ابوظبی چند بار قصد کودتا در شارجه داشت.
محمد پسر بزرگتر او و ولیعهدش از همسر اول دکتر القاسمی بود. گفته میشود که او در سال ۱۹۹۹ در اثر مصرف هروئین در انگلیس و در کاخ خانوادگی جان خود را از دست داد؛ ولی گزارشهایی از قتل او هست.
رضا امیرخانی (خداوند شفایش دهد) برایم نقل میکرد که گویا در روزهای منتهی به انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ محمد و عزه فرزندان دکتر القاسمی به سمت ایران میایستادند و مرگ بر شاه میگفتند.محمد و عزه شیفته انقلاب ایران بودند و دکتر القاسمی نیز نگاه مثبتی به ایران داشت.نگاه مثبت دکتر القاسمی به انقلاب اسلامی و علاقه او به امام علی علیهالسلام – او خود را از نوادگان ائمه اطهار میداند- ، در کنار ارتباط سیاسی مؤثر با سران ایران، خاصه با مرحوم هاشمی رفسنجانی و رفتوآمد خانوادگی آنها با هم سبب شد که ایران در کودتای ابوظبی علیه دکتر القاسمی دخالت کند و دکتر القاسمی را در اریکه قدرت شارجه نگه دارد.
مرحوم هاشمی رفسنجانی ابقای دکتر القاسمی را به نفع ایران میدانست. در خاطرات روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۶ میخوانیم: «کودتای شارجه به نفع حاکم قبلی – شیخ سلطان – دارد خاتمه مییابد و به نفع ماست؛ شورایعالی امارات تصویب کرده که وضع بهصورت گذشته بر گردد.»
اما به لحاظ مردمشناسی نیز امارتهای شمالی خاصه شارجه و رأسالخیمه با امارات جنوبی یعنی دبی و ابوظبی تفاوتهایی دارند. قاطبه جمعیت شارجه و رأسالخیمه را قواسم تشکیل میدهند. شارجه به لحاظ اقتصادی و سیاسی و جمعیتی سومین امارت در امارات متحده عربی است. جمعیت ساکن در شارجه با رأسالخیمه بیش از ۲/۱ میلیون نفر است.
طرحی مشترک با شارجه بود که میدانهای نفتی و گازی مبارک در اطراف جزیره ابوموسی که طبق قراردادی از قبل انقلاب به شارجه واگذار شده بود را با فرمولی به همراه شارجه بهرهبرداری کنند، تا از این طریق رفتهرفته شارجه را در مقابل ابوظبی تقویت کند.
اساساً نطفه قضیه کرسنت با چنین طرح سیاسی بسته شد. تقویت شارجه در مقابل ابوظبی دقیقاً همان نقطهای است که ما میتوانیم در نظم بعد از «جنگ رمضان» روی آن حساب کنیم. اختلافات و شکافها و تاریخ پر تلاطم آنها در حدی است که اجازه کنشگری به ما بدهد.
آیا ایران امکان بازیگری در شارجه را دارد؟
Share This Article
بدون دیدگاه





