تصویر تبلیغ
اخبار مهستان
  • سیاست ایران
  • سیاست خارجی
  • فرهنگی
  • پنجره
  • اخبار راهبردی
  • اقتصادی
  • جامعه مدنی
Reading: رضا پهلوی و براندازی؛ روایت خواست‌های بزرگ و زمان اندک
Share
اخبار مهستان
جستجو
Follow US
کلیه حقوق محفوظ و متعلق است به اخبار مهستان
اخبار مهستان > سیاست ایران > رضا پهلوی و براندازی؛ روایت خواست‌های بزرگ و زمان اندک
سیاست ایران

رضا پهلوی و براندازی؛ روایت خواست‌های بزرگ و زمان اندک

۱۹ بهمن ۱۴۰۴
Share
اعتراضات 1404
SHARE

مهستان؛ حامد سیاسی‌راد: تاریخ معاصر ایران، تاریخ جنبش‌های سیاسی ناکام است و حتی آن جنبش‌هایی که ظاهراً پیروز شده‌اند هم به گواه تاریخ، به اهدافشان نرسیده‌اند. اکثر این جنبش‌ها، چهره‌ای را در راس خود، به عنوان رهبر یا سرمایه نمادین می‌دیدند؛ چهره‌هایی که نامشان در گذر ایام و برای ادوار مختلف، کارکردهای ویژه خود را داشته است و روایتی که آن‌ها ساخته بودند، برای مدت‌ها پذیرفته شده بود ولی روزی، این کارکرد رنگ باخته و روایت آن‌ها دگرگون شده است.

اولین چهره، محمد مصدق است، کسی که سرمایه نمادین نهضت ملی بود، جنبشی برای استقلال ایرانی که در دو جنگ جهانی اشغال و بارها با دخالت خارجی‌ها، از ریل و روال خود خارج شده بود. حتی امروز، برخی از مخالفان جمهوری اسلامی، دست‌های بیگانگان را در انقلاب اسلامی هم می‌بینند و مهم‌ترین پیغام مصدق، لزوم قطع این دستان بی‌گانه بود. نام مصدق، از شروع قرن پیشین در صفحات تاریخ دیده می‌شود. او به سرعت محبوبیتی کسب کرد که در تاریخ ایران نظیری ندارد و از همین رو، نام او برای دهه‌ها و شاید تا همین ده سال پیش هم کارکرد داشت. در سال‌های اخیر اما، سرمایه نمادینی که او به جای گذاشته بود، تا حدودی کارکرد خود را از دست داده است، چرا که روایت ایران، از کشوری گرفتار دخالت‌های بیگانه، به کشوری که انزوا از جهان باعث بزرگ‌ترین لطمات به آن شده، تغییر کرده است. حالا دیگر مسئله ایران، دخالت «بیگانگان» نیست، نبود رابطه با «دیگران» است! ایران تحت تحریم، به سختی نفس می‌کشد و اگر توجه کنیم که اولین تحریم تاریخ ما در زمان محمد مصدق رخ داده، قابل درک است که چرا داستان مصدق، از پس دهه‌ها بعد از درگذشت او، در اذهان بسیاری از ایرانیان واژگون شده است.

آیت‌الله سید روح‌الله خمینی نفر بعدی‌ست، کسی که از خرداد ۱۳۴۲ و با راه افتادن جنبش اسلام سیاسی، تبدیل به سرمایه‌ای نمادین شد، با محبوبیتی عجیب، انقلابی عظیم را به بار آورد و تا اواخر دهه هفتاد، تا زمانی که نظام برخاسته از انقلاب او، در برابر اصلاحات مقاومت کرد هم هنوز سرمایه‌ای که به جای گذاشته بود با قوت کار می‌کرد ولی هرچه زمان به جلو رفت، روایت او هم تغییر کرد.

جنبش بعدی، جنبش اصلاحات بود، جنبشی که از ۱۳۷۶ آغاز شد و سید محمد خاتمی، سرمایه نمادین آن بود. او و جنبش او، وعده ایجاد تغییراتی تدریجی ولی مداوم را می‌داد و بیش از دو دهه طول کشید تا مخاطبانش حس کنند، اصلاحاتی که وعده داده شده، آن‌طور که منتظرش بودند، در کار نخواهد بود تا نام سید محمد خاتمی هم از اوج کارکردش بیفتد و روایتش واژگونه شود.

جنبش سبز با سرمایه نمادینش، یعنی میرحسین موسوی، جنبش سیاسی بعدی بود. جنبشی که از ۱۳۸۸ و در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری آغاز شد اما در عمل، پای را از اصلاح‌طلبی فراتر گذاشت و عملاً خرد جمعی آن جنبش اینگونه القا کرد که به دنبال تحول است. جنبش تحول‌خواهی به دنبال پایان دادن به وضع موجود بود، البته نه با هر ابزاری. گفتمانش از جنبش اصلاحات رادیکال‌تر و تغییری که به دنبالش بود، عمیق‌تر بود ولی خشونت‌پرهیزی، از اصول اصلی آن جنبش بود. اگر خاتمی به دنبال اصلاح نظامی بود که خود او در روی کار آمدنش شریک بود، میرحسین موسوی، با تاکید بر انحراف نظامش از اصول اولیه، خواستار تغییر آن بود، چه با نام جمهوری اسلامی، چه با کنار رفتن این نام. نام میرحسین موسوی تا همین اواخر هم هنوز کارکرد داشت و شاید هنوز هم، البته نه به قوت قبل، کارکرد داشته باشد، اما آن‌چه مشخص است، حصر ۱۵ ساله او و تحقق نیافتن اهدافی که جنبش تحول‌خواهی به دنبالش بود، باعث شد تا امروز، در اذهان بخش قابل توجهی از جامعه ایرانی، روایت موسوی هم در سراشیبی قرار گیرد. این وضعیت البته به معنای تغییر کامل روایت میرحسین موسوی و جنبشش و به پایان رسیدن کامل کارکرد آن‌ها نیست، کما اینکه در رابطه با نمونه‌های قبلی هم نمی‌توان گفت که قلم تاریخ بر سر داستان آن‌ها نقطه پایان را گذاشته، اما می‌توان گفت در پیشگاه ذهن بخش قابل توجهی از ایرانیان، کتاب قصه آن‌ها بسته شده است.

جنبش براندازی، جنبش بعدی‌ست، یا بهتر است بگوییم، جنبش فعلی‌ست. جنبشی که این‌بار سرمایه نمادینش، برای بخش بزرگی از باورمندان به مسیر براندازی، رضا پهلوی است. روایت او حالا روایت غالب است. رضا پهلوی اما برای ماندن در جایگاه یک سرمایه نمادین، کار سختی پیش رو دارد.

اول به این دلیل که از پس بیش از یک قرن جنبش‌های سیاسی ناکام ممتد، صبر جامعه ایرانی به حداقل رسیده. روند ماندگاری روایت سرمایه‌های نمادین هم این را به ما نشان می‌دهد؛ محمد مصدقی که نزدیک به نُه دهه روایت غالب را ساخت، آیت‌الله خمینی که کمتر از چهل سال روایتش حاکم بود و اگرچه تا سال ۱۳۸۸ هم کارکرد قابل توجهی داشت و هنوز هم در بین بخشی از باورمندان به جمهوری‌اسلامی کارکرد دارد اما، این روایت مدام رو به افول گذاشت، محمد خاتمی و جنبشش که روایتی ساختند تا برای بیش از بیست سال، کارکرد داشته باشد، میرحسین موسوی و جنبش سبز که حدود پانزده سال روایت غالب را برای ایرانیان خلق کردند و حالا، رضا پهلوی و کار سختی که شاید بشود گفت از سال ۱۴۰۱ آغاز کرده است.

دومین دلیلی که سختی کار رضا پهلوی را نشانمان می‌دهد، آن‌چیزی است که او وعده می‌دهد. تغییری که تدریجی نیست، آنی‌ست و از هر مسیری که ممکن است، باید به دست آید، چه از مسیر خیابان، چه از مسیر حمله نظامی قدرت‌های خارجی.

این در حالی‌است که حافظه تاریخی ایرانیان با دو انقلاب آسان شکل گرفته است؛ انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی، دو انقلابی که هر دو علیه حکم‌رانانی انجام شد که انگیزه کافی برای حفظ وضع موجود نداشتند. شواهد سستی اراده حکام وقتِ هر دو انقلاب پیشین، برای بقای وضع موجود، نیازمند مطلبی جداگانه است و اینجا، همین‌قدر بس که انقلاب مشروطه، از شروع نهضت تا لحظه امضای فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه، کم‌تر از انگشتان یک دست قربانی داشت و حتی از پس مواجهه با بحرانی به نام استبداد صغیر و شکل‌گیری جنگی داخلی هم به روایت مورخان، فاصله مشروطه‌خواهان تا فتح تهران، چند صد کشته بود. انقلاب اسلامی هم از آغاز نهضت اسلامی در خرداد ۱۳۴۲ تا لحظه پیروزی در بهمن ۱۳۵۷، چیزی بین سه تا چهار هزار کشته داشت. حالا اما ما با ساختاری طرفیم که به هر دلیلی، به قدری انگیزه بقا دارد که همان‌طور که تجربه شد، مسیر خیابان را با تمام توان در بن‌بست نگه داشته است. پس راه خیابان هموار نیست و چشم داشتن به مدد نیروی خارجی هم قمار سنگینی‌است. محرز است که آمریکا و یا هر قدرت دیگری نه برای منافع براندازان ایرانی، بلکه برای منافع خودش دست به هر نوع اقدامی خواهد زد و این را می‌شود در نشستن آمریکا پای میز مذاکره با جمهوری اسلامی، آن‌هم کم‌تر از یک ماه بعد از خونین‌ترین روزهای ایران، یافت. این که منافع آمریکا و براندازان با هم هم‌پوشانی داشته باشند یا نه، امری قطعی نیست و ضمناً تضمینی نیست که اگر آن‌طور که برخی از برندازان خواهانند، حمله نظامی حتی به قصد اسقاط نظام رخ دهد، سناریوی باب میل آن‌ها پیش برود.

سومین دلیلی که به ما می‌گوید، کار رضا پهلوی از سرمایه‌های نمادین جنبش‌های پیشین ایران سخت‌تر است، فضای چند قطبی حاکم بر جامعه است. تمام رهبران پیشین، فضایی دو قطبی را شکل دادند، یک قطب قدرت و حامیانش و یک قطب، حامیان جنبش سیاسی‌ای که جاری بود و زمانی روایت آن جنبش‌ها مخدوش شد، که کم‌کم در درون قطب حامی جنبش‌ها، شکاف شکل گرفت و یک دو قطبی درونی ایجاد شد؛ بخشی از آنانی که زمانی به گفتمان محمد مصدق، آیت‌الله خمینی، سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی باور داشتند، از باورشان دست کشیدند و روایت یا روایت‌هایی جدید از آن‌ها خلق کردند. رضا پهلوی و جنبشش اما نه وضعیتی دو قطبی بلکه فضایی سه ضلعی را خلق کرده است. حاکمیت، مخالفان حاکمیت که حامی رضا پهلوی هستند و مخالفان حاکمیت که موافق رضا پهلوی و ایده پادشاهی‌اش نیستند و این با قاعده انقلاب‌ها که اتحاد است، هم‌خوان نیست.

آن‌چه توضیح داده شد، نشان می‌دهد رضا پهلوی چندان کار آسانی برای حفظ سرمایه نمادین خود ندارد؛ او یا باید چشم‌اندازی برای پیروزی، آن‌هم نه در بلند مدت که در مدت زمانی نسبتاً کوتاه پیدا کند، یا دخالت نظامی خارجی رخ دهد و آن‌طور که او رویش قمار کرده، پیروز شود یا امدادی از غیب، مسیر را به نفع او کج کند. اگر هیچ یک از این سه اتفاق رخ ندهد، باید منتظر جامعه‌ای باشیم که هم روایت رضا پهلوی در ذهنش تغییر کرده، هم سوگوار است بابت ناکامی یک جنبش سیاسی دیگر که مانند بسیاری از جنبش‌های سیاسی تاریخ معاصر ایران به خون نشست و ناکام ماند و هم به احتمال زیاد، حتی از امروز هم رادیکال‌تر و خشمگین‌تر و کین‌خواه‌تر است.

TAGGED:پهلوی و اعتراضات ایرانحامد سیاسی‌راد
Share This Article
تلگرام تریدز ایمیل لینک را کپی کنید چاپ
Previous Article روسیه و اوکراین زمستان روسی با رولت روسی در کی‌یف؛ سیگنال نهایی به غرب و اوکراین
Next Article حسن روحانی- دبیر شورای عالی امنیت ملی خاطرات حسن روحانی: سفر به بروکسل- بخش دوم
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تصویر تبلیغ

تازه‌ترین مطالب منتشر شده

صهیوپهلویسم
صهیوپهلویسم، آتن، پرسپولیس و اورشلیم!‏
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
رادیکالیسم و جنبشهای اجتماعی
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ جبهه میانی خوزستان
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
عملگرایی اخلاقی
در ستایشِ عمل‌گرایی اخلاقی؛ نگاهی به تجربه‌ی زیسته‌ی سید مصطفی تاج‌زاده
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
از توماس جفرسون تا مارکو روبیو؛ آمریکا به نزاع تمدن‌ها چطور می‌نگرد؟
تیتر سیاست خارجی
۱۹ مهر ۱۴۰۵
از بالفور تا روبیو؛ درس‌های سخنرانی اکروپلیس برای ایران امروز
سیاست خارجی
۱۹ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ دستگیری محمدرضا سعادتی (بخش دوم)
پنجره
۱۸ مهر ۱۴۰۵
شجریان، یکی بود!
فرهنگی
۱۷ مهر ۱۴۰۵
روابط ناپایدار نسل Z؛ از آشنایی تا ناپدید شدن و زخم‌های عاطفی
فرهنگی
۱۷ مهر ۱۴۰۵
ارنستو چگوارا
ارنستو چه‌گوارا؛ حرکت به سمت کوبا و شروع انقلاب مسلحانه
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
افلاطون
گریز از مرگ
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ جبهه جنوب (بخش پایانی)
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
مسئله بازار ارز
جیغ‌های بنفش ارزی غوغائیان؛ دل‌سوزی یا فریب افکار عمومی؟
اقتصادی
۱۵ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ دستگیری محمدرضا سعادتی (بخش اول)
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
دروازه‌های شب و روز
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
عربستان و تقلا برای باز نگاه داشتن باب‌المندب؛ گردبادی در دل طوفان
سیاست خارجی
۱۴ مهر ۱۴۰۵
زندانی کردن رسایی رویکرد موفقی برای کنترل تندروی نیست
سیاست ایران
۱۴ مهر ۱۴۰۵
تورم کالاهای اساسی
تورم طبقاتی؛ چرا فقیرترین دهک، تورمی به‌مراتب بیشتر از ثروتمندترین دهک تجربه می‌کند؟
اقتصادی
۱۴ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ جبهه جنوب (بخش سوم)
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
زمان شروع نبرد سوم؛ احتمالا بعد از انتخابات کنگره آمریکا
سیاست خارجی
۱۹ مهر ۱۴۰۵
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ

نوشته‌های تازه

  • صهیوپهلویسم، آتن، پرسپولیس و اورشلیم!‏
  • رادیکالیسم و جنبشهای اجتماعی
  • حسین علایی؛ جبهه میانی خوزستان
  • در ستایشِ عمل‌گرایی اخلاقی؛ نگاهی به تجربه‌ی زیسته‌ی سید مصطفی تاج‌زاده
  • از توماس جفرسون تا مارکو روبیو؛ آمریکا به نزاع تمدن‌ها چطور می‌نگرد؟

آخرین دیدگاه‌ها

  1. اسماعیل در کودتای ۲۸ مرداد؛ اولین «دخالت بشردوستانه» در ایران
  2. اسماعیل در ارنستو چه‌گوارا؛ اولین ارتباط‌ها با شوروی،دیدار با فیدل کاسترو و پیوستن به جنبش انقلابی کوبا
  3. سلمان در از دیکتاتوری فردمحور تا دیکتاتوری متکثر
  4. 118 در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد
  5. فرد منحله در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد

شاید این مطالب هم برای شما جالب باشد

رفع فیلترینگ
سیاست ایران

رفع فیلترینگ از تلگرام‌ و مسئولیت‌های پزشکیان

مهستان؛ دیروز نماینده اردکان درباره رفع فیلتر از تلگرام گفته است طی مذاکراتی با این شرکت، شرایط ایران را پذیرفته…

1 Min Read
گشت ارشاد در تهران
سیاست ایران

بازگشت گشت ارشاد و نگرانی از  انسداد اجتماعی و سیاسی

مهستان؛ خبرنگاران امروز از سخنگوی دولت درباره «بازگشت گشت‌های ارشاد» پرسیده‌اند؛ او گفته که از این موضوع خبر ندارد و…

1 Min Read
احمد زیدآبادی
پنجره

اما «بعد»!

مهستان؛ احمد زیدآبادی: هر فاجعه‌ای باید ما را به خود آورد نه اینکه از خود بی‌خود کند. به خود آمدن…

2 Min Read
سیاست ایران

گمانه‌زنی پیرامون اقتصاد سیاسی اعتراضات روزهای اخیر

مهستان؛ بررسی اقتصاد سیاسی اعتراضات روزهای اخیر در ایران نیازمند پژوهش‌های دقیق و میدانی است. از این رو هر تحلیلی…

3 Min Read
اخبار مهستان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • خبرنامه
  • پیوندها
  • جستجو
  • RSS
Reading: رضا پهلوی و براندازی؛ روایت خواست‌های بزرگ و زمان اندک
Share

کلیه حقوق محفوظ است.  طراحی: هنرپرداز .

Welcome Back!

Sign in to your account

Username or Email Address
رمز عبور

Lost your password?