تصویر تبلیغ
اخبار مهستان
  • سیاست ایران
  • سیاست خارجی
  • فرهنگی
  • پنجره
  • اخبار راهبردی
  • اقتصادی
  • جامعه مدنی
Reading: زیستن (Ikiru) آکیرا کوروساوا، روایتی از مردگان متحرک تا زندگان مومیایی‌شده
Share
اخبار مهستان
جستجو
Follow US
کلیه حقوق محفوظ و متعلق است به اخبار مهستان
اخبار مهستان > فرهنگی > زیستن (Ikiru) آکیرا کوروساوا، روایتی از مردگان متحرک تا زندگان مومیایی‌شده
فرهنگی

زیستن (Ikiru) آکیرا کوروساوا، روایتی از مردگان متحرک تا زندگان مومیایی‌شده

۲۰ آذر ۱۴۰۴
Share
SHARE

مهستان؛ ابوالحسن علیقارداشی: پیرمردی به نام «کنجی واتانابه» مبتلا به سرطان معده است. در یکی از معایناتش به این عارضه پی می‌برد. رخداد فوق باقیمانده زندگی‌اش را گرفتار چالشی بنیادی می‌کند‌.

*بخش اول

راوی دانای کل می‌گوید واتانابه ۳۰ سال در خدمت شهرداری است بدون اینکه عامل کاری مفید و موثر باشد. واتانابه مرده‌ای متحرک است. تصاویر گویا هستند چرا مجدداً شرح داده می شوند؟

پاسخ: تاکید بر بی معنایی و بیهودگی زندگی واتانابه. کلام و تصویر توامان این بیهودگی و دلمردگی را تشدید می‌کنند.

هنگام روایت دوربین ثابت، قاب بدون حرکت، میزانسن ساکن و موید بورکراسی بی‌تاثیر است.

تحرک در فیلم به مدد کات‌هایی است که به سازمان‌های مختلف قطع می شوند. تصاویر درشت از صورت واتانابه دلمردگی و بیهودگی را مضاعف می‌کند. ریتم درونی و بیرونی آهسته و ساکن است.

*بخش دوم

واتابه متوجه می‌شود بیش ازشش ماه دیگر زنده نیست. آشنایی با نویسنده‌ای پوچ‌نگر و رواقی این تصور را در او زنده می‌کند که داد زندگی گذشته بستاند.

واتانابه در دوزخی از زن و مرد که در هم می‌لولند غلت می‌زند (ریتم تند می‌شود)؛ همه اشخاص بدون جهت در هم می پیچند (نماهای کوتاه و ضرباهنگ سریع).

تا صبح مشغول نوشخواری و پرسه‌زنی است. تلاش بیهوده و ناگواری می‌کند تا مواجهه با مرگ را فراموش کند، می‌رقصد رقصی غمگنانه، تلوتلو می‌خورد، در فضای جمعیت گم می‌شود بلکه فراموش کند، اما افاقه نمی‌کند. صبح خمیده‌تر و خموده‌تر به خانه باز می‌گردد. دردش درمان نمی‌شود.

در نمایی واتانابه از درون خود آوازی که نقبی به جوانی‌اش می‌زند را می‌خواند و دیگران بلااراده سکوت می‌کنند که ندای درون پیرمرد را بشنوند. نما واجد احساسی عمیق است و از شلوغی به دور، و پیانویی با ملودی آرام در حال همراهی.

دقت کنیم در نماهای مرتبط با این سکانس، دوربین از بالا و کنار وضعیت در هم بافته‌ای از آواز، لودگی، شهوت و استیصال را به تصویر می‌کشد. هیچ نقطه اتکایی نیست، قطره‌ای در موج معوج آدمی.

کمتر فیلمسازی را می‌شناسم که تصویری از دوزخ را بتواند در یک سکانس ویران‌کننده کنسرو کند.

برخورد با کارمند تنگدست و شاداب‌اش احساس نوعدوستانه‌اش را زنده می‌کند. سعی می‌کند با کمک دختر، به زندگی‌اش معنایی ببخشد. با او به کافه می‌رود و قرارهای روزانه می‌گذارد ولی دختر از این رابطه ناهمگون خوشحال نیست.

نماها یکی پس از دیگری به میهمانی/خوردن و گفتگو قطع می‌شوند. نماهای نزدیک، حاکی از وضعیت ناشاد و غمگین دو طرف است. زهرخند دختر نشانی از پایان تراژیک دارد.

سرانجام واتانابه که حالا آقای مومیایی است، رنج خود را برای وی باز می‌گوید.

پاسخ دختر ناامید کننده است اما در این ناامیدی مطلق عروسکی کوکی که حامل شادی برای کودکان است واتانابه را به راهی رهنمون می‌شود. بلافاصله از پلکان پایین می‌آید در حالیکه دختران جوان می‌خوانند: Happy BirthDay to You.

*بخش سوم

«تو مگو همه به جنگ‌اند و ز صلح من چه آید
تو یکی نه‌ای هزار تو چراغ خود بر افروز
که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهتر
که به است یک قد خوش ز هزار قامت کوز»
مولانا

شاید کمتر فیلمی در تاریخ سینما بتوان یافت که اینقدر مصالح در اختیار اگزیستانسیالیست‌ها (Existentialist) قرار داده باشد.

واتانابه در ادامه زندگی و چگونگی پایانش دچار ترس و رنج وجودی شده است. دنبال ملجأیی می‌گردد که از بند این پرسش بنیادی رها شود یا پاسخی بیابد. راه چیست؟ نگاهی اومانیستی و انسان‌نگر به هستی.

روای دانای کل می‌گوید «واتانابه مرد». اما تو گویی از این لحظه به بعد او زندگی دیگر را می‌آغازد. قوت به جا مانده در تن رنجورش پایانی ندارد تا به فرجام برسد: «رهایی».

و چقدر ناب نمای تاب در پارک این رهایی را تداعی می‌کند. دوربین از کنار اسکلت‌های فولادی حرکت می‌کند، روبروی او از حرکت می‌ایستد و ما ناظر حرکت آونگی واتانابه هستیم، رها و شادان از فرجام کار.

در این بخش دیگر از دانای کل روایتی نداریم، راویان کارمندان شهرداری‌اند که به نوعی مسخ شده‌اند و از خود بیگانه.

به هنگام بازگویی آنچه که دیده‌اند درد و حسرت می‌کشند چرا که تاب تحمل مواجهه با امر «بودن» به شیوه «او» را ندارند؛ بنابراین مست‌اند و لایعقل. انگار عقل انسانی در حالت عادی قادر به توضیح چنین وضعیتی نیست.

کارمند مومیایی‌شده یکباره معنا و غایتی برای زندگی پیدا می‌کند و از هیچ چیز و هیچ کس هراسان نیست. تحقیر، تهدید، تنبیه و خستگی هیچکدام قادر نیستند اراده معطوف به انجام و فرجام وی را بازداشت کنند.

TAGGED:آکیرا کوروساواکنجی واتانابه
Share This Article
تلگرام تریدز ایمیل لینک را کپی کنید چاپ
Previous Article از قایق به نفت‌کش؛ ترامپ به آرامی دور مادورو چنبره می‌زند!
Next Article مورگان اورتگاس معاون نماینده ویژه آمریکا در لبنان الهه انتقام در بیروت پیام‌های جنگ اسرائیل را می‌رساند!
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تصویر تبلیغ

تازه‌ترین مطالب منتشر شده

متاسفانه تئاتر وضعیت مناسبی ندارد
فرهنگی
۲۲ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ دستگیری محمدرضا سعادتی (بخش پایانی)
پنجره
۲۲ مهر ۱۴۰۵
سیدمحمد خاتمی: تعامل با نظم جهانی به معنای پذیرش همه مبانی نظام لیبرال نیست
پنجره
۲۲ مهر ۱۴۰۵
تلهٔ نرخ سود در سایهٔ کسریِ جنگ چرا بانک مرکزی به‌تنهایی از پسِ تورم برنمی‌آید؛ روایتی از سلطهٔ مالی در اقتصاد ایران
اقتصادی
۲۱ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ اشغال بستان (بخش اول)
پنجره
۲۱ مهر ۱۴۰۵
مواضع انصارالله در نزدیکی باب المندب
تحولات یمن و نبرد سوم آمریکا علیه ایران؛ ساعت صفر باید با وقت صنعا هم تنظیم شود!
تیتر سیاست خارجی
۲۱ مهر ۱۴۰۵
از کمک خیریه تا مطالبه‌گری اجتماعی؛ جامعه مدنی چه مسیری را طی می‌کند؟
جامعه مدنی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
سخنرانی روبیو
روبیو و ذبح واقعیت «رئال‌پلیتیک باستان»؛ تلاش برای مشروعیت بخشی به جنگ تجاوزکارانه
سیاست خارجی
۲۲ مهر ۱۴۰۵
رویدادی برای کاستن فاصله متن و صحنه
فرهنگی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
روز جهانی سلامت روان؛ تاب‌آوری بدون مراقبت از روان کامل نمی‌شود
پنجره
۲۰ مهر ۱۴۰۵
چرا حماس وضع موجود را خطرناک‌تر از قمار ۷ اکتبر می‌دانست؟
پنجره
۲۰ مهر ۱۴۰۵
نامه سرگشاده رحمت‌اله بیگدلی به محسن اراکی عضو مجلس خبرگان، در نقد تعریض وی به قرآن و نهج‌البلاغه خواندن پزشکیان
پنجره
۲۰ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ دستگیری محمدرضا سعادتی (بخش سوم)
پنجره
۲۰ مهر ۱۴۰۵
آش ایرانی؛ قصه شکر مازندران و شکر هندوستان
فرهنگی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
۱۵ روز تا انتخابات اسرائیل؛ اپوزیسیون دست نتانیاهو را بالا می‌برد
سیاست خارجی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
روس‌ها و میانجیگری در جنگ ایران و آمریکا؛ رابطه سمی شاید منافع راهبردی را  تامین کند!
سیاست خارجی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
صهیوپهلویسم
صهیوپهلویسم، آتن، پرسپولیس و اورشلیم!‏
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
رادیکالیسم و جنبشهای اجتماعی
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ جبهه میانی خوزستان
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
عملگرایی اخلاقی
در ستایشِ عمل‌گرایی اخلاقی؛ نگاهی به تجربه‌ی زیسته‌ی سید مصطفی تاج‌زاده
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ

نوشته‌های تازه

  • متاسفانه تئاتر وضعیت مناسبی ندارد
  • خاطرات عزت‌الله سحابی؛ دستگیری محمدرضا سعادتی (بخش پایانی)
  • سیدمحمد خاتمی: تعامل با نظم جهانی به معنای پذیرش همه مبانی نظام لیبرال نیست
  • تلهٔ نرخ سود در سایهٔ کسریِ جنگ چرا بانک مرکزی به‌تنهایی از پسِ تورم برنمی‌آید؛ روایتی از سلطهٔ مالی در اقتصاد ایران
  • حسین علایی؛ اشغال بستان (بخش اول)

آخرین دیدگاه‌ها

  1. اسماعیل در کودتای ۲۸ مرداد؛ اولین «دخالت بشردوستانه» در ایران
  2. اسماعیل در ارنستو چه‌گوارا؛ اولین ارتباط‌ها با شوروی،دیدار با فیدل کاسترو و پیوستن به جنبش انقلابی کوبا
  3. سلمان در از دیکتاتوری فردمحور تا دیکتاتوری متکثر
  4. 118 در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد
  5. فرد منحله در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد

شاید این مطالب هم برای شما جالب باشد

فرهنگی

که دل‌انگیزترین نغمه‌سرا می‌میرد

مهستان؛ بیست و نه آذر سالگرد درگذشت ابوالحسن صبا است. هنری‌مردی که هم در شاگردی کردن نزد بزرگان تاریخ معاصر…

1 Min Read
فرهنگی

روابط ناپایدار نسل Z؛ از آشنایی تا ناپدید شدن و زخم‌های عاطفی

مهستان؛ آیلین ایرانمنش: دیروز یکی از دوستانم ماجرایی تعریف کرد که بیشتر از آنکه عجیب باشد، تأمل‌برانگیز بود. حدود یک…

5 Min Read
فرهنگی

بزرگ بود و از اهالی دیروز!

مهستان؛ حسین مطمئن‌زاده: اکبر عبدی را معمولاً با خنده به یاد می‌آوریم، اما اگر کمی دقیق‌تر به کارنامه‌اش نگاه کنیم،…

17 Min Read
فرهنگی

چرا نسل Z دلتنگ گذشته ای است که ندیده؟

مهستان؛ آیلین ایرانمنش: این هفته، حین کوهنوردی، با یکی از همنوردان پا به سن گذاشته و با تجربه گروه هم‌صحبت…

5 Min Read
اخبار مهستان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • خبرنامه
  • پیوندها
  • جستجو
  • RSS
Reading: زیستن (Ikiru) آکیرا کوروساوا، روایتی از مردگان متحرک تا زندگان مومیایی‌شده
Share

کلیه حقوق محفوظ است.  طراحی: هنرپرداز .

Welcome Back!

Sign in to your account

Username or Email Address
رمز عبور

Lost your password?