مهستان؛ لیلا عسگری؛ شاید آشناترین تصویر از سودان برای جهان، زنی با لباس سفید و گوشوارههای طلایی باشد که بر بالای ماشینی ایستاده و فریاد میزند: «سودان برای همه است!»
تصویری که به سرعت نماد تظاهرات ضد حکومتی این کشور شد. اما کمتر کسی تصور میکرد که سودان امروز به ویرانهای تبدیل شود که هزاران زن و کودک قربانی خشونت و جنگ شدهاند؛ قربانیانی که دیدن تصاویر جنازههایشان از تصور انسانی فراتر است.
ریشههای بحران
جنبش مردمی سودان در دسامبر ۲۰۱۸ و اوایل ۲۰۱۹ آغاز شد و ابتدا به دلیل افزایش قیمت نان و سوخت شکل گرفت، اما به سرعت به اعتراضات گسترده علیه رژیم عمر البشیر تبدیل شد.
مردم در شهرهای مختلف، به ویژه خارطوم، تجمع کردند و خواستار پایان دیکتاتوری، گذار به دموکراسی و اصلاحات اجتماعی شدند. شبکههای مدنی، انجمنهای حرفهای و اتحادیههای صنفی نقش سازماندهنده و هماهنگکننده این اعتراضات را ایفا کردند و جنبش مسالمتآمیز باقی ماند.
پلیس ابتدا تلاش کرد اعتراضات را سرکوب کند، اما نهایتا ارتش و نیروهای شبهنظامی تحت فرمان حمیدتی وارد عمل شدند و از معترضان حمایت کردند.
پس از سرنگونی البشیر، شورای انتقالی نظامی-مدنی تشکیل شد تا کشور را به سوی انتخابات و دموکراسی هدایت کند، اما ساختار قدرت به شکل واقعی دگرگون نشد و نهادهای مدنی فاقد وزن سیاسی معنادار باقی ماندند. داشتن «سلاح» ملاک نفوذ و قدرت سیاسی شد و گروههای شبهنظامی موقعیت برتر پیدا کردند.
در سالهای بعد، رقابت میان ارتش سودان به فرماندهی عبدالفتاح البرهان و نیروهای پشتیبانی سریع به فرماندهی حمیدتی شدت گرفت.
اختلاف بر سر ادغام نیروها، کنترل منابع اقتصادی و قدرت سیاسی باعث شد که درگیریها به جنگ مسلحانه تبدیل شود. از ۱۵ آوریل ۲۰۲۳ تاکنون، جنگ بین ارتش و RSF ادامه دارد و جبهههای نبرد در دارفور، کردوفان و اطراف خارطوم تثبیت شدهاند.
در دل این فاجعه، اقتصاد جنگی برجستهتر از همیشه دیده میشود؛ دارفور نه فقط میدان نبرد، بلکه یکی از مهمترین مراکز استخراج طلا در منطقه است که تامین مالی نیروهای شبهنظامی و شبکههای قدرت را ممکن میکند.
در این میان نقش بازیگران خارجی نیز چشمگیر است؛ مداخله تسلیحاتی و لجستیکی کشورهایی مانند امارات باعث تشدید درگیریها شده و یافتن راهحل بینالمللی را دشوار کرده است.
جنگ به مبارزهای تمامعیار برای کنترل قلمرو، منابع و قدرت تبدیل شده و امکان بازگشت به مسیر دموکراتیک تقریباً از بین رفته است.
وضعیت بشری در سودان به شدت بحرانی است. میلیونها نفر بیخانمان شدهاند و بیش از ۳۰ میلیون نفر نیازمند کمک انسانی هستند، که شامل بیش از ۱۶ میلیون کودک میشود.
سقوط شهر الفاشر در استان دارفور و تصرف آن توسط RSF باعث آوارگی گسترده و محاصره هزاران نفر شد. گزارشها از اعدامهای میدانی، خشونتهای طبقاتی و نژادی و سوءتغذیه حاد حکایت دارند.
اقتصاد کشور آسیب جدی دیده؛ تولید داخلی کاهش یافته و منابع استراتژیک مانند طلا در کنترل شبهنظامیان قرار دارند.
چشمانداز مبهم و تلخ آینده
چشمانداز سودان همچنان مبهم است. ادامه وضعیت کنونی میتواند بحران انسانی و اقتصادی را تشدید کند.
تقسیم عملی کشور یا آتشبس موقت ممکن است، اما بدون تضمین ثبات، راهحلهای کوتاهمدت تنها وضعیت را موقتا کنترل میکنند.
مردم عادی بیشترین آسیب را میبینند و تا زمانی که توافق سیاسی و بازسازی ساختارهای دولتی و اقتصادی حاصل نشود، بازگشت به ثبات و زندگی عادی بسیار دور به نظر میرسد.
انقلابی که روزگاری جرقه امید را در دل فعالان سیاسی روشن کرده بود، حالا در جهنمی تاریک فرو رفته و به فراموشی سپرده میشود.





