مهستان؛ تحولات مرتبط با امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز، همواره از حساسترین موضوعات سیاست خارجی و حقوق بینالملل بوده است؛ موضوعی که هرگونه تصمیم یا اقدام درباره آن، افزون بر پیامدهای سیاسی و امنیتی، آثار گستردهای بر اقتصاد جهانی و مناسبات منطقهای بر جای میگذارد. در چنین شرایطی، تحلیل این تحولات نیازمند نگاهی است که هم بر تجربه دیپلماتیک استوار باشد و هم بر مبانی حقوق بینالملل و حقوق دریاها تکیه کند.
در همین راستا، با دکتر احمد کاظمی موسوی، دیپلمات و استاد حقوق، به گفتوگو نشستهایم تا ابعاد مختلف تفاهمنامه اسلامآباد، اختلاف در تفسیر مفاد آن، جایگاه حقوقی تنگه هرمز، تأثیر فضای سیاسی داخلی ایران و ایالات متحده بر روند مصالحه و چشمانداز ازسرگیری گفتوگوها را بررسی کنیم. آنچه در ادامه میآید، دیدگاههای ایشان درباره نسبت میان حقوق، دیپلماسی و ملاحظات راهبردی در یکی از مهمترین پروندههای سیاست خارجی و امنیت منطقهای است.
چرا تفاهمنامه اسلامآباد، آنقدر مبهم نوشته شده بود و تفسیرهای طرفین از مفاد آن بهخصوص در مورد تنگه هرمز چنان متفاوت بود که زمینهساز شروع مجدد جنگ شود؟
تفاهمنامۀ اسلامآباد که در ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ در بحبوحۀ جنگ دوم ایران و امریکا به امضاء رسیده بود، نمیتوانست روشن و جامعالأطراف باشد. چون هنوز در مرحلۀ تفاهم بود نه توافق، و قرار شده بود که طی ۶۰ روز مذاکره به مرحلۀ توافق برسد. حملۀ سپاه ایران به یک نفتکش در مرز دریایی عمان در تنگه هرمز در ۱۶ تیرماه ۱۴۰۵ موجب جدی شدن تخاصم بین دو کشور شد. این حمله هرچند مستند به جملۀ «ایران ترتیبات لازم را خواهد داد» از تفاهمنامه باشد، جایی برای مفهوم صلحطلبانۀ «ترتیبات لازم» باقی نگذاشت و تشدید تهاجم از سوی امریکا راه تفاهم را بست.
چه فضای سیاسیای در داخل شرایط رابرای تفسیر سختگیرانه ایران از بند پنج تفاهمنامه فراهم کرد؟ آیا فشارهای اصولگرایان تندرو در این زمینه تاثیری داشت؟ آیا در معادلات بلوک قدرت تغییری حاصل شده است؟
اگر مقصود ایران است! بله: ایران فعلاً دارای فضای سیاسی سختگیرانه و و درگیر معادلات بلوکهای قدرت است. در این درگیریها متأسفانه منافع آیندۀ ایران کمتر محاسبه میشود. آیا درآمد احتمالی ما از در اختیار گرفتن تنگه هرمز در برابر فروش آزادائه یا محدود نفت و گاز ایران محاسبه می شود؟ یا اینکه فقط باید به افتخار لفظی تسلط بر تنگه هرمز و در نتیجه کنترل اقتصاد جهانی اکتفا نماییم؟
معماران تفاهمنامه اسلامآباد در داخل ایران (قالیباف و نواصولگرایان و دولت پزشکیان) در چه شرایطی میتوانند مجدداً به سمت شکل دادن به مصالحه حرکت کنند؟ چه رخدادهایی در میدان نظامی و میدان سیاسی داخلی کشور بر این روند موثر است!
دربارۀ اینکه تفاهم خواهان چگونه میتوانند مصالحۀ جدیدی شکل دهند، یا در آن راه گام بردارند، نیاز به ایجاد دیالوگ یا گفتگو بین قشر دانشآموختۀ فنی و جوانان و سرکردگان سپاه دارد. عناوین و شعارهای فریبنده نباید مانع از گفتگو وحفظ منابع این سرزمین برای فرزندان ایران شود فریبکاری عنوان و شعار در زبانهای فارسی و عربی به جایی رسید که یک نویسندۀ شیعی عراقی در کتابش از فریبکاریِ عناوین به خدا پناه میبرد: «نعوذ بالله من خداع العناوین»(اصول الفقه شیخ محمد رضا مظفر).
ارزیابی شما از میزان اثرگذاری نیروهای خواهان مصالحه در آمریکا چیست؟ به نظر شما جی دی ونس و نیروهای مخالف جنگ در حزب جمهوریخواه (جریان ماگا) میتوانند مجددا کنترل شرایط را به دست بگیرند؟
دربارۀ مصالحهخواهان امریکا باید بگویم که امریکاییها به منافع اقتصادی خود نگاه میکنند. این منافع امروزه فقط با تاراج و استثمار تعریف نمیشوند، بلکه اصل اشتراک منافع نیز در میان است؛ همان رویهای که چین امروزه در رابطه با امریکا در پیش گرفته است.





