مهستان؛ بعید است روزی که اسلامآباد به عنوان پایتخت جدید پاکستان انتخاب میشد، به ذهن سیاستمداران پاکستانی خطور میکرد که این شهر روزی محل ملاقات بلندپایهترین مقامات ایران و آمریکا بعد از ۴۷ سال باشد.
کار اسلامآباد اما از این هم جلوتر رفته و شنیدههای رسانهای از احتمال صدور «اعلامیه اسلامآباد» حکایت دارند. اعلامیهای که قرار است تفاهم ایران و آمریکا برای پایان دادن به جنگ و شروع روند مذاکراتی جدیدی را اعلام کند.
گفته میشود پاکستان به عنوان میانجی و بدون حضور نمایندگان طرفین این اعلامیه را صادر خواهد کرد. ۲ روز است که تقریبا همه خبرها از مثبت بودن روند مذاکرات و نزدیک بودن به خط پایان تفاهم حکایت دارند.
نکته بسیار مهم آن که این یک «تفاهم» است و نه توافق. قرار نیست که اختلافات ایران و آمریکا بر سر پرونده هستهای حل شود یا حتی مذاکرهای در این مورد صورت بگیرد. مذاکره به دورهای ۳۰ و در برخی گزارشها ۶۰ روزه محول خواهد شد.
تفاهم تنها شامل توقف جنگ در همه جبههها و از جمله لبنان، بازگشایی تنگه هرمز و رفع محاصره دریایی ایران خواهد بود. اما در همه این موارد ابهامات مهمی وجود دارد. گویا اختلاف بر سر نخستین موضوع از همه بیشتر است.
اسرائیل با تمام توان میکوشد مانع از آتشبس در لبنان شود و با بهانههای مختلف مانند «احساس تهدید!» امکانی برای ادامه عملیات نظامی در لبنان داشته باشد.
در مورد بازگشایی تنگه هرمز هم احتمالا این کار زیر نظر ایران و تحت پروتکلهای اعلامی طرف ایرانی خواهد بود اما روشن نیست که عوارضی هم در کار خواهد بود یا خیر و اساسا آیا ایران حقی برای جلوگیری از عبور برخی کشتیها خواهد داشت یا نه.
همین قاعده در مورد محاصره دریایی ایالات متحده هم وجود دارد. سخن از معافیت تحریمی نفت ایران در دوره مذاکره و آزاد شدن بخشی از اموال بلوکه شده ایران هم هست. اما چند و چون این موارد هم هنوز در هالهای از ابهام است.
تداوم آرایش نظامی آمریکا در منطقه هم موضوع دیگری است که باید دید آیا در تفاهم مذکور به آن پرداخته میشود یا نه. بعید نیست که بسیاری از این موارد در «اعلامیه اسلامآباد» مبهم باقی بماند و کار به چانهزنی و تدبیر عملی کشیده شود.
بعید نیست که پاکستان و سایر کشورهای منطقه فعلا در پی جوش دادن معاملهای هر چند لرزان باشند تا بعد با چانهزنی مداوم به حل موضوعات بپردازند.
طرفین خواستههای حداکثری خود را تعدیل کردهاند، نتیجه بیشتر به یک تعادل نزدیک است. هر چند به نظر میرسد در مجموع صدور چنین اطلاعیهای یک پیروزی برای ایران است که از پس جنگ با بزرگترین ارتش جهان توانسته کار را به میدان دیپلماسی بکشد، بی آنکه افقی از فروپاشی در سطح نظامی و سیاسی دیده شود.
اما چیزی قطعی نیست. هنوز همه در ایران و منطقه در اضطرابند. نه اسرائیل و نه لابی صهیونیستی و نه جنگطلبهای نئوکان به سادگی زیر بار نخواهند رفت.
در تهران هم فشار فزاینده اصولگرایان تندرو در رسانهها دست هیئت ایرانی را برای هر انعطافی لرزان میکند. دیپلماتهای تهران هم میدانند اینجا لحظهای است که میتوان بیشترین امتیاز ممکن را از آمریکا گرفت.
اما یک اشتباه محاسباتی در درک خط قرمز طرف مقابل یا یک شیطنت جدی از سوی مخالفان قدرتمند تفاهم در هر دو سوی میز میتواند همه چیز را دود کند و به هوا بفرستد.
فعلا منطقه و حتی اقتصاد جهان روی مرز تعلیق و اضطراب در انتظار «اعلامیه اسلامآباد» است. اعلامیهای که شاید ساعتی دیگر بیاید و شاید هرگز صادر نشود.





